ورزش کردن به سبک حمید گودرزی

۱۳۸۹/۱۰/۱۰ | برچسب‌ها: , | 0نظرات

 عکس   ورزش کردن به سبک حمید گودرزی

حمید گودرزی این چند مدت خیلی پرکار شده است و فیلم های خیلی خوبی را در نوبت اکران دارد,حمید در زمان استراحت خود برنامه خیلی جالب ورزشی دارد.
حمید وقتی که در زمان استراحت می باشد و بازی در فیلمی را آغاز نکرده است بیشتر به ورزش کردن می پردازد و می توان او در باشگاه های ورزشی شهر تهران دید.
حمید به یک ورزش خاص علاقه ندارد بلکه تمامی ورزش ها را دوست دارد و سعی می کند خیلی از آنها را انجام دهد.
اما در این میان می توان خیلی خوب حس کرد که بدمینتون و بدنسازی از ورزش های مورد علاقه حمید می باشد و سعی می کند این دو ورزش را در کناری هم انجام دهد تا بدنی سالم و ورزشی داشته باشد.
خود حمید در مورد ورزش می گوید:من واقعا تمامی مردم را به ورزش کردن دعوت می کنم حتی خودم تا مدت ها پیش فقط در منزل ورزش می کردم و به خاطر شغلی که داشتم نمی توانستم وارد باشگاه شوم ولی مدتی چند تا از دوستانم که در ورزش فوتبال فعالیت دارند به من نام یک باشگاه را پیشنهاد دادند که هم هنرمندان و هم ورزشکاران در آنجا فعالیت می کردند.وقتی که به باشگاه سر زدم و یک روز در آنجا ورزش کردم احساس خیلی بهتری داشتم و سعی می کنم که هفته ای دو روز به باشگاه بروم.
 عکس   ورزش کردن به سبک حمید گودرزی
 عکس   ورزش کردن به سبک حمید گودرزی
 عکس   ورزش کردن به سبک حمید گودرزی
» ادامه مطلب ...

گفت‌وگو با سمیرا حسینی بازیگر «آسمان همیشه ابری نیست»

| برچسب‌ها: | 0نظرات

 عکس   گفت‌وگو با سمیرا حسینی بازیگر «آسمان همیشه ابری نیست»
نسرین با بازی سمیرا حسینی یکی از نقش‌های اصلی این مجموعه است. وی چندین سال است که در تلویزیون فعالیت دارد. خودش می‌گوید رشته دانشگاهی‌اش در زمینه…

بازیگری را حرفه‌ای دنبال می‌کنم
این روزها مجموعه آسمان همیشه ابری نیست، در حال پخش است؛ قصه‌ای با محوریت جوان‌ها و دختران. نسرین با بازی سمیرا حسینی یکی از نقش‌های اصلی این مجموعه است. وی چندین سال است که در تلویزیون فعالیت دارد. خودش می‌گوید رشته دانشگاهی‌اش در زمینه ادبیات نمایشی برای حضور حرفه‌ای او بی‌تاثیر نبوده است. بازیگری حرفه‌ای را با بازی در سریال صاحبدلان آغاز کرده و تا به امروز در زمینه بازیگری حرف‌های زیادی برای گفتن داشته است.
از چه سالی به صورت حرفه‌ای کار بازیگری را شروع کردی؟
در سال‌هایی که دبیرستان بودم تئاتر کار می‌کردم تا زمانی که در دانشگاه رشته تئاتر قبول شدم، از همان سال اول جذب گروه‌های حرفه‌ای شدم و از سال دوم تحصیلم به صورت حرفه‌ای وارد بازیگری شدم. صاحبدلان به کارگردانی محمدحسین لطیفی شروع فعالیت‌های من بود و فکر می‌کنم نقش خوبی را برای آغاز کارهایم انتخاب کرده بودم.
از همان ابتدا به این معتقد بودی که باید برای ورود به این عرصه اولین قدم‌ها محکم‌ترین قدم‌ها باشند؟
بله، دوست داشتم از همان اول بر اساس توانایی‌هایم شروع کنم. من در این زمینه تحصیلات داشتم و اصل قضیه را بر این مبنا گذاشتم که با توجه به تکنیک‌هایی که آموخته بودم باید حرفه‌ای وارد شوم.
بعد از صاحبدلان فیلم سینمایی گیس بریده را در سینما بازی کرده‌اید؟
بله و فقط یک کار سینمایی را تا به امروز داشته‌ام.
در سریال پس از سال‌ها به کارگردانی اکبر خواجویی نقش اصلی را بر عهده داشتی، فکر می‌کنی با حضور در این کار بیشتر از قبل به مخاطب شناخته شدی؟
این اولین بار بود که نقش اصلی دختر به من واگذار می‌شد و برایم اتفاق خوبی بود، همه توانم را بر این گذاشتم که بتوانم خوب دیده شوم و فکر می‌کنم این اتفاق افتاد، بعد از آن هم در تله‌فیلم‌های زیادی که بازی داشتم نقش اصلی را بازی کردم، یکی از این تله‌فیلم‌ها به کارگردانی سعید ابراهیمی‌‌فر بود که اتفاقا فیلمنامه‌اش را هم خودم نوشته بودم.
پس در زمینه فیلمنامه‌نویسی هم فعالیت می‌کردی؟
گرایش تحصیلی من در دانشگاه ادبیات نمایشی بود، از همان موقع بود که دست به نوشتن داشتم. یکی دو تا فیلمنامه برای دوستانم نوشتم تا زمانی که بازی در مجموعه صاحبدلان به من پیشنهاد شد. همان زمان فیلمنامه‌ای در ژانر دفاع مقدس نوشته بودم که وقتی فیلمنامه را در همان دفتری که کار صاحبدلان تولید می‌شد خدمت آقای جودی بردم، از فیلمنامه خوششان آمد و بعد از تصویب طرح در سیما فیلم سعید ابراهیمی‌فر کارگردانی آن را به عهده گرفت. دفاع مقدس را دوست داشتم مخصوصا آن موقع‌ها که بچه‌ بودیم زمانی بود که خیلی فیلم‌ها در این ژانر پخش می‌شد و من از آن موقع دوست داشتم در این زمینه فعالیتی داشته باشم.
بعد از آن مجموعه کلانتر را کار کردی، مجموعه‌ای که با پخش اپیزود «دوستان» خیلی از خط‌های به ظاهر قرمز را شکست.
برای نقش نازنین در این اپیزود انتخاب شدم. فیلمنامه خیلی خوب بود و به قول شما فضا را خیلی بازتر کرد. داستان متفاوت بود و جزو اولین دفعاتی بود که یک معضل اجتماعی روز در قالب داستان جوان‌ها را به تصویر می‌کشید. من فکر می‌کنم اگر فضای فیلمنامه‌های ما با همین روال ادامه پیدا کند دیگر نیازی به تماشای فیلم‌های بی‌محتوا از شبکه‌های ماهواره‌ای نیست. اپیزود «دوستان» نگاهی جدید بود به آنچه که وجود داشت.
بحث اصلی را در مورد سریال «آسمان همیشه ابری نیست» دنبال کنیم. مخصوصا این که در سال‌های اخیر کمتر به موضوع نوجوان‌های دبیرستانی و معضلات دختران در جامعه نگاه شده است.
خیلی اتفاقی برای نقش نسرین انتخاب شدم، حدود ۷ ـ ۶ ماهی بود که پیش‌تولید کار شروع شده بود و قرار بود ۲ روز دیگر کار کلید زده شود ولی هنوز نقش نسرین انتخاب نشده بود. کاملا با حرف شما موافقم چراکه این مجموعه نگاهی نو داشت به مسائل روز دختران در اجتماع ما، از ارتباط با اعضای خانواده گرفته تا مسائل و مشکلاتی که در دبیرستان و خارج از آن ممکن است برای یک دختر نوجوان دبیرستانی مشکل‌ساز شود.
نسرین در نقش یک دختر کم‌سن و سال دبیرستانی بود. آن موقع که نقش را پذیرفتی چه ذهنیتی در مورد آن داشتی؟
وقتی بازی من در این مجموعه شروع شد هنوز فیلمنامه را کامل نخوانده بودم، باید بگویم که من خیلی روی فیلمنامه و نقشم کار می‌کنم، شخصیت‌پردازی می‌کنم و تا آنجایی که اجازه داشته باشم نقش را تجزیه و تحلیل می‌کنم. نسرین شخصیتی بود که چند سالی از سن و سال خود من کوچک‌تر بود. خیلی به حالت‌هایی که سال‌های دبیرستان داشتم فکر می‌کردم و مدام آن سال‌ها را برای خودم تمرین می‌کردم. واقعا یک دختر دبیرستانی شده بودم و انگار به سال‌های قبل زندگی‌ام برگشته بودم. خصوصا این که نسرین طی داستان از یک دختر ساده شاد و شنگول به یک دختر پخته سرد و گرم چشیده تبدیل می‌شود، این سیر تحول را در مورد نسرین دوست داشتم.
به نظر می‌رسد نسرین نقش پرکاری بود. چراکه در سیر داستان فازهای متفاوتی از شاد بودن تا افسردگی را تجربه می‌کند.
بله و اینجا بود که تحلیل و پرداخت شخصیت خیلی به من کمک کرد. برای خودم نقش را تجزیه کرده بودم و نسرین دختری شده بود در ۴ فاز شخصیتی؛ دختری که زندگی عادی خود را دارد. در جایی از داستان و پس از مرگ مادرش دچار بهت‌زدگی می‌شود، فازی از افسردگی را تجربه می‌کند و در نهایت باید به زندگی عادی خودش برگردد. این تقسیم‌بندی به من کمک زیادی می‌کرد تا بتوانم از پس ایفای نقش در همه شرایط زمانی آن به خوبی برآیم. امیدوارم توانسته باشم این روند تغییر را به خوبی به مخاطب نشان دهم.
شخصیت نسرین را در کل چطور می‌بینی؟
نسرین دختری است با چالش‌های متفاوت شخصیتی. وقتی وارد عمق داستان می‌شوی و اتفاقاتی که برای یک دختر ۱۸ ساله می‌افتد را مرور می‌کنی متوجه می‌شوی که نسرین سختی‌های زیادی کشیده است. من در بازی‌ام سعی کردم به نسرین نزدیک شوم و خیلی وقت‌ها خودم را جای او می‌گذاشتم بخصوص این که بار اصلی قصه برعهده نسرین بود و این مسوولیت من را بیشتر می‌کرد، گاهی اوقات احساس می‌شود این تعدد شخصیت دختران و پرداخت به زندگی تک‌تک آنها قصه را از مسیر اصلی آن منحرف می‌کند.
آسمان همیشه ابری نیست یک قصه خطی مشخص ندارد و اتفاقا این یکی از حسن‌های آن است که قصه‌های فرعی را با خود همراه ساخته است. بیننده امروزی دیگر پتانسیل این را ندارد که تنها یک خط داستان را از ابتدا تا انتهای آن دنبال کند. اتفاقا این تعدد شخصیت‌های داستان به نظر من از نکات مثبت آن است مخصوصا این که سعید عالم‌زاده به خوبی از پرداخت آن بر آمده است. یادمان باشد که اکثر سریال‌های پرمخاطب دنیا پر از قصه‌های فرعی است و در هر ۵ دقیقه آن یک اتفاق جدید می‌افتد.
نسرین با خانواده‌اش ارتباط خوب و قابل باوری دارد. درآوردن این رابطه برایت سخت نبود؟
همیشه ارتباط با پارتنرها در داستان برایم مهم بوده، خصوصا این که مربوط به اعضای خانواده باشد. همیشه این ترس در نوع ارتباط برایم مهم بوده. نسرین با خانواده‌اش خیلی راحت و قابل باور رفتار می‌کرد. این قضیه مهم بود. در این کار جعفر دهقان و آتنه فقیه‌نصیری خیلی به من کمک کردند. در کل ارتباط با نقش مقابل و شخصیت‌پردازی خود بازیگر در کنار هم به درآوردن یک نقش کمک زیادی می‌کند.
الان بازیگری برایت به صورت شغل هدفمند در آمده است؟
این اتفاق در جامعه ما خیلی جا نیفتاده، شاید نمی‌تواند یک شغل باشد چرا که به عقیده من زمان مشخصی برای درخشیدن دارد و بعد از آن دیگر حمایتی به آن شکل وجود ندارد. این اتفاق در حال حاضر برای من یک شغل است و به آن حرفه‌ای نگاه می‌کنم چرا که برای آن زحمت کشیده‌ام. قضیه برای من تنها یک تفریح نیست، بازیگری حرفه من است. بازیگری یک علم است چرا که تحلیل فیلمنامه، تحلیل شخصیت و خیلی چیزهای دیگر دارد.
در همه این سال‌ها که بازی می‌کردی کدام نقشت را بیشتر دوست داشتی؟
نقش نسرین به لحاظ پیچ و تاب‌هایی که داشت از همه نقش‌ها سخت‌تر بود،‌ من نسرین را خیلی دوست دارم، باقی را بر عهده مخاطب می‌گذارم که در این ارتباط قضاوت کنند.
زن ایرانی فیلم‌ها و سریال‌های امروز تا چه اندازه مصداق واقعی یک زن در جامعه امروز است؟
این قضیه بیشتر به داستان‌های ما برمی‌گردد. الان این اتفاق بیشتر دارد حس می‌شود. می‌بینیم که نقش‌ها هم دارند باورپذیرتر می‌شوند چرا که جدا از واقعیت نیستند. این همان اتفاقی است که یک مجموعه را پر مخاطب می‌کند. این مساله برای من هم مهم است و به آن اعتقاد دارم.
برایت مهم است که همیشه نقش اول را بازی کنی؟
تا به امروز خوشبختانه حتی اگر نقش اصلی کار نبوده‌‌ام ولی نقش اصلی دختر را برعهده داشتم و نقشم همیشه در کار موثر بوده. نقش منفعل را دوست ندارم. معتقدم حتی یک نقش کوتاه هم باید در روند داستان اثر گذاری داشته باشد.
چرا دیگر در سینما فعالیت نداشتی؟
اتفاقا دوست دارم بیشتر در سینما باشم و این توانایی را در خودم می‌بینم. نمی‌خواهم تنها محدود به تلویزیون باشم. شاید پیش نیامده ولی دوست دارم بزودی یک نقش خوب را در سینما بازی کنم.
» ادامه مطلب ...

