گفتگو با «پژمان بازغی» و «مینا لاکانی» بازیگران سریال «تاوان»

۱۳۸۹/۰۴/۳۰ | برچسب‌ها: | 0نظرات

http://www.aksmod.com/wp-content/uploads/2010/01/52376.jpg


جرات بزرگ برای تاوان
سریال تاوان این‌روزها از شبکه سوم سیما پخش می‌شود و بسیار پرطرفدار است، سریالی که از بازیگران خوبی برای پیش بردن قصه‌اش بهره برده و این تنها حسن این کار نیست، چرا که برخلاف خیلی از مجموعه‌های تلویزیونی که با تکیه بر بازیگر و خلاقیت او پیش می‌روند، پشتش نگاه کارگردانی خوش‌فکر و فیلمنامه نویسانی با ذوق ایستاده‌اند. با پژمان بازغی و مینا لاکانی گفت‌وگوی مفصلی کردیم که قسمتی از آن را در این شماره برای شما آورده‌ایم.

روایتگران معمولی

پژمان بازغی پس از مدت‌ها با سریال تاوان به تلویزیون بازگشته است. او سریال تاوان را مجموعه خوبی می‌داند و به همین علت هم قبول کرده تا در آن بازی کند او معتقد است: «مخاطبی را که تلویزیون جذب می‌کرد از طریق بچه‌هایی بود که کار طنز می‌کردند. آن طنز لیز خورد و رسید به سینما. یعنی سینمایی شده که من ترجیح می‌دهم در آن کار نکنم. در تلویزیون باشم و کارهای خاص‌تری را انجام بدهم. حالا ما با «تاوان» به این فکر کردیم که چه چیزی بسازیم که نه خنده دار باشد، نه ملودرام، بلکه واقعی باشد و خاص.» تاوان آن‌قدر خوب عمل کرده که مخاطب نمی‌تواند یک قسمت آن را از دست بدهد، در این مورد می‌گوید: «یعنی از اول هم برنامه بر این بود که بیننده بداند، اگر یکی دو قسمت را نبیند، چیزی را از دست می‌‌دهد. ریسک پذیرفتن بازی ما در این سریال به همین علت بود و به همین علت هم شهرام چنین مجموعه‌ای را ساخت. چقدر شاهد سریال‌هایی باشیم که با زنگ تلفن به پایان می‌رسد و قسمت بعد با همان زنگ تلفن آغاز می‌شود؟! چقدر روایتگر معمولی باشیم؟!»

شباهت با سریال‌های خارجی

نکته‌ای که وجود دارد، شباهت «تاوان» با سریال «فرار از زندان» یا «لاست» در این است که در سریال‌های اشاره شده هم فلاش بک‌هایی زده می‌شود که انگار هیچ ربطی به قصه ندارد. بازغی در این مورد هم می‌گوید: «شاید اصلا قصه با همان فلاش بک‌ها هم آغاز شود، آنها هرکاری که با فکر انجام می‌دهند. یعی راجع به آن طراحی می‌کنند. ما در «تاوان» هم سعی کردیم تا این کار را بکنیم. یعنی اجرای متفاوتی در همه‌چیز داشته باشیم. حتی در جنس بازی‌ها هم این تفاوت مشخص است.» شاید ساخت «تاوان» جرات بزرگی می‌خواست! چون با سلیقه همیشگی مردم متفاوت است، نوع روایت داستان به‌گونه‌ای است که مردم همیشه تلویزیون‌بین عادت به آن ندارند. مینا لاکانی در این مورد با نگاه خاصی می‌گوید: «اما من فکر می‌کنم دقیقا این همان چیزی است که مردم می‌خواستند. یعنی تلویزیون در وادی تکرار افتاده است. یکسری سریال‌هایی برای تماشاچی‌پذیری موفق بودند. اما اینها به مردم حقنه می‌شود. البته نمی‌توان منکر این شد که مردم دوست دارند خیلی راحت جلوی تلویزیون بنشینند و سریال انتخابی‌شان را ببینند تا به سینما بروند و به تماشای فیلمی بنشینند که نمی‌دانند آن را دوست خواهند داشت یا نه و برای آن هزینه‌ای هم پرداخت کرده‌اند. آقای شاه‌حسینی دوست داشته با «تاوان» اتفاق جدیدی برای تلویزیون بیفتد. به‌رغم همه کارهای متوسطی که در صدا و سیما تولید می‌شود.» البته لاکانی معتقد است علت ساخت سریال‌های ضعیف که بازهم پرطرفدارند در این است که، مردم دوست دارند هم زندگی‌شان را بکنند و هم تفریح داشته باشند و سریال ببینند: «سریال‌ها آینه زندگی مردم‌اند. وقتی چنین داستان‌هایی را در تصویر می‌بینند، تازه متوجه می‌شوند که دارند با شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌کنند. یعنی اگر فارسی وان هم می‌بینند برای این است که خیلی واقعی و رئال ماجراها را نشان می‌دهند و مردم با اتفاقاتی که برای کاراکترهایشان می‌افتد آشنا هستند.»