گفتگو با نرگس محمدی بازیگر سریال ستایش و فیلم آناهیتا

۱۳۸۹/۱۰/۰۷ | برچسب‌ها: | 0نظرات

فرصتی برای تجربه اندوزی
«آناهیتا» یک فیلم اجتماعی-جنایی خوب در استانداردهای سینمایی ایران است و به لحاظ ساختار متفاوت خود توانسته توجهات مخاطبان خاص سینما را هم به خود جلب کند. این فیلم از یک کارگردان کارکشته و باتجربه به نام عزیزا.. حمیدنژاد سود می‌برد که همکاری با او برای بسیاری از بازیگران یک کلاس آموزشی خوب برای باتجربه شدن در عرصه بازیگری است.
ارتباط صمیمانه میان بازیگران
به جز حمیدنژاد که به واسطه هدایت درست خود کمک حال بازیگران بود، در روند پیش‌تولید یک ارتباط نزدیک و صمیمانه مابین بازیگران کار فراهم آمد که این رفاقت موجب افزایش کیفیت کار شد. میان خودم و میترا حجار که ایفای نقش مقابل او را برعهده داشتم نیز رابطه صمیمانه‌ای به وجود آمد و همین ارتباط دوسویه بود که موجب شد به غیر از زمان‌های فیلمبرداری در پشت صحنه کار هم همواره در کنار یکدیگر بوده و سعی کنیم با شناخت ویژگی‌های شخصیتی یکدیگر، اسباب اجرای درست نقش‌ها را فراهم آوریم. فکر می‌کنم این رابطه صمیمانه میان بازیگران در انتقال حس و حال فیلم به مخاطب هم موثر بوده است.
 نرگس محمدی(نفر دوم از راست) در نمایی از «آناهیتا»
دوستی خورشید و مهرناز
یکی از بخش‌های اصلی فیلم ارتباطی است که میان «خورشید» با بازی میترا حجار و «مهرناز» با بازی خودم وجود داشت. این دو شخصیت از دوران کودکی با هم دوست بوده‌اند و این دوستی تا دوران دانشگاه و انجام تحقیقات علمی ادامه دارد. به نظر من قسمتی از بار دراماتیک داستان مدیون این رابطه است یعنی دوستی میان خورشید و مهرناز و احساس مسئولیتی که خورشید نسب به مهرناز دارد، سبب می‌شود مخاطب راحت‌تر دلایل رفتار بعدی آنها را حدس بزند.
اهمیت کار گروهی
به غیر از دوستی میان این دو شخصیت در اغلب آزمایشاتی که توسط خورشید انجام می‌شود، مهرناز به عنوان دستیار حضور دارد و به خصوص در شرایطی که ناامیدی به سراغ خورشید می‌آید به وی کمک می‌کند تا بار دیگر به شرایط طبیعی بازگشته و فعالیت خود را ادامه دهد. بدین لحاظ می‌توان داستان فیلم را الگویی دانست برای فعالیت‌های جوانانی که با کوچکترین مانعی، مایوس شده و از پروژه هنری یا علمی خود دست می‌کشند در حالی که خورشید به واسطه دستیاری که دارد بر این گونه یاس‌ها غلبه کرده و در نهایت نیز نتیجه دلخواهش را کسب می‌کند.
» ادامه مطلب ...

تغییر در چهره همراه با اشکان خطیبی

۱۳۸۹/۱۰/۰۴ | برچسب‌ها: , | 0نظرات






اشکان خطیبی بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ایران همیشه دوست دارد که متفاوت باشد و این کار به جایی رسیده است که دوست دارد تغییر چهره دهد.
البته منظور ما از تغییر چهره,عمل جراحی و یا .... نیست.او دوست دارد با بلند کردن موهای خود با مدل های مختلف و همچنین گذاشتن سبیل در چهره اصلی خود کمی تغییر ایجاد کند.ولی آیا این تغییر نیز در فیلم ها و سریال های او دیده خواهد شد؟
در گام اول اشکان خطیبی به صورت آزمایشی با چند گلاه گیس سعی می کند که چهره خود را متفاوت کند.گلاه گیس های او طوری می باشد که خیلی ها فکر می کنند موهای واقعی او هستش.
خود اشکان خطیبی در مورد کار خود می گوید:من متفاوت بودن را دوست دارم حال چه در رفتارم باشه یا در ظاهرم باشد.ولی مدتی بود که تصمیم داشتم که موهای خیلی بلندی داشته باشم و مدل عجیبی را برای موهایم انتخاب کنم ولی خوب باز متفاوت بودم و در یکی از کارهایم موهایم را از ته زدم.ولی خوب منتظر تغییر در ظاهر من باشید که می خواهم یک شوک وارد کنم.









































» ادامه مطلب ...

دقایقی با مهدی ماهانی در بازار خوراکی

۱۳۸۹/۱۰/۰۲ | برچسب‌ها: | 0نظرات





مهدی ماهانی بازیگر جوان سینما و تلویزیون ایران خیلی کم مصاحبه می کند و شاید اینطور بگوییم کم صحبت است.اما این بازیگر هله هوله خور حرفه ای است!
این بازیگر جوان ایران در مورد اینکه در بین خوراکی های این فصل چه چیزی را بیشتر دوست دارد می گوید:من چون مدتی است ورزش می کنم زیاد نمی توانم خوراکی یا به قول شما هله هوله بخورم ولی خوب برای این فصل می توانم بگویم که لبو,باقالی,پیراشکی خیلی می چسبه.من به خاطر کاری که دارم زیاد نمی توانم برم بیرون و این خوراکی ها را بخورم ولی اگر بتوانم خودم در خانه درست کنم هنر زیادی کرده ام(با خنده).
البته این گفته های آقای ماهانی زمانی بود که در بازار فقط لبو و باقالی را دیده بود و وقتی چشمش به بلال افتاد گفت:آخ دیدی بلال را یادم رفت این خوراکی همیشه من را یاد بچگی هایم می اندازد.خوردم بلال را خیلی دوست دارم و یادم هست در بچگی زیاد بلال می خوردم و مادرم می گفت اگر زیاد بخوری دندان هایت سیاه می شودو...ولی من این حرف ها به گوشم نمی رفت.
مهدی ماهان در مورد شیرینی ها هم می گوید:خیلی کم شیرینی می خورم ولی اگر شیرینی خامه ای باشد نمی توانم جلوی خودم را بگیرم.ولی در کل شیرینی کم می خورم.




» ادامه مطلب ...

جدیدترین مصاحبه با کریستیانو رونالدو

۱۳۸۹/۰۹/۲۳ | برچسب‌ها: , | 0نظرات

http://www.resimcity.com/data/media/185/www.resimcity.com_cristiano_ronaldo.jpg

کریستیانو رونالدو از گلی که مقابل تیم فوتبال رئال زارگوزا به ثمر رساند به عنوان بهترین گل دوران بازیگری خود یاد کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، مهاجم پرتغالی تیم فوتبال رئال مادرید در دیدار با زاراگوزا موفق شد هفدهمین گل این فصل از رقابت‌ها را به ثمر برساند.
رونالدوی 25 ساله در گفتگو با سایت باشگاه رئال مادرید اظهار داشت: گل من نشانه تیمی است که به سختی تلاش می کند. این گل، بهترین گل زندگی‌ام بود. من نمی توانستم این ضربه کاشته را وارد دروازه کنم چنانچه هم تیمی‌هایم ضربه کاشته را نمی گرفتند. از این بابت خوشحالم. ما می خواهیم تا آنجا که می توانیم به پیروزی ادامه دهیم.
رونالدو افزود: بازی با زاراگوزا، بازی دشواری بود. آنها بازی را خیلی قوی آغاز کردند اما گل مسوت اوزیل باعث شد تا کنترل دیدار را در اختیار بگیریم.
رئال مادرید یکشنبه شب در چارچوب هفته پانزدهم رقابت‌های لالیگا با نتیجه 3 بر یک از سد رئال زاراگوزا گذشت.
» ادامه مطلب ...

حرف‌هاي جدید محمدرضا گلزار درباره سينما

۱۳۸۹/۰۹/۲۲ | برچسب‌ها: | 0نظرات

http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:MB8BN-2xNmTr_M:http://rezzar.persiangig.com/Konsert-rezzar/rezzar33%20(15).jpg&t=1
محمدرضا گلزار در مجله هفت نگاه با بابک صحرایی گفت‌وگويي انجام داده است. گزيده حرف‌ها و نظرات گلزار در اين گفت‌وگو را درباره سينما، موسيقي، ورزش و رابطه اش با مردم و منتقدان سينما و همين‌طور كنسرت گروه ريزار اين‌جا بخوانيد:

- هيچ‌وقت دوست نداشته‌ام زندگي‌ام يك بعدي باشد. من يك آدمي هست كه چند بعد دارد. يك مقداري‌اش را شما در عرصه سينما مي‌بينيد. يك مقداري‌اش در عرصه موسيقي است. يك مقداري‌اش در زمينه ورزش است كه من يكي دو ورزش را به صورت حرفه‌اي دنبال كرده‌ام. اكثر آدم‌ها تك‌بعدي‌اند و شايد در يك زمينه‌ فعالیت کرده اند و موفق شده‌اند. لطف خدا شامل حال من شده و در هر رشته‌اي كه رفته‌ام به آن موفقيت مطلوب و دلخواهي كه دلم خواسته دست پيدا كردم. موسيقي بوده كه من 3 تا ساز را كاملاً مي‌نوازم. سينما بوده و ورزش هم كه دو تا ورزش را خيلي حرفه‌اي از دوران بچگي پيگيري كرده‌ام. يكي واليبال كه در تيم‌هاي نوجوانان و جوانان و بزرگسالان بازي كردم. ديگري هم اسكي است كه كارت مربگيري آن را دارم و از دوران طفوليت من را در پيست‌هاي اسكي مي‌شناسند.

-  هر آدمي يك اشتباهاتي در زندگي‌اش مي‌كند ولي من وقتي اشتباه مي‌كنم سعي در جبرانش دارم و تلاش مي‌كنم كه بتوانم آن اشتباه را جبران كنم. متاسفانه در جامعه ما لطمه خوردن يك بازيگر يا يك استار يا سوپراستار از اطرافيان و آدم‌هايي است كه به جاي تلاش براي پيشرفت خود سعي مي‌كنند كه در آن حيطه حاشيه‌سازي كنند. اين مسأله در ابتدا خيلي من را ناراحت مي كرد و البته الان هم كمابيش گريبانگير من است. به عنوان مثال وقتي مي‌آيم وارد عرصه ورزش مي‌شوم به جاي اينكه ببينند من يك عده جوان را به سالن‌هاي ورزشي مي‌كشانم ، به سالن‌هاي واليبال يا پيست‌هاي اسكي می کشانم،تمام سعی خود را می کنند که به این اتفاق مثبت ضربه بزنند.حالا توانايي هاي من را هم مي‌بينند و وقتي مي‌گويم كه دوست دارم كساني كه اسكي‌باز هستند بيايند و با هم به پيست‌هاي اسكي برويم و اسكي كردن را تا جايي كه مي‌توانم يادشان بدهم يا چيزي از آنها ياد بگيرم به جاي خوشحالي يا پشتيباني كردن از اين جريان، حاشيه‌هاي كاذبي را ايجاد مي‌كنند. هر هفته دو روز به پيست اسكي مي‌روم و اسكي مي‌كنم و كساني كه اين مساله را به حاشيه مي‌برند كساني هستند كه نه اسكي بلدند و نه توان اسكي كردن دارند و نه دوست دارند كه در زندگي‌شان پيشرفت كنند. اين آدم‌ها من را مورد آزار خودشان قرار مي‌دهند. يك عده هم كه اسم خودشان را گذاشته‌اند منتقد و حالا به هر ترتيبي يا از روي حسادت قلم به دست می گیرند يا پول مي‌گيرند و مطلبی را به ناحق مي‌نويسند.

- خدا را شكر فيلم‌هاي موفق من به حدي بوده‌اند كه حتي آن بخش از منتقدان مغرض هم نمي‌توانند اين قضيه را انكار كنند چون ديگر قادر به مقابله با 70 ميليون مردمي نيستند كه از اين فيلم‌ها استقبال كرده‌اند. مثلاً مي‌گويند «بوتيك» فيلم موفقي است. نام شخصيت من در اين فيلم «جهانگير» است. مي‌گويند «اتي» در اين فيلم عالي است كه نقشش را خانم گلشيفته فراهاني بازي مي‌كند. مي‌گويند «شاپوري» عالي است كه آن هم ايفاي نقشش برعهده آقاي رضا رويگري بوده است. مي‌گويند «اتي» عالي بوده، «شاپوري» عالي بوده، تمام نقش را به نحوي مي‌گويند خوب بوده و بعد عنوان مي‌كنند كه «جهانگير» بد نبود.در صورتی که ما اصلاً سكانسي بدون «جهانگير» در فيلم بوتيك نداريم بعد چطور ممكن است كه چنين چيزي واقعيت داشته باشد. مثلاً گاهي اوقات يك سري‌هاشان مي‌گويند «جهانگير» عالي و «گلزار» بد نبود. حقيقت اينجاست كه «گلزار» همان «جهانگير» است اما حتي حاضر نيستند يك سري از واقعيت‌ها را هم عنوان كنند. مشخصاً من مي‌توانم حقيقت اين نقدها را تشيخص بدهم. بعد هم تكليف من روشن است. من براي مردم كار مي‌كنم. فيلم‌هاي موفق من را هيچ‌وقت به بخش‌هاي مسابقه راه نداده اند. اين بحث‌هايي است كه هميشه عنوان شده و فكر مي‌كنم بیان كردنش از حوصله من و شما به دور است. من براي سليقه مردم كار مي‌كنم. وقتي مي‌آيم كنسرت مي‌گذارم و سه خواننده اي كه دوستشان دارم را مي‌آورم و گروه ثبت مي‌كنم تمامش نشأت گرفته از توجه و علاقه به مردم است و براي آنها كار مي‌كنم. دوست دارم مردم بيايند و با يك بليط، كنسرتي را ببينند، از هر خواننده‌اي 4، 3 آهنگ محبوبشان را بشنوند و بروند. براي برگزاري اين كنسرت تلاش مي‌كنم. من كه درامر نبودم. درامز زدن هم كه براساس خوشگلي نيست كه بگويند «گلزار» بازيگر خوش‌چهره‌ سينمای ايران آمد كنسرتي را برگزار كرد و جاز زد. آيا چوب درامز، اين استيك جاز را مي‌توانيد در دستتان بگيريد و 5 دقيقه تكانش بدهيد؟ فقط 5 دقيقه. اين حرف‌هاي غرض‌ورزانه ديگر جاي بحث و گفتگو ندارد. البته خدا را شكر من انتقادي نسبت كنسرت "Rezzar" نديدم. يعني جايي براي انتقاد وجود نداشته. به هر حال خودزني كه نمي‌توانند بكنند. 5 هزار نفر آمده‌اند كنسرت را ديده‌اند و همه رضايت داشته‌اند كه به راحتي مي‌شود در اينترنت و یوتویوب و سايت‌هاي اين‌چنيني search كوچكی انجام داد و نظر مردم را ديد. من در حال آماده كردن فيلم اين كنسرت هم هستم تا آن را منتشر كنم.آنگاه اين دوستان عزيزي كه پول مي‌گيرند و به دروغ مطالبي مي‌نويسند، كه خدا را شكر كه تعدادشان هم خيلي اندك است،می توانند استقبال مردم از اين كنسرت و به خوبي برگزار شدنش را ببينند. اميدوار هم هستم كه وزارت ارشاد يك تدبيري در مورد اين آقايان به اصطلاح منتقدي كه دروغ مي‌نويسند انجام بدهد و اين جريان را به نحوي كنترل يا حذف كند. يا برنامه تلويزيوني نامناسبي كه مدام در حال ايجاد حاشيه‌هاي كاذب است. من نمي‌دانم آيا اين بودجه‌هاي هنگفت در اختيار يك برنامه قرار مي‌گيرد كه هر هفته بيايند و در مورد دستمزد بازيگر صحبت كنند؟ اين سينما صحنه و لباس و دوربين و نگاتيو و ده‌ها مسائل مهم و قابل ارزش دیگری براي بحث ندارد؟ كه فقط مي‌آيند مي‌گويند يك بازيگر آنقدر مبلغ گرفت و در فيلمي بازي كرد؟ طبيعتاً وظيفه اصلي منتقدين پرداختن صادقانه به مباحث اصلي و تأثيرگذار سينماست.

- من از اوايل دوران دبيرستان نوازندگي گيتار را شروع كردم. از كودكي هم به صورت جسته گريخته نواختن كيبورد و پيانو را دنبال مي‌كردم. الان نزديك به 6، 5 سال است كه پركاشن مي‌زنم و حدود 2 سال هم هست كه درامز مي‌زنم. منتها وقتي دلم مي‌خواهم درامز بزنم انقدر جُربزه دارم كه بگويم من كنسرتي را در برج ميلاد برگزار مي‌كنم. كاري كه خيلي از خواننده‌ها در حال حاضر انجام نمي‌دهند. يك برنامه در «اريكه ايرانيان» مي‌گذارند. آن هم يك شب و يك اجرا. من آمدم و در برج ميلاد 2 شب با چندين اجرا را برگزار كردم. با چندين خواننده‌اي كه استايل‌هاي موسيقايي متفاوتي نيز دارند. آقاي نعمت‌اللهي مي‌آيد حماسي مي‌خواند. مولانا و ايران و خليج و دريا را مي‌خواند. يا اينكه در كنسرت قبلي ريتم‌هاي House music و Trans را با خواننده‌هاي ديگري داشتيم. آقاي بابك جهانبخش را داشتيم كه فضاي ديگري از موسيقي پاپ را اجرا مي‌كرد يا آقاي مازيار فلاحي كه سبك خاص خودش را دارد و اكثر كارهايش مربوط به موسيقي فيلم‌هاي مختلف است كه اكثراً هم با تنظيم‌هاي متفاوتي اجرا شده‌اند. به هر حال نواختن درامز با تمام اين خواننده‌ها، هندل كردن كنسرت، طراحي اسيتج و نواختن پركاشن، تمام اين بارها به دوش من است و من آنقدر اين توان را در خودم ديده‌ام و تلاشم را كرده‌ام تا به آن ايده‌آلي كه مي‌خواهم برسم و ايده‌آل من هم رضايت مردم است نه اينكه به بحث و جدل با ديگران بپردازم و بخواهم بروم با كسي جنگ كنم يا اينكه بخواهم حركاتي انجام دهم كه كسي را از بالا به پايين بكشم. تمام هدف من در كنسرتي كه داشتم، رضايت مردم بود كه خدا را شكر اين اتفاق هم افتاد و مردم بسيار راضي و خوشحال بودند.