قضاوت ممنوع
«تاوان» سریال بسیار خشنی است. اما این خشونت در حدی نیست که بیننده از این همه ناراحتی خسته شود. درست مثل زندگی شخصی آدم‌ها… اما در تاوان این را می‌گوییم که کسی نباید قضاوت کند. خیلی از افراد را می‌توانید ببینید که نمی‌توانید براساس ظاهرشان قضاوتشان کنید: «می‌دانید که این قضاوت کردن اشتباه یا درست از کجا شروع شد، از آنجایی که بیننده جلوی تلویزیون نشست و فهمید که کی به کیه. یعنی فهمید که این آن است و او این است… کمی می‌گذرد و جاها تغییر می‌کند و دوباره در قسمت‌های پایانی همه به جاهای مشخص می‌رسند. همه ما به روایت ساده عادت کرده‌ایم. روایت‌های ساده را باید کنار گذاشت تا بتوان به مردم یاد داد که قضاوت را هم کنار بگذارند.»
تفاوت در جزئی‌ترین اتفاقات
به نظر بازغی، تاوان حتی در کوچک‌ترین موردها هم دقت کرده است: «تفاوت نقش‌ها در تلویزیون زیاد نیست چون شخصیت‌پردازی‌های خاصی نداریم. در نهایت تفاوت‌ها با یک سبیل و موی رنگ شده نشان داده می‌شود. اما در «تاوان» این اتفاق نیفتاد و ما حتی برای ساعت پویان هم تمهیداتی داشتیم. حتی اگر دیده نمی‌شد! یعنی ساعت پویان قبل از ازدواج و ساعت پویان بعد از ازدواج. یعنی نخواستیم این تفاوت «گل‌درشت» را در ماشین پویان نشان دهیم! مثلا ماشین آقای نجفی تازه به دوران رسیده «بنز» است. اما پویان ترجیح می‌‌دهد تا سوار تویوتای خود شود. این جزو شخصیت پویان است. در فلاش‌بک‌ها هم این را می‌بینید.» لاکانی می‌گوید: «نکته دیگری هم وجود داشت که برای من در تمام سال‌های بازیگری‌ام اتفاق نیفتاده بود. اینکه یک بازیگر هیچ وقت نمی‌تواند بیشتر از سه دقیقه حس بگیرد. یعنی این ثابت شده. بعد از این سه دقیقه به سمت ادا در آوردن می‌رود. در این سه دقیقه اتفاقی می‌افتد که خیلی لحظه‌ای است. اگر کارگردان این لحظه را احساس کند. هم می‌تواند به بازیگر کمک کند و هم می‌تواند آن صحنه را اجرا کند و این اتفاق برای من خیلی در «تاوان» افتاد. برایم خیلی عجیب بود که در زمان ادای دیالوگ این اتفاق می‌افتاد. احساس می‌کردم که آقای شاه حسینی آن لحظه را می‌دید و ذهن من را می‌خواند و میزانسن را بر اساس همان لحظه می‌چید. خب این خیلی به من کمک می‌کند.»
اتحاد جمعی
هم لاکانی و هم پژمان بازغی «تاوان» را حاصل یک اتفاق جمعی می‌دانند، بازغی می‌گوید: «نه من می‌توانم بگویم که من خیلی بازیگر خوبی در این سریال بودم، نه کامران تفتی، نه خانم لاکانی و نه حتی شهرام شاه‌حسینی به عنوان کارگردان. همه چیز به اضافه نگارش فیلمنامه دست به دست هم داده. به همین دلیل من سکانسی را که وقتی با او تماس می‌گیرند تا بگویند زنش مرده! را خیلی دوست دارم. پویان روی کاناپه خوابیده. کسی که زنش رفته، می‌رود به اتاق خواب، مسواک بزند و لباس خواب بپوشد. آدمی است که همین طوری پریشان نشسته و مثلا تلویزیون می‌بیند. یعنی همه چیز طبیعی است».
عنصر اصلی
جالب است بدانید که بازغی عنصر اصلی در این گروه فیلمبرداری را شاه‌حسینی می‌داند و می‌گوید: «اولین‌باری که سر صحنه آمدم، ضبط پلان دعوای من و آقای رویگری بود. پرسیدم شهرام سخت‌ترین سکانس را روز اول گذاشتی؟ یعنی شما فکر کنید من روز اول رفتم و باید صحنه‌ای را بازی کنم که همسرم فوت کرده، ۳۰ میلیون از حسابم بیرون کشیدند، وصیتنامه گم شده و من باید بروم دعوا کنم! هیچ چیز نمی‌دانستم. بعد مریم کاویانی همراه من نقشی را بازی می‌کند که من اصلا نمی‌دانستم کیست! یا حتی مرجان و پویان چه کسانی هستند؟!» نام سریال طوری است که با شنیدن آن مخاطب حدس می‌زند که کسی یا همه باید «تاوان» چیزی را در قصه این مجموعه پس بدهند. شاید نام مجموعه همه‌چیز آن را لو دهد اما لاکانی می‌گوید: «این اسم خیلی کشش دارد». او معتقد است که نام این سریال نمی‌تواند انتهای آن را لو دهد ضمن اینکه بازغی می‌گوید: «به نظر من پایان مهم نیست. اتفاقا یک پایان بی‌نظیر داریم که بیننده حدس می‌زند چه اتفاقی خواهد افتاد ولی یک اما وجود دارد. در «تاوان» هم همینطور است. یکسری اتفاقات را کنار هم ریختیم و مدام تکان می‌دهیم، این اتفاقات جا باز می‌کنند، گاهی حل شده و گاهی از بین می‌رود.»
آخرین نفر تاوان
مینا لاکانی با اینکه بازیگر اصلی زن این مجموعه محسوب می‌شود، اما آخرین نفری بود که به این گروه ملحق شد: «من خیلی دیر به گروه ملحق شدم. یک ماه و نیم از کار گذشته بود که من به آنها پیوستم و سکانس‌های اصلی کار گرفته شده بود. آقای شاه‌حسینی هم خیلی فرصت نداشتند که بخواهند برای من همه چیز را توضیح دهند. من مجبور بودم در بعضی موارد از خودم برای رسیدن به شخصیت وام بگیرم و نمی‌توانستم که در آن زمان کم مرجان را بشناسم ولی نمونه‌هایی مشابه مرجان را در اطرافم دیده بودم.»
مرجان، نمونه زنان این جامعه
شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید از نظر لاکانی زنی در همین موقعیت مرجان که مطلقه است، ثروت بسیاری دارد و می‌داند همه به چه نیتی به او نزدیک می‌شوند، ریسک می‌کند: «زنان قدرتمندی هستند که در چارچوب سنت‌ها نمی‌گنجند و قواعد را می‌شکنند حالا ما نخواستیم خیلی این موارد را نشان دهیم، شاید اگر دستمان بازتر بود می‌توانستیم مسائل بیشتری از مرجان را نشان دهیم که چرا پویان را انتخاب کرده. به دلیل محدودیت‌هایی که داریم ناچار هستیم طوری عمل کنیم که از طرف سیستم و مردم پذیرفته باشد. اما آنچه قطعیت دارد این است که مرجان عقده مالی ندارد چون در ناز و نعمت بزرگ شده و چیزی برای معامله کردن با ازدواج ندارد به خصوص اینکه در ازدواج گذشته خودش هم ناموفق بوده آن هم با مردی که به لحاظ سنی با او تناسب ندارد و حتی در انتخاب بعدی هم با اختلاف سنی بسیار تشکیل زندگی می‌‌دهد. این فاکتوری بود که به من نشان داد مرجان در زندگی‌اش تعادل ندارد، این عدم تعادل را من باید نشان می‌دادم که چرا فرزندش این‌گونه می‌شود؟ چرا ازدواج دوم هم با شکست مواجه می‌شود؟ چرا معیارهای انتخاب او غلط است؟ این‌ها مواردی بودند که من می‌توانستم از زندگی شخصی خودم هم وام بگیرم تا سریعتر به نقش برسم. این عدم تعادل هم کمک می‌کرد که مرجان را زودتر پیدا کنم. جدا از این آقای شاه‌حسینی هم در هر پلان فاکتور و کدهای کوچک اما تاثیرگذار را به من می‌دادند یا حتی بازی آقای بازغی به عنوان پارتنر من خیلی کمک‌دهنده بود. من با بازیگرانی کار کردم که نه تنها کمک نمی‌کنند بلکه تلاش می‌کنند شما نقش خودتان را گم کنید اما آقای بازغی اصلا این‌طوری نبودند.»