آقاي مازيار فلاحي يك شعري را در وصف حال من نوشته بودند كه قبل از كنسرت به اصرار ايشان به استوديو رفتيم و به صورت دو صدايي آن را اجرا كرديم. ايشان اصرار كردند كه در كنسرت هم من اين آهنگ را اجرا كنم که اجرا كردم و با استقبال خيلي خوبي هم مواجه شد كه فيلم‌هايش هم از طرف مردم به روي اينترنت گذاشته شده است. خودم هم تصميم دارم كه فيلم كنسرت را آماده كنم و به صورت رسمي به انتشار برسانم. اين كاري بوده كه در زمينه موسيقي انجام دادم و به فكر كار ديگري نيستم. در سينما هم يك فيلمنامه به اسم «شش و بش» نوشته‌ام كه اولين فيلمي است كه كار خواهم كرد. خيلي هم فيلمنامه‌اش را دوست دارم و زحمت زيادي روي آن كشيده‌ام. اين فيلم را با همكاري آقاي امين حيايي كار خواهم كرد.

منبع : ماهنامه هفت نگاه
» ادامه مطلب ...

مصاحبه ای جدید با مهدی مقدم

۱۳۸۹/۰۹/۱۵ | برچسب‌ها: | 0نظرات






موسیقی ما - مینا آتشی: مهدی مقدم با دو آلبوم تازه بعد از مدت زمانی طولانی که به نوعی ممنوع الفعایت بود، به عرصه موسیقی باز خواهد گشت.

مهدی مقدم در این‌باره به خبرنگار سایت موسیقی ما گفت: « بعد از مدت‌ها دو آلبوم تازه دارم که هر دو کارهایشان در وزارت ارشاد به اتمام رسیده و در حال حاضر در بخش حراست سازمان بسر می‌برند. که به امید خدا به زودی مجوز‌های نهایی صادر می‌شود و منتشر خواهند شد. نام یکی از این دو آلبوم «کاترینا» و عنوان دیگری «ای خدا» است.

وی افزود:« کار آهنگسازی و تنظیم قطعات این آلبوم‌ها بر عهده سعید سام و پیام شمس بوده است و از ترانه‌های  علی استیری، یاحا کاشانی، حمید فریزند و... در کاترینا و ای خدا استفاده شده است.»

مقدم در انتها اضافه کرد: «بلافاصله بعد از انتشار این دو آلبوم قصد دارم برنامه و تور کنسرت ویژه‌ای را آغاز کنم و بعد از مدت طولانی غیبتم، با هوادارانم از نزدیک ملاقات کنم.»


» ادامه مطلب ...

مصاحبه همراه با تصاویر متفاوت از مریلا زارعی

۱۳۸۹/۰۹/۰۹ | برچسب‌ها: , | 0نظرات

این روزها برخی از بازیگران سینمای ایران به سفر حج مشرف شده اند.اما مریلا زارعی بازیگر محبوب سینما سال 86 به سفر حج رفته است.از این رو شما را به خواندن مصاحبه و دیدن تصاویر از مریلا زارعی دعوت می کنیم.
هرکس آرزو دارد که به سفر حج برود.هرکس دوست دارد که سنی را برای این سفر انتخاب کند.چه شد که شما سال 86 را برای این سفر انتخاب کردید؟
مریلا زارعی:بسیار ناگهانی شد.همیشه این آرزو را داشتم که در جوانی به این سفر معنوی بروم.خیلی وقت ها با خدا حرف می زدم که چه زمانی می خواهد من را به خانه اش دعوت کند و خوشحالم که توانستم زمانی که نفس می کشم به حج بروم و خدا را شکر می کنم(کمی بغض و گریه).
چرا اینقدر دوست داشتی که زود به خانه خدا بروی؟
مریلا زارعی:دلیلش را می توانم بگویم که هرکسی می رفت و بر می گشت از آنجا تعریف می کرد.می گفتند:همه جای دنیا یک طرف,دیدن مکه و خانه خدا هم یک طرف.خیلی باعث شد که مشتاق شوم به این سفر به خاطر همین برخی از کارهایم را تعطیل کردم تا به خانه خدا بروم.
آیا ثبت نام کردید؟
مریلا زارعی:نه.سفر حج من داستان دارد.
می توانید برای ما تعریف کنید؟
مریلا زارعی:چند سال پیش مادرم به همراه چند تا از فامیل های نزدیک برای سفر حج ثبت نام کردند و سال 86 نوبتشان شد.حس عجیبی داشتم و دلم می خواست جای مادرم به این سفر بروم.مادرم می گفت تقصیر خودت هستش که ثبت نام نکردی.مادرم به مکه رفت و ما تلفنی در ارتباط بودیم.اولین شب به مادرم زنگ زدم و گفتم که مکه و خانه خدا چه جوری هستش.مادر می گفت انشالله که خودت می آیی و می بینی.از مادرم پرسیدم که اینکه می گویند آرامش می دهد درست است.مادرم در جواب باز هم گفت اگر لیاقتش را داشته باشی و خدا قسمتت کند خودت می آیی و می بینی.آن شب حال دگرگونی داشتم.فردای آن روز یکی از بستگان دور ما به من زنگ زد و گفت که من دو تا فیش مکه دارم و به دلایل کاری نمی توانم بروم و همسرم نیز منصرف شده است.یکی از فیش ها را به بستگان دیگر داده ام و این یکی را نمی دانم چرا به دلم افتاد که به شما بدهم.باور کنید آن لحظه نمی توانستم جلو اشک هایم را بگیرم.به صورت فیش را گرفتم و کارهاینکی را انجام دادم و دوهفته بعد از آن و پس از برگشت مادرم به سفر حج رفتم.












تصویر(1از4)



































































» ادامه مطلب ...

گفت‌و‌گو با محسن افشانی بازیگر سریال «ساختمان 85»