دیرتر از همه
همانطور که قبلا گفتیم سارا خوئینی‌ها قرار بود تا نقش مرجان سریال «تاوان» را ایفا کند، اما به‌دلایلی این همکاری میسر نشد و شهرام شاه‌حسینی به‌عنوان کارگردان، مینا لاکانی را جایگزین او کرد. انتخابی که شاه‌حسینی از آن به‌عنوان یکی از برگ‌های برنده‌اش در این سریال یاد کرده است.
مینا لاکانی در این مورد که دیرتر از سایر بازیگران به این پروژه پیوسته حرف‌های زیادی دارد، اما دیر پیوستن او به این کار، در روند بازی او موثر نبوده، چنین اتفاقی نیفتاده و می‌توانید یکدست بودن بازی او را با سایر بازیگران ببینید، این نشان می‌دهد که لاکانی خیلی خوب توانسته خود را با روند سریال از قبل پیش‌رفته هماهنگ کند، در این مورد می‌گوید: «برای بازیگر خیلی خوشایند نیست که دیر به گروه برسد چون هماهنگ شدن با نقش و دیگر اعضای گروه زمان می‌برد. اگر از ابتدا در گروه باشد به مرور و با کمک دیگر بازیگران و کارگردان می‌توانند نقش را شکل دهند اما چون این اتفاق دیر برای من افتاد با تلاش خودم و آقای شاه‌حسینی توانستم تمرکزم را بالا ببرم تا با بازی دیگر بچه‌ها متعادل شوم. یادم هست که به ایشان گفتم سیستمی که شما کار می‌کنید خیلی متفاوت است و من تابه‌حال تجربه نکردم.»
همه بازیگران متفاوت
بازی‌ها در این سریال همه شبیه به هم است، به این معنی که خیلی خوب بازیگران توانسته‌اند خود را با قصه همراه کنند و کمتر پیش می‌آید که شما فکر کنید که بازیگری در حال بازی کردن نقشی است، پژمان بازغی در این مورد می‌گوید: «به نظرم حتی خانم کاویانی هم به نسبت کارهای دیگر خود متفاوت هستند.»
او برای این حرف مثالی هم می‌زند: «در قسمتی که من به او می‌گویم اگر بمانی شاید من هم بتوانم کارهایم را انجام دهم و با تو برای سرمایه‌گذاری بیایم یک واکنش کاملا زنانه و حرفه‌ای نشان داد. مثل کسی که به هدف زده اما نمی‌داند ماجرا چیست. چون پویان می‌داند که مرجان زنده است و وجدانا نمی‌تواند با او ازدواج کند.»
تدوین سخت اما خوب
چیزی که بیش از حد به «تاوان» کمک کرده، تدوین و بستر قصه‌ای است که وجود داشت.
در همین روایت‌های متقاطع که می‌بینیم، داستان‌ها در دل آدم‌های مختلف گفته می‌شود این امر با توجه به تدوین مستانه مهاجر که اولین کار تلویزیونی‌اش هم محسوب می‌شود خوب از آب درآمده. بازغی که همسر مستانه مهاجر است، می‌گوید: «او گفته که دیگر چنین کاری را انجام نمی‌دهد.»
طرح از قبل تعیین شده
بد نیست بدانید، از ابتدا پلان کلی قصه چقدر مشخص بود و در بحث‌هایی که گروه با هم داشتند به این شکل درآمده است.
بازغی می‌گوید: «واقعا از قبل طراحی شده بود. اما تا این اندازه دقت نداشتیم، مثلا پلان‌هایی را گرفتیم که لازم بوده اما جای آن در فیلمنامه جای دیگری بود. الان جایش به لحاظ روند قصه عوض شده. خیلی اتفاقات گسترده‌تر و بهتر می‌شود، بیفتد اگر این نباشد. یعنی ایجاد همان علامت سوالات در ذهن بیننده.»
هر رفتاری دلیلی دارد
لاکانی معتقد است در تاوان تاجایی که می‌شده همه‌چیز سرجای خودش قرار گرفته. مثلا بازی مریم کاویانی نیز بسیار درست اتفاق افتاده است: «من که دیشب بازی ایشان را می‌دیدم به نظرم خیلی انتخاب درستی بود، یک نگاه ویژه‌ای دارد. حالا اگر کسی بخواهد ایراد بگیرد، باید خیلی بی‌انصاف باشد، مثلا امروز از من پرسیدند که چرا با پسرتان در رستوران آنقدر سرد برخورد می‌کردید؟ خب قرار بوده این اتفاق بیفتد، باید این سردی باشد. وقتی از ابتدا رابطه سرد نشان داده شده نمی‌تواند بعد از این همه فاصله و دوری با فرزند خود، ارتباطی گرم و عاطفی داشته باشد. اصلا دلیل سرنوشت بد این پسر، رفتار سرد پدر و مادرش با اوست.»
تیتراژ تلخ
همانطور که قبلا هم گفته شد، تیتراژ و موسیقی سریال تاوان هم به تلخ بودن فضا کمک کرده، شاید هرکس دیگری جای عوامل این سریال بود، تیتراژی این‌چنینی را انتخاب نمی‌کرد، در حالی که الان این آغاز و پایان از سوی بیننده پذیرفته شده و نشان می‌دهد که کارگردان تیتراژ درستی را انتخاب کرده است، بازغی می‌گوید: «آرمان موسی‌پور موسیقی دیگری برای تیتراژ ساخته بود که شاید برای مخاطب مورد پسندتر بود اما شاه‌حسینی وقتی گوش کرد از او خواست که با تمام احترامی که برای مخاطب قائلیم به او باج ندهیم.»
همچنان که روایت قصه هم این را می‌گوید که تا الان چیز دیگری نگاه می‌کردی حالا لطفا یک چیز دیگر نگاه کن… البته تیتراژ کار برای خود عوامل هم گرچه دوست داشتنی است، اما دوست داشتند که ترانه‌ای داشته باشد، به همین دلیل هم لاکانی می‌گوید: «گاهی فکر می‌کنم، تیتراژ به یک ترانه احتیاج داشت.»
گرچه به اعتقاد ما همین ترانه می‌توانست، این مجموعه را هم شبیه مجموعه‌های دیگر کند با اینکه حامد بهداد به عنوان خواننده تیتراژ در چند قسمت ابتدایی سریال نامش برده شد ولی به دلایلی این ترانه منتفی شد. به نظر می‌آید که تلویزیون نخواست بهره خود را ببرد چون شنیده‌ها حکایت از این دارد که ترانه بسیار خوبی بود.
شکستن چارچوب ترانه مادری
با توجه به آخرین تصویری که مخاطب از مینا لاکانی در مجموعه «ترانه مادری» داشته، نقش مرجان در سریال تاوان توانسته تمام ذهنیت‌های تماشاگران را بشکند: «خیلی کمک کرد چون من بعد از ترانه مادری هر پیشنهادی داشتم شبیه آن بود.
شباهت نقش‌هایکی از دلایلی است که نتوانستم روی آنتن بیایم و کار خوبی انجام دهم، در این بین گل‌های گرمسیری را هم کار کردم و اواسط آن ادامه ندادم، گل‌های گرمسیری خیلی متفاوت بود اما قسمت من نشد که آن را ادامه دهم چون مادر من فوت کردند و نتوانستم بازی کنم.