۱۳۸۹/۰۹/۰۳ | برچسب‌ها: | 0نظرات

http://pix4pix.net/upics/images/92510467383338634727.jpg
جای مهدی فخیم‌زاده در سینما خالی است
محسن افشانی اعتقاد دارد در حال حاضر ایده‌آل تهیه‌کننده‌ها پولسازی است و این فیلم‌ها شاید در رونق گیشه تاحدودی کمک کنند ولی در مجموع به ضرر بازیگر و سینما هستند.
محسن افشانی بازیگر جوانی است که با سریال «ترانه مادری» در نقش پسری درس‌خوان با نام «پویا نظری» به شهرت رسید. حضور او در کنار بازیگران تئاتری آن مجموعه باعث شد کم‌کم به فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی بیشتری راه پیدا کند.  هرچند اجرای او در جنگ «ماه عسل» درماه رمضان علی‌رغم اینکه به یک مدت کوتاه بدل شد، نشان داد او توانایی‌های متفاوت‌تری نسبت به بازیگری دارد.
پخش «ساختمان 85» سریال جدید مهدی فخیم‌زاده باعث شد با او گفت‌وگوی کوتاهی داشته باشیم که این گفت‌وگو هنگام ضبط سریال «دستان سبز» (قدرت‌الله صلح‌میرزایی) میسر شد و البته حرف‌های جالبی این بازیگر دارد که خواندنی است. بازیگری که می‌خواهد با اعتماد به نفس بالا بازیگری را رها کند و به عنوان کوچکترین تهیه‌کننده صداوسیما فعالیتش را آغاز کند.
مهدی فخیم‌زاده، کارگردان باوسواس و پردقتی است و به نظر می‌رسد کار کردن با او سخت باشد. از سویی دیگر بعد از بازی در یک سریال اجتماعی، حضور در یک مجموعه که تمی جنایی دارد، برایتان مشکل نبود؟
بعد از حضور در سریال «ترانه مادری» مدت زیادی کار نکردم تا فیلمنامه خوبی پیشنهاد شود، البته در این بین یک فیلم تلویزیونی با نام «ضامن» را با منوچهر هادی و یک فیلم سینمایی با عنوان «کیمیا و خاک» را با عباس رافعی کار کردم که به زودی قرار است اکران شود.
در این مدت فیلمنامه‌های زیادی حتی از کارگردان‌های خوب پیشنهاد شد ولی تصور آنها از من همان شخصیت پویا نظری بود که آرام، مثبت و درس‌خوان است و بعد یاغی می‌شود و من دوست داشتم با کار بهتری فعالیتم را ادامه دهم. آقای مصطفوی که استاد تئاتر من بودند و خودشان هم در «ساختمان 85» ایفای نقش کرده‌اند، به عنوان مدیر تولید این مجموعه پیشنهاد دادند که به دفتر بروم و اگر مورد قبول مهدی فخیم‌زاده قرار گرفتم، این نقش را بازی کنم.
از همان ابتدا هم این تصور را داشتید که کار با فخیم‌زاده سخت است؟
بله و برخی هم این موضوع را به من گفته بودند. وقتی وارد دفتر شدم، با همان حالت شوخ‌طبعی همیشگی‌ام با ایشان شوخی کردم و گفتم؛ من باید از شما دور بایستم، ممکنه من را بزنید. ایشان خندیدند و حدود پنج دقیقه با هم صحبت کردیم و اتفاقاً همین موضوع را هم مطرح کردم که همه می‌گویند کار با شما سخت است.
بعد از این صحبت کوتاه به عنوان هفتمین نفر گروه بازیگری، گفتند؛ برو قراردادت را ببند! ... بعد از اینکه کارم را شروع کردم، متوجه شدم تمام این حرف‌ها فضاسازی بیهوده بوده است. البته مهدی فخیم‌زاده به نامنظمی و ناهماهنگی اعتراض می‌کند ولی واقعاً ایشان دوست‌داشتنی هستند و طی 15 ماهی که با هم کار کردیم، هیچ مشکلی با هم نداشتیم و تمامی این مدت به شوخی و خنده برای من گذشته است. باید از ایشان تشکر کنم که اطمینان کردند و این نقش را به من سپردند.
مهدی فخیم‌زاده جزو آن دسته کارگردان‌هایی است که دکوپاژها و میزانسن‌های پیچیده دارد و با توجه به اینکه خودش نیز بازیگر قهاری است، معمولاً در برخی صحنه‌ها خودش یک بار آن صحنه را برای بازیگر اجرا می‌کند. خلاقیتی برای اجرای نقش‌تان داشتید؟
اوایل فیلمبرداری من فقط سه اثر را کار کرده بودم اما در انتهای فیلمبرداری تعداد کارهای من خیلی بیشتر شده بود و وقتی سر صحنه «ساختمان 85» می‌آمدم، فرق دکوپاژها و میزانسن‌های سنگین مهدی فخیم‌زاده را می‌فهمیدم. انگیزه‌ای که ایشان برای کار کردن دارند را من در کمتر کسی دیده‌ام، از 150 هنرور در یک لوکیشن بازی گرفتن کار سختی است ولی فخیم‌زاده به راحتی و البته با دقت جای تک‌تک آنها را مشخص می‌کرد.
در واقع تمام تلاش ایشان برای اجرای صحنه‌های مختلف، فهماندن میزانسن‌ها، دکوپاژها و شرایط صحنه به بازیگر است و آن‌قدر دقیق و کامل صحنه را توضیح می‌دادند که در بیشتر مواقع احساس نمی‌کردم باید یک کار اضافه انجام دهم، البته در برخی بخش‌ها یا صحنه‌ها نکاتی هم به ذهنم می‌رسید که با ایشان مطرح می‌کردم.
به عنوان مثال گریم شخصیتم را خودم پیشنهاد دادم؛ بعد از اینکه توضیح شخصیت را خواندم، حس کردم شاید دوباره همان قیافه معصوم و مهجور ساخته شود و از طرفی هم به نظرم این گریم با شخصیتی که در این مجموعه بازی می‌کردم، همخوانی داشت و با اینکه حفظ راکورد آن بسیار سخت بود و برای مدت زیادی باید آن را حفظ می‌کردم اما بعد از صحبت با مهدی فخیم‌زاده ایشان هم قبول کردند.
گریم در بازی‌تان هم تأثیرگذار بود؟
خیلی زیاد، یکی از علت‌هایش این بود که با آن ارتباط بیشتری برقرار می‌کردم و جالب است که بگویم با همین گریم در چند تله‌فیلم هم بازی کردم!
در سریال‌های موفق شخصیت‌پردازی موفق که باعث شود پیش‌بینی مخاطب به‌هم بخورد، اهمیت زیادی دارد. در «ساختمان 85» این اتفاق تا چه اندازه‌ای رخ داده است؟
به طور حتم تأثیرگذار است. اگر دقت شود با اینکه ابتدای سریال است و هنوز در قسمت‌های ابتدایی پخش آن هستیم، علی‌رغم اینکه برخی گره‌گشایی‌ها از همان ابتدا صورت گرفته، اما مخاطب همچنان تعلیق‌های موجود در مجموعه را پذیرفته و با آن همراه می‌شود. یکی از سؤالاتی که احتمالاً برای مخاطبان سریال به وجود آمده، این است که چرا اکثر اهالی این ساختمان خلافکار هستند؟! در صورتی که هرچه داستان پیش برود، گره‌های بیشتری باز و با تعلیق‌های پیچیده‌تری روبه‌رو می‌شود.
در این سریال نمی‌توان گفت شخصیت محوری وجود دارد، موضوع سریال محوریت شخصیت‌ها را تعریف می‌کند. شما در کجای این قصه برای پیشبرد آن قرار دارید؟
این مجموعه 80 بازیگر دارد که همه در روند داستان تأثیرگذار هستند و این کار بسیار سختی است که هرکدام از این افراد ماجرایی متناسب با قصه یا به تعبیری خط اصلی داستان داشته باشند و این موضوع به نظرم درایت و هوشمندی فخیم‌زاده را به اثبات می‌رساند. واقعیت این است که وقتی من هم قصه را می‌خواندم، اعصابم از این همه پیچیدگی به هم می‌ریخت و با خودم سؤال می‌کردم چگونه امکان دارد قصه همه این افراد در مجموعه تعریف شود؟
البته حواس آقای فخیم‌زاده کاملاً جمع بود، یعنی به اقتضای شرایط و بازیگر، بخش‌هایی را هنگام فیلمبرداری تغییر می‌دادند و بعضی اوقات سر صحنه دیالوگ‌ها را به بازیگران تحویل می‌دادند. در مجموع می‌توانم بگویم همه شخصیت‌ها در پیشبرد قصه تأثیر می‌گذارند و هرکدام از این شخصیت‌ها به مرور ابعاد شخصیتی‌شان را نشان می‌دهند.
قبل از اینکه وارد بحث‌های دیگر درباره خودتان بشویم، می‌خواهم نظرتان را درباره مهدی فخیم‌زاده توضیح دهید.
ایشان یکی از بهترین سینماگران و کارگردانان سینمای ایران هستند. عدم فعالیت‌شان در سینما از نظر من یک خلأ بسیار بزرگ است، مثل خیلی از بزرگان دیگر که جای خالی‌شان در حوزه سینما احساس می‌شود. فیلم‌هایشان هم از گذشته تا به امروز خوب بود، هست و خواهد بود و باعث افتخار و درواقع اعتبار من است که در فهرست کارهایی که انجام داده‌ام، اثری دارم که نام مهدی فخیم‌زاده به عنوان کارگردان در آن ثبت شده است. به تعبیری دیگر ایشان از آن دسته کارگردانانی است که وقتی یک بازیگر در فیلم آنها حضور پیدا می‌کند، به خودش می‌بالد که سر کار فلانی هستم!... کار با ایشان هم برای من یک اتفاق بزرگ و خوب بود.
نقشی که انتخاب می‌کنید، باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد و آیا به طور کلی حساسیتی برای انتخاب نقش‌هایتان دارید؟
وقتی به اواسط کار سریال «ساختمان 85» رسیدیم، یک روز مهدی فخیم‌زاده به من گفت: «حواست را جمع کن، به هر حال شرایط تغییر می‌کند و تو باید از الان برای خودت برنامه‌ریزی کنی.» اوایل کارم میل زیادی برای کار کردن داشتم،‌ به هر حال بازیگر وقتی در یک نقشی دیده می‌شود، علاقه‌مند است که در موقعیت‌های دیگر نیز هنر خود را عرضه کند ولی واقعیت این است که چگونگی این عرضه‌کردن اهمیت دارد.
یعنی باید سنجید که در چه موقعیتی و همراه با چه گروهی این اتفاق خواهد افتاد. تقریباً بعد از کار مهدی فخیم‌زاده هر کاری را که انجام دادم، در واقع انتخابی پشت آن بوده و همه آنها را دوست دارم. معیار من برای انتخاب یک نقش در ابتدا قصه خوبی است که دارای هویت باشد و نقش در پیشبرد داستان تأثیرگذار باشد، بعد گروه است که کارگردان و تهیه‌کننده حرفه‌ای سرآمد آن هستند و سپس بازیگران گروه، چون بازیگر حرفه‌ای باعث تأثیرگذاری در بازی من است و در عین حال باعث می‌شود بازی من هم بهتر دیده شود. در انتهای این موارد پول هم کم‌اهمیت نیست!
با نقش‌هایی که ایفا کرده‌اید، به آن شکوهی که در سینما و تلویزیون‌ به دنبالش بودید، رسیده‌اید؟
در تلویزیون‌ این اتفاق رخ داده است. بسیاری به من می‌گویند چرا در سینما کمتر حضور دارم‌، در صورتی که بعد از «ترانه مادری» تنها اثری که در سینما با من و بازی‌ام همخوانی داشت، فیلم «کیمیا و خاک» (عباس رافعی) بود که هم موقعیت و قصه‌اش را دوست داشتم و هم بازیگران و نقش خودم را پسندیدم. در حال‌حاضر سینما‌ به سمتی رفته است که به راحتی می‌توان گفت دیگر سینمایی نداریم و از بین رفته است.
مثلاً فیلمنامه‌ای به من پیشنهاد می‌شد و من آن را به دلایلی نمی‌پذیرفتم. بعد متوجه می‌شدم بازیگر دیگری رفته که هیچ‌گونه تشابهی میان من و او وجود ندارد. در حال حاضر ایده‌آل تهیه‌کننده پولسازی است. فیلم‌های امروز سینما که غالباً طنز هستند، از یک قصه و داستانی با مفهوم بی‌بهره‌اند، این فیلم‌ها شاید در رونق گیشه تاحدودی کمک کند و مخاطب را هم برای لحظه‌ای بخنداند ولی در مجموع به ضرر بازیگر و سینماست.
من سعی کردم خودم را در تلویزیون‌ مشغول کنم، چون به دلیل بستری که تلویزیون‌ دارد، محبوبیت بیشتری نصیب یک بازیگر می‌کند. در حال حاضر هم هدفم این است که ابتدا جایگاهم را در تلویزیون‌ تثبیت کنم و سپس با قدرت به عنوان بازیگری شناخته شده در تلویزیون‌ که کارش را هم بلد است، وارد حوزه سینما شوم.
درباره کیفیت بازی‌تان چگونه قانع می‌شوید؛ آیا از طریق اقبال عمومی است یا جایزه گرفتن، فروش فیلم و نظر منتقدان؟
اول از همه حس خودم است،‌ من در اکثر مواقع که کارهای خودم را می‌بینم، از کار خودم راضی نیستم و به خودم می‌گویم بهتر از این هم می‌توانستم کار کنم ولی مردم همیشه لطف داشته‌اند و ابراز لطف می‌کنند. به همین دلیل مردم نمی‌توانند میزان خوبی باشند و فقط از این طریق می‌توان میزان محبوبیت را سنجید. عنوان منتقدان هم گویای همه چیز است.
هرچند انتقاد می‌کنند تا اثری بهتر شود ولی به طور حتم همیشه به دنبال نقطه‌ ضعف‌ها هستند. به همین دلیل همیشه حس خودم را ارجح‌تر می‌دانم. از سال 83 که کارم را شروع کرده‌ام، سعی کرده‌ام در تئاتر خودم را پرورش دهم و وقتی قرار است کاری را اجرا کنم، اگر از آن اجرا راضی شوم، به نظرم کار خوبی شده است چراکه به رفتار و اعمال خودم خیلی اطمینان دارم.
اگر کسی بیاید و بگوید یکی از ایرادهای سریال «ساختمان 85» بازی شماست، شما چه واکنشی دارید و به طور کلی چقدر انتقادپذیر هستید؟
علی‌رغم این اطمینان از انتقاد استقبال می‌کنم ولی این یک واقعیت است که هرکسی هر انتقادی چه روبه‌روی بازیگر و چه پشت‌سرش به او وارد کند، بازیگر وقتی مقابل دوربین می‌رود، باز همان چیزی را که خودش فکر می‌کند درست است و با راهنمایی کارگردان بروز می‌دهد.
علاقه‌مند هستید بازیگر چه شخصیتی باشید؟
نقش‌های زیادی هست که یک بازیگر می‌تواند آنها را تجربه کند؛ به عنوان مثال من همیشه دوست داشته‌ام شخصیتی را به زبان انگلیسی بازی کنم یا یک آدم معلول و یا دیوانه. نقش معتاد را هم دوست داشتم که در فیلم «ستاره‌های سربی» اتفاق افتاد ولی در مجموع نقش‌های زیادی است که باید آنها را حتی به شکل‌های گوناگون تجربه کرد.
چندین بار در مصاحبه‌هایتان خوانده‌ام که گفته‌اید می‌خواهید از دنیای بازیگری خداحافظی کنید، کمی در این رابطه توضیح می‌دهید؟
بله، من پنج سال پیش در مصاحبه‌ای گفتم که پنج سال دیگر بازی را کنار می‌گذارم، علتش هم این بود که ایده‌آل من مهندسی مکانیک است و در حال حاضر هم ترم سوم این رشته هستم و درحال حاضر به خاطر حجم کاری‌ای که دارم، مرخصی گرفته‌ام ولی به زودی حرفم را عملی خواهم کرد.
به نظر نمی‌رسد با این شوق و علاقه‌ای که به بازیگری دارید، بتوانید این کار را انجام دهید...
سعی‌ام را می‌کنم چون هنوز ایده‌آلم تغییر نکرده است.
امکان دارد وارد بخش دیگری از حوزه سینما و تلویزیون‌ مثل کارگردانی یا بخش‌های دیگر شوید؟
در حال حاضر دفتر تهیه‌کنندگی‌ام را برقرار کرده‌ام و به زودی آن را افتتاح می‌کنم و وارد این عرصه خواهم شد. اینکه پنج سال پیش این موضوع را اعلام کردم، شاید به علت این بود که حس می‌کردم دغدغه بازیگری تا چند سال بعد در من از بین برود و حتی اگر بازیگری عشق من باشد، سعی می‌کنم کارهایی را که واقعاً تک باشد، انتخاب کنم ولی همچنان ایده‌آلم تغییر نکرده است.
چگونه تهیه‌کننده خواهید شد؟
طی یک سال اخیر تجربه‌های گوناگونی از انتخاب بازیگر تا مجری طرح را تجربه کردم و متوجه شدم که مثلاً یک فیلم 90 میلیون‌تومانی را به علت رابطه‌هایی که دارم، با 70 میلیون‌تومان هم می‌توانم جمع کنم. از سوی دیگر به عنوان کوچکترین تهیه‌کننده سازمان صداوسیما می‌توانم فعالیتم را آغاز کنم. به همین دلیل دفتری را تأسیس کردم و کنار آن یک آتلیه هم ساختیم. بعد همراه با دوستانم کار در آنجا را آغاز کردیم.
با این سرعتی که پیش می‌روید، آیا کارگردانی را هم دنبال خواهید کرد؟
همیشه در ذهنم این بود که اگر محسن افشانی کارگردان شود، چه اتفاقی رخ می‌دهد و چه چیزهایی درباره او می‌گویند و می‌نویسند. به خودم که رجوع کردم، دیدم برای این کار باید زمان بگذارم و دنبال علم آن بروم. به هر حال در بازیگری ناخودآگاه فنون کارگردانی را یاد می‌گیرید ولی هنگام اجرا و انجام آن به طور حتم با مشکل روبه‌رو می‌شوید. به همین دلیل برای کارگردانی انگیزه‌ای ندارم ولی دوست دارم وارد حوزه تهیه و تولید شوم.
» ادامه مطلب ...