او در سریال گل‌های گرمسیری نقشی را برعهده داشت که بعدها بهنوش طباطبایی آن را ایفا کرد، در این مورد می‌گوید: «بسیار نقش خوبی بود منتها به دلیل اتفاقی که افتاد مجبور شدم به تهران بیایم چون کار در آبادان تصویربرداری می‌شد و دیگر کاری انجام ندادم. نقش مرجان کمک کرد به اینکه کلیشه را بشکانم، خیلی واقعی بود.»
سیمرغ بلورین برای مینا لاکانی
لاکانی سال‌ها قبل به خاطر بازی در فیلم‌سینمایی «دیدار» و بازی در کنار مهران مدیری، برنده سیمرغ بلورین سینما بود، اما حالا تبدیل به یک بازیگر تلویزیونی شده است: «این اتفاق الان افتاده اما ناخواسته‌بوده. من از سینما شروع کردم. به عنوان یک بازیگر از دوران جوانی که شروع کردم این موضوع ثابت شد که می‌توان بازیگر مدیوم سینما باشم. ولی دلایل فنی وجود دارد که الان جای باز کردن آن نیست اما من به سمت تلویزیون آمدم و متوجه شدم من بازیگر نباید خط‌کشی کنم. می‌توانم حس بازیگری‌ام را در تلویزیون و تئاتر هم ارضا کنم.»
اما این دلیل نمی‌شود تا لاکانی بازی در سینما را دوست نداشته باشد و نخواهد از آن یاد کند: «اگر سینما باشد که چه بهتر، چون عشق اول من و تمام بازیگران است اما وقتی دیدم که به نوعی سینما و عشق را از من گرفتند فکر کردم تلویزیون جای مناسبی برای تامین حس بازیگری من خواهد بود. هر چقدر هم گذشت بیشتر مخالف این خط‌کشی شدم. در همه جای دنیا این خط‌کشی بین مدیوم‌ها هست اما در ایران تفاوتی به شکل بارز نشان داده نمی‌شود، مثلا ما قبلا می‌توانستیم بگوییم سینمای بیضایی! و واقعا تفاوتی وجود داشت ولی الان اینگونه نیست. اگر الان یک کارگردان سینما در تلویزیون کار متفاوت انجام می‌دهد، پس چه فرقی کرده؟ سینما باید با تلویزیون فرق داشته باشد وقتی این خط‌کشی بین این مدیوم‌ها وجود ندارد، برای سینما فاجعه است. سینما، صنعت و پروداکشن است هرچند تلویزیون هم الان به این سمت کشیده شده ولی باز هم سینما رشد خود را کرده که جلوتر باشد.»
حق انتخاب محدود
لاکانی برای انتخاب کارهایش چه در سینما، چه در تلویزیون بسیار حساسیت به خرج می‌داده و می‌دهد. چون بازیگری برای او مهم است اما نکته‌ای وجود دارد: «فراموش نکنید با توجه به سیستمی که در سینما و تلویزیون حاکمیت دارد، حق انتخاب ما بسیار کم است. منی که دوست دارم کار خوب انجام دهم، حق انتخاب برایم محدود است و باید دو سال در خانه منتظر بنشینم. این برای بازیگر جالب نیست، من مخالف پرکاری نیستم چون شما اسم وتصویرتان همه جا هست، روی بورس بیشتری هستید، به چشم کارگردانان بیشتر می‌آیید. ولی بازیگری که مثل من دو سال یک دفعه روی آنتن می‌آید، مسیر سختی را انتخاب کرده، برای اینکه باید صبر کنم تا نقش خوب پیشنهاد شود. تازه با این صحبت‌ها انتخاب و کار غلط هم داشتم.
شاید اگر حق انتخاب داشتم، روند رشد حرف‌های من شکل دیگری بود اما تابع سیستمی هستم که الان در جریان است.» این همان حرفی است که پژمان بازغی هم آن را تایید می‌کند و معتقد است که نباید خط و مرزی بین سینما و تلویزیون کشیده شده باشد: «این خط‌کشی‌ها را شما مطبوعاتی‌ها می‌کنید و بسیار در تغییر دادن افکار موثرید. خواهش می‌کنم که کمی از این حرف‌ها فاصله بگیرید.»

0 نظرات:

ارسال یک نظر

مطالب قبلي