مصاحبه همراه با تصاویر متفاوت از دانیال عبادی

| برچسب‌ها: , | 0نظرات













فارس سینما-دانیال عبادی که مدتی است پرکار شده است و چند فیلم از او به زودی اکران خواهد شد,حرف های خیلی جالبی از دوران دانشجویی و فعالیت هایی که قبل از بازیگری انجام می داد می گوید.
قبل از بازیگری به فعالیت دیگری مشغول بودید؟
دانیال عبادی:بله قبل از بازیگری کار آزاد داشتم.همیشه دوست داشتم روی پای خودم بایستم,درآمد داشته باشم و دستم در جیب خودم باشد.زمانی که دیپلم گرفتم این موقعیت را فرآهم کردم.قضیه بر می گردد به سال 78.از پدرم 2 میلیون و 500 هزار تومان قرض گرفتم.به همراه یکی از دوستانم که او همان قدر سهم گذاشت به کار واردات مشغول شدم.دوسال به همین منوال گذشت.از خارج از کشور کالا وارد می کردیم و می فروختیم.سود داشت ولی بعد از مدتی به مشکلات مالی برخوردیم اما کلی تجربه کسب کردم.بعد تصمیم گرفتم که به صورت علمی این رشته را ادامه بدهم و کنکور دادم و سال 81 در رشته مدیریت بازرگانی قبول شدم و تا فوق لیسانس ادامه دادم و در حال حاضر مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی با گرایش بازاریابی و فروش دارم.
در دوران دانشجویی هم کار می کردید؟
دانیال عبادی:بله,در همان دوره دانشجویی هم کار می کردم.ابتدا مشاوره در امور مالی را شروع کردم و بعد در این زمینه شروع به تدریس کردم.درست در ترم پنجم از طرف رئیس دانشگاه مجوز تدریس گرفتم.علاقه فراوانی به تحقیق در مورد موضوعات خاص داشتم.مثلا چه گروه خونی در بازاریابی موفق تر هستند باور کنید به این نتیجه رسیده که گروه خونی B+ در بازاریابی موفق تر هستند.
چه پیشنهادی برای افرادی که می خواهند کار جدیدی را آغاز کنند دارید؟
دانیال عبادی:بنده این پیشنهاد را می کنم,کسانی که می خواهند کاری را آغاز کنند ابتدا باید ریسک پذیر باشند و انتخابشان براساس عقل و منطق باشد.به موفقیت خود ایمان داشته باشد و از تجربیاتی که کسب می کنید به خوبی استفاده کنید.با افرادی که تجربه بیشتری دارند مشورت کنید و همیشه با توکل به خدا کارتان را آغاز کنید.












تصویر(1از3)



















































http://www.farscinema.com/images/stories/cinema/irancinema/danialebadi/danialebadi03.jpg
» ادامه مطلب ...

مصاحبه همراه با تصاویر متفاوت از الهام حمیدی

۱۳۸۹/۰۸/۳۰ | برچسب‌ها: , | 0نظرات

الهام حمیدی بازیگر موفق سینما و تلویزیون ایران امروزه خیلی پرکار هستش,جدیدترین فیلم او ملک سلیمان بود که اکران شد و سریال مختار نامه که در حال پخش است.از این رو شما را به خواندن مصاحبه و دیدن تصاویر الهام حمیدی دعوت می کنیم.
دوست دارید بیشتر در سریال ها بازی کنید یا در فیلم های سینمایی؟
الهام حمیدی:برای من فرقی ندارد,این روزها برای سریال های تلویزیونی اصلا زمان صرف نمی شود.خصوصا سریال های مناسبتی,برای مثال بگم سریال های ماه رمضان امسال را همه دیدیم ولی هیچکدام حرفی برای گفتن نداشتند و برای من هیچ جذابیتی نداشتند.
یعنی اگر پیشنهاد بازی در یکی از این سریال ها را به شما می دادند رد می کردید؟
الهام حمیدی:بله,صد در صد اگر پیشنهاد بازی در یکی از این سریال ها به من داده می شد رد می کردم.شاید بهتر هست بگویم به خاطر همین خیلی کم برای بازی در سریال ها به سراغ من می آیند.بعد از سریال یوسف پیامبر کمی برای انتخاب نقش در سریال ها دقت می کردم مثلا شاید شش سریال به من پیشنهاد داده می شد ولی من یکی را می پسندیدم.ولی خب اگر توجه کنیم در تلویزیون حضور دارم,این روزها سریال مختار نامه پخش می شود که در آن بازی کرده ام و همچنین سریال شوق پرواز که به زودی پخش خواهد شد.
چطور شد که در سریال شوق پرواز بازی کردید؟
الهام حمیدی:در سریال شهید بابایی به اصرار همسر آن شهید در نقش همسر شهید بابایی بازی کردم.شباهت زیادی به ایشون ندارم و خودشون از بازی من در دیگر فیلم ها راضی بودند و این کار دشوار و سخت را پذیرفتم چون واقعا خیلی سخت هستش که بخواهی نقش کسی را بازی کنی که در قید حیات است و بازی تو را می بیند.
از بازی در فیلم ملک سلیمان راضی هستید؟
الهام حمیدی:بله خیلی راضی هستم چون تجربه خیلی خوبی در سینما بود.در فیلم ملک سلیمان از تکنیک های خیلی خاصی استفاده می شد که واقعا دانستن آنها و تجربه اینگونه موارد الزامی است.برای مثال در برخی از سکانس ها باید جلوی یک پرده سبز رنگ بازی می کردیم که هم سخت بود و هم برایم جذابیت خاصی داشت.
















































» ادامه مطلب ...

گفتگوئی جدید با مهراوه شریفی‌نیا

| برچسب‌ها: | 0نظرات

http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:0W3p3gZcynr1lM:http://up.moshi.ir/images/pcooqcz5grw4vloipi.jpg&t=1
مهراوه شریفی‌نیا درباره نقش شيوا در سريال  قلب یخی چنين مي‌گويدك بسيار احساسي است، مثل خودم. با شيوا زندگي كردم، لذتي كه از نقش شيوا بردم برايم در دوره بازيگري بي‌سابقه بوده و شايد فقط در روز حسرت چنين حسي را داشتم.» اينها جملاتي بود كه مهرآوه شريفي‌نيا صحبت‌اش را در پشت‌صحنه «قلب يخي» با آن آغاز كرد. با هيجان از درگيري ذهني‌اش با نقش شيوا براي‌مان مي‌گفت و از اينكه در فصل اول بازي‌اش به پايان مي‌رسد و بايد با شيوا، براي مدتي خداحافظي كند، ناراحت بود. مهرآوه براي هر چه بهتر درآوردن اين نقش زحمت بسياري كشيده، آنقدر كه حتي از تفريحات خود گذشته اما الان خوشحال است كه شيوا جاي خود را در دل بينندگاني كه عادت به ديدن سريال‌هاي شبكه‌خانگي ندارند، باز كرده و توانسته آنها را درگير قصه خود كند. حالا او آنقدر به شيوا نزديك شده كه شايد براي ما هم به دليل اين شباهت سخت باشد بدانيم مهرآوه شيواست يا شيوا، مهرآوه.

* سريال فرار از زندان رو ديدي؟
نه.

* اين رو قبول داري كه ساختار سريال شبيه ساختار سريال‌هاي آمريكائيه ديگه؟
بله و به نظرم اين بزرگ‌ترين حسن اين سرياله.

* با تمام اين اوصاف چيزي كه در قلب يخي جلب توجه مي‌كنه مشخص نبودن ژانر قصه است. البته من به عنوان يك مخاطب قلب يخي رو دوست دارم و دنبال مي‌كنم ولي معلوم نيست اين قصه جنائيه، اجتماعيه، عاطفيه...
خب اين چه اشكالي داره؟

* اين يك مقدار آشفتگي ايجاد مي‌كنه.
به نظر من نبود يك ژانر مشخص آشفتگي ايجاد نمي‌كنه. اصلا مهم نيست كه ژانر قصه چيه. مهم اينكه كه تو بتوني يكسري قصه كه هم از لحاظ موضوع و هم از لحاظ پرداخت با هم متفاوت هستند رو به هم مرتبط كني طوري كه بيننده هم كاراكترها رو خوب و كامل بشناسه، هم درگير خط اصلي قصه بشه و هم بتونه ربط بين داستان‌هاي موازي رو كشف كنه. نكته اين سريال اينه كه مخاطب رو بسيار باهوش فرض كرده و از بيننده مي‌خواد تا با درايت قصه‌ها رو دنبال كنه و خودش به يكسري نتايج برسه.
در قسمت 7 و 8 ارتباط اين قصه‌ها با هم معلوم مي‌شه. من تلفيق ژانر جنايي با ملودرام يا اجتماعي رو دوست دارم و به نظرم تشتت ايجاد نمي‌كنه. اگر ساختار درست باشه خيلي هم جذابه. سليقه شخصي من هم اينه كه ترجيح مي‌دم احمق فرض نشم و يك قصه كشدار بي‌هيجان كه كاملا قابل حدس زدنه رو نبينم. من واقعا چارچوب كلي قلب يخي رو از نظر نوشته دوست دارم و فكر مي‌كنم با نوع ساخت آقاي لطيفي، در هم تنيده شدن قصه‌ها خوب در اومده باشه. ولي خب هر كسي هم از من بپرسه كارتون در چه سبكيه من نمي‌دونم چي بگم چون تا يك قسمتي جنائيه و بعد اجتماعي مي‌شه و به مسايل مربوط به گروه‌هاي زيرزميني و فراماسونري مي‌پردازه. در واقع بحث اصلي قصه همينه. بحث گروه‌هاي زيرزميني و تاثيرشون بر جامعه و ناخودآگاه مردم، بحث فريب دخترها به وسيله مد و شهرت و اين جور چيزهاست. حالا در كنارش چاشني عشق هم هست. جنايت هم رخ مي‌ده.
به هر حال از نظر من مشخص نبودن ژانر، نقطه ضعف نيست. اگر قصه‌اي درست پرداخت شده باشه و بيننده رو دنبال خودش بكشونه و با خودش درگير كنه حتما از چارچوب محكمي برخورداره. البته اينها همه نظر شخصيه منه. در مورد قصه آقاي عنقا بايد پاسخ بدن كه قطعا توضيحات جامع و كاملي دارند.

*اصلا شيوا چه جذابيتي داشت و كلا قلب يخي؟
شيوا يكي از بهترين نقش‌هائيه كه من تا امروز بازي كردم. يك دختر وكيل تازه كار كه بسيار بي‌تجربه و خام است. اين موضوع خودش به تنهايي براي من خيلي جذاب بود. يك وكيل به خاطر شغلش ديالوگ‌هاي خوبي داره و در موقعيت‌هاي خاصي قرار مي‌گيره. مثل ارتباط با يك قاتل كه بعدا منجر به عشق مي‌شه. همه اين شرايط به نظرم براي يك بازيگر خيلي ويژه و دوست‌داشتني بود. من با خواندن 3 قسمت اول اين سريال، نقش شيوا رو پذيرفتم. حتي به جرأت مي‌تونم بگم با خواندن سكانس اول جذب شيوا شدم. يك دختر جسور، كنجكاو، اهل ريسك، خام و بي‌تجربه، سمج، پر از هيجان و .. براي من جاي كار زيادي داشت. من از لحظه لحظه بودن به جاي شيوا، لذت بردم.
جداي از همه اين حرف‌ها كار كردن با آقاي لطيفي اتفاق بسيار جذابي بود. من هميشه به خاطر تعريف‌هايي كه از بازيگران ديگر در مورد آقاي لطيفي شنيده بودم، دلم مي‌خواست در يكي از كارهاشون بازي كنم كه خوشبختانه اين اتفاق افتاد.

* تو مي‌گي فقط 3 قسمت اول فيلمنامه رو خوندي و قبول كردي، در حالي كه اين نقش‌ در قسمت‌هاي اول خيلي پرهيجان و پرتحرك بود و كلا در همه چيزش نوعي اغراق وجود داشت. چه چيزي در كاراكتر شيوا تو رو جذب كرد؟
اغراق اگر در بازي بوده كه ايراد من مي‌شه. البته نمي‌دونم منظورت كجاست ولي هيجان‌زدگي و شيطنت شيوا عامدانه بوده، قرار هم نبود كه اغراق بشه، اگر شده من معذرت مي‌خوام و متاسفم. ولي در مورد نقش همونطور كه اشاره كردم كلا قرار گرفتن در موقعيت يك وكيل براي من خيلي جذابه چون فعاله، همش در حال انجام كاره و در هيچ سكانسي ساكن نيست. منفعل نيست. اين موضوع از همون قسمت اول مشخص بود. بعد هم متن اينقدر قوي و پرقصه بود كه واقعا من رو به خودش جذب كرد. خيلي دلم مي‌خواست به عنوان يك خواننده بدونم ادامه جريان چي مي‌شه.

* خب همين نداشتن متن برات مشكل ايجاد نمي‌كرد، سر صحنه مثلا با آقاي لطيفي يا آقاي عنقا؟
چرا، خيلي. آقاي عنقا واقعا داشت از دست من ديوانه مي‌شد. راستش كار براي من زيادي جديه يعني واقعا برام مهمه كه سرنوشت شيوا چه سيري رو طي مي‌كنه. بعضي روزا به دليل پاره‌اي از مشكلات آقاي عنقا مجبور مي‌شد سكانس‌هايي رو به ما بده كه مربوط به دو قسمت بعد بودن. يعني با اينكه هنوز قسمت 4 رو نخونده بوديم يك سكانس از قسمت 5 رو بايد بازي مي‌كرديم. اين اتفاق خيلي بد بود. من هيچ جور حاضر نبودم زير بار چنين چيزي برم چون برام مهم بود كه بدونم براي شيوا در قسمت 4 چه اتفاقي مي‌افته كه به چنين جايي مي‌رسه. هر دفعه هم نتيجه‌اش اين مي‌‌شد كه آقاي عنقا مي‌اومد سر صحنه و كل جريانات رو براي من توضيح مي‌داد و بعد از كلي بحث و جدل و تاخير، صحنه‌ها گرفته مي‌شد. اين اواخر ديگه تا سكانس جديد مي‌اومد كه مربوط به چند قسمت بعد بود خود آقاي عنقا قبل از من مي‌گفت: «مهراوه خودم ميام برات توضيح مي‌دم. خودم مي‌دونم. بيخود با اون قيافه مستاصل نيا اينجا. خودم ميام همه چيز رو روشن مي‌كنم برات.» بعضي وقت‌هام به شوخي (احتمالا) مي‌گه: «در اولين فرصتي كه بشه اين شيوا رو مي‌كشم كه از شر اين همه سوال مهراوه خلاص بشم.» خلاصه كه براي زنده موندن شيوا بايد دعا كنم! جداي از شوخي سرنوشت شيوا خيلي برام مهمه. آقاي عنقا و آقاي لطيفي هم اين رو مي‌دونن و هميشه با صبر و حوصله به سوالات من پاسخ مي‌دن و حرف‌هاي من رو مي‌شنوند. در نهايت نتيجه‌اش مثبته.
آقاي لطيفي بسيار صبورانه و نكته‌بين با بازيگرانشون برخورد مي‌كنند. هيچ مساله‌اي براي آدم مبهم نمي‌مونه. در عين حال هم هميشه جوري بازيگر رو راهنمايي مي‌كنند كه در جهت مسير صحيح حركت نقش باشه. در كل همه دارند سعي مي‌كنند كه بهترين كار ارائه بشه حالا اينكه چقدر موفق بوده رو شما بايد قضاوت كنيد.


» ادامه مطلب ...

عکس های مهناز افشار در بهشت زهرا!!

۱۳۸۹/۰۸/۲۹ | برچسب‌ها: , | 0نظرات

مهناز افشار چندی پیش در جشنواره ی یاری در سوئد شرکت کرده بود و در این باره آورده بود: اگر باز هم از من دعوت شود حتما در جشنواره یاری شرکت می کنم, چون کار نیکو و خدا پسند را دوست دارم. 

«مهناز افشار» بازیگر محبوب سینمای ایران که فعلا در حال استراحت است و به زودی چند فیلم با بازی او اکران خواهد شد,در مورد زمان استراحت خود برنامه های جالب و به خصوصی دارد.
مهناز افشار این روزها برنامه های جالبی را برای زمان دور از کار بازیگری خود تنظیم کرده است.
یکی از جذاب ترین مواردی که مهناز افشار چندی است درگیر آن نشده فعالیت در هنر دکوراسیون است. مهناز افشار اعلام داشته که به زودی یک آموزشگاه طراحی دکوراسیون با مدیریت او تاسیس خواهد شد و آغاز به کار خواهد کرد. مهناز افشار پیش از این در مصاحبه ای اعلام کرده بود: «من وارد خونه هر کسی که می‌‌شم دکوراسیون خونشو عوض می‌‌کنم حتی در منزل خودمون هفته‌ای یکبار وسایل خونه رو جابه‌جا می‌‌کنم و دوست دارم در این رشته تحصیلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق دیزاین دکوراسیون هستم.»
برنامه دیگر مهناز افشار در زمان استراحت است و برای اینکه آرامش خاصی را بدست آورد در زمان هایی که از قبل تعیین می کند به بهشت زهرا می رود و با سر زدن به قبر های آشنایان و همچنین شهیدان و خواندن فاتحه برای آرامش روح شهیدان و همچنین دوستان و آشنایان خود به این آرامش برسد.
 

مهناز افشار چندی پیش در جشنواره ی یاری در سوئد شرکت کرده بود و در این باره آورده بود: اگر باز هم از من دعوت شود حتما در جشنواره یاری شرکت می کنم, چون کار نیکو و خدا پسند را دوست دارم.
مهناز افشار هم اکنون فیلم «سعادت آباد» به کارگردانی مازیار میری را آماده ی نمایش دارد که این فیلم احتمالا راهی جشنواره فجر پیش رو خواهد شد.
» ادامه مطلب ...

یك روز با عوامل سریال شبانه «خوش‌نشین‌ها»

۱۳۸۹/۰۸/۲۸ | برچسب‌ها: | 0نظرات

http://www.funset.ir/wp-content/uploads/2010/10/56.jpg
راستین 8 ساله پسر امیر غفارمنش هم سر صحنه حضور دارد. وقتی از او می‌پرسم كه آیا تمایلی برای حضور راستین در عرصه بازیگری دارد یا خیر در جواب می‌گوید...

گام‌هایی در مسیر طنز متفاوت
چندین سال است كه مخاطبان همیشگی شبكه‌های تلویزیونی عادت كرده‌اند كه بیننده پروپاقرص طنزهای شبانه باشند. در این مدت گونه‌های مختلف كمدی امتحان شدند و در نهایت دسته‌بندی مشخصی شكل گرفت كه نشان‌دهنده میزان علاقه‌مندی مخاطبان به سبك‌های مختلف كمدی بود. سریال خوش‌نشین‌ها كه بتازگی از شبكه 3 سیما پخش می‌شود، آخرین محصول كمدی ـ اجتماعی تلویزیون است. گفت‌وگو با عوامل و دست‌اندركاران این مجموعه حرف‌ها و ناگفته‌های زیادی از روند تولید این مجموعه داشت. خلاصه كلام این كه همه چیز دست به دست هم داد تا خوش‌نشین‌ها مهمان پاییزی خانه‌‌های شما باشد.

جای خالی خنده

مهران مهام همراه ایرج محمدی دو همراه همیشگی هستند كه این بار تهیه‌كنندگی مجموعه طنز خوش‌نشین‌ها را به عهده دارند. مهام درباره روند تولید این مجموعه معتقد است: من سال گذشته تهیه‌كنندگی مجموعه «زن‌بابا» به كارگردانی سعید آقاخانی را به عهده داشتم و بعد از آن سریال «دلنوازان» را كه غیرطنز بود برای شبكه 3 كار كردم. راجع به ساختار برنامه‌های تولیدی در تلویزیون باید بگویم این كه این بار سراغ مجموعه‌ای اجتماعی با ساختار طنز رفتم به این دلیل بود كه پس از مشورت‌هایی كه با برخی دوستان و بویژه مدیر گروه فیلم و سریال شبكه 3 سیما داشتم به این نتیجه رسیدیم كه مدتی است جای خالی یك مجموعه طنز برای سرگرمی شبانه مخاطب خالی است. می‌دانستم كه شبكه‌های مختلف تولیدات غیرطنز متعددی داشتند و ساخت «خوش‌نشین‌ها» بهانه‌ای بود برای پر كردن این جای خالی. به عقیده من باید روند ساخت مجموعه‌ها به گونه‌ای باشد كه به موازات برنامه‌های مختلف در شاخه‌های متفاوت برای هر فصل به تناسب خاص خود یك مجموعه با رگه‌های طنز داشته باشیم.
مهام معتقد است، زمانی خستگی او و گروهش كاهش می‌یابد كه مخاطبان از پخش مجموعه راضی باشند. وی می‌گوید: وقتی مشغول تصویربرداری سكانس‌های خارجی در كوچه و خیابان هستیم، مردم از چند قسمت پخش شده راضی‌اند و همین كه لبخند شادی و رضایت هر شب بر لبانشان جاری باشد برای ما كافی است، چون مردم هستند كه ما هستیم.

موقعیتی برای طنز

مرتضی اصلان‌زاده، صدابردار مجموعه خوش‌نشین‌هاست. او می‌گوید خوش‌نشین‌ها یك طنز موقعیت نیست، بلكه موقعیتی را می‌سازد كه با طنز همراه است. وی صدابرداری یك كار 2دوربینه را سختی اصلی مجموعه‌های روتین هر شبی می‌داند. وی پیش از این هم سابقه همكاری با سعید آقاخانی را داشته است. اصلان‌زاده می‌گوید بعد از گذشت 23 سال فعالیت در زمینه صدابرداری 8 روز است كه بازنشسته شده‌ام، به غیر از مجموعه «زن‌بابا» و «ترش و شیرین» بقیه مجموعه‌هایی كه كار كردم، بیشتر در ژانر ملودرام بوده‌اند، با مهران مهام و ایرج محمودی قبلا كار كرده بودم و امیدوارم مجموعه خوش‌نشین‌ها هم مورد توجه علاقه‌‌مندان قرار بگیرد.

یك قصه مستقل

امیر غفارمنش، بازیگر نقش دایی یونس در این مجموعه است. غفارمنش با طنز «ساعت خوش» شروع كرد و بعد از حضور در مجموعه‌های حبیب‌آقا، عید امسال و ... این چندمین تجربه همكاری او با سعید آقاخانی است. وی درباره نقش یونس می‌گوید: نوع بازی من در این كار به گونه‌ای است كه تلاش برای خنداندن مردم ندارد. این پیشنهاد خود كارگردان بود كه كاراكترها برای ایفای نقش طنز خود تلاش و تقلای زیادی نداشته باشند و به همین اندازه كه موقعیت به آنها اجازه می‌دهد كمیك باشند. یونس شخصیت ساده و بی‌آلایشی است كه بی‌پیرایه خودش را معرفی می‌كند. وی در پاسخ به این سوال كه مجموعه خوش‌نشین‌ها قصه واحدی را برای ارائه شخصیت‌هایش به بیننده عرضه نمی‌كند، می‌گوید: اتفاقا برعكس، اساس شكل‌گیری این مجموعه بر مبنای تعریف قصه است. اتفاقی كه افتاد این بود كه ما اصلا در این كار تیپ‌سازی نداشتیم و تنها شخصیت‌ها بودند كه معرفی می‌شدند، این شخصیت‌ها هر كدام ویژه و متمایز از دیگری هستند.
غفارمنش معتقد است، خوش‌نشین‌ها تنها مجموعه‌ای بود كه طی سال‌های اخیر فیدبك بسیار خوبی از تماشاگر گرفت؛ اتفاقی كه برای من فقط در مورد ساعت خوش افتاده بود. سعید آقاخانی از قبل همه میزانسن‌ها را می‌داند و كارگردانی است كه همیشه دست پر سر صحنه می‌آید.
راستین 8 ساله پسر امیر غفارمنش هم سر صحنه حضور دارد. وقتی از او می‌پرسم كه آیا تمایلی برای حضور راستین در عرصه بازیگری دارد یا خیر در جواب می‌گوید: راستین علاقه زیادی به بازیگری دارد، ولی من ترجیح می‌دهم پسرم بعد از 19 ـ 18 سالگی آن هم با تحصیلات آكادمیك وارد این حرفه شود.

یك تجربه پربازیگر

علی هاشمی، مدیر برنامه‌ریزی پروژه خوش‌نشین‌هاست. او معتقد است جدا از تجربیاتی كه در كارهای دراماتیك داشتم، این كار اولین حضور من در سمت برنامه‌ریز طنزهای روتین شبانه بود. مشكل اصلی كه در این كار وجود دارد، آماده نبودن متن‌هاست كه باعث می‌شود نتوانیم همه صحنه‌های مربوط به یك لوكیشن را یكجا تصویربرداری كنیم. كار بشدت پربازیگر است همراه با تعداد لوكیشن‌های زیاد. در خوش‌نشین‌ها صحنه‌های خارجی و سكانس‌های تعقیب و گریز زیاد داریم و گاهی اتفاق می‌افتد كه ساعت كاری ما در طول روز به 16 ـ 15 ساعت هم می‌رسد.

مجموعه‌ای با صحنه‌پردازی رئال
قاسم تركاشوند،
طراح صحنه و لباس این مجموعه است، از سال 78 آغاز به كار كرده و تا امروز طراحی صحنه مجموعه‌ها و تله‌فیلم‌های زیادی را عهده‌دار بوده است.
وی در پاسخ به این سوال كه چقدر طراحی صحنه و لباس برای یك مجموعه طنز می‌تواند آسان‌تر از یك كار درام باشد، می‌گوید: به عقیده من اگر سخت‌تر نباشد، آسان‌تر نیست، چراكه خلاقیت بیشتری را می‌طلبد. در این نوع كارها ما تا حدودی شخصیت را بر مبنای رنگ لباس یا لوكیشنی كه در آن زندگی می‌كند به بیننده معرفی می‌كنیم. در این كار طبق صحبتی كه ابتدای كار با كارگردان داشتیم به این نتیجه رسیدیم كه فضا تا حد امكان رئال و به زندگی واقعی نزدیك باشد و در انتخاب رنگ‌ها و حتی لباس‌ غلو نكرده باشیم. منطق قصه به من خیلی اجازه تعویض لباس نمی‌داد، چراكه ما خانواده‌ای داریم كه تازه از سفر برگشته‌اند و با این قضیه روبه‌رو می‌شوند كه همه چیز زندگی‌شان فروخته شده. به هر حال همه این تلاش‌ها بر این بود كه مخاطب را راضی نگه دارد. من بعد از برخی كارهای پلیسی مثل كارآگاهان و كلانتر، یك كار طنز را تجربه كردم و فقط دلم می‌خواست زمان بیشتری در اختیار داشتم تا می‌توانستم همه توانم را در اختیار كار و گروه بگذارم.

یك دوربین متحرك
فرزام گل‌سفیدی،
تصویربردار این مجموعه طنز است كه سال‌هاست در كنار برادرش، فرشاد گل‌سفیدی مشغول به فعالیت است. وی می‌گوید: به هر حال راكوردنوری در این گونه كارها باید حفظ شود. كار ما هم 2 دوربینه است و این كه ما در طول یك هفته ممكن است بارها به لوكیشن قبلی برگشت داشته باشیم. برادرم به عنوان مدیر تصویربرداری كار رنگ و نور را خیلی خوب می‌شناسد و این كه قاعدتا یك كار طنز رنگ و نور خاص خود را می‌طلبد. البته كار دوربین ما در این پروژه خیلی ثابت نیست. دوربین خوش‌نشین‌ها برای القای حس فانتزی خود یك دوربین متحرك است.

طرفدار طنز موقعیت

سپند امیرسلیمانی، نقش حامد را بازی می‌كند. یك مهندس معماری كه در ابتدای داستان، ساك مسافرتی‌اش با دانیال (با بازی علی صادقی)‌ جابه‌جا می‌شود و درگیری‌ای كه این میان اتفاق می‌افتد خود، قصه‌هایی را به دنبال دارد. امیرسلیمانی خوش‌نشین‌ها را متفاوت از دیگر مجموعه‌های طنز می‌داند. به عقیده او، این كار هیچ لوكیشن ثابتی ندارد. سابق بر این با سعید آقاخانی در مجموعه «من یك مستاجرم» بازی داشته و علاوه بر یك بازیگر خوب، آقاخانی را یك كارگردان باسلیقه و خوش‌اخلاق می‌داند. او می‌گوید: من از آقاخانی خیلی چیزها یاد گرفتم. وقتی در مورد نوع بازی‌اش از او می‌پرسم، می‌گوید: من نقش‌ها را بازی نمی‌كنم و خیلی عادی با آنها برخورد می‌كنم. من طرفدار طنز موقعیت هستم و به نظرم در این مجموعه مثلا اتفاق‌هایی كه برای حامد می‌افتد، اینقدر می‌تواند جذاب باشد كه دیگر مرا مجبور نمی‌كند حركاتی انجام دهم كه بر پایه آنها مخاطبم را بخندانم. از روند كار راضی هستم و در اینجا از مجموعه‌ای صحبت می‌كنم كه همه دست به دست هم تلاش می‌كنند تا مجموعه‌ای درست را پیش ببرند. خوشحالم كه در كنار 2 تهیه‌كننده محبوب و كاربلد و یك كارگردان خوشنام و بااخلاق مشغول به فعالیت هستم.

یك مادربزرگ دوست‌داشتنی
حلیمه سعیدی،
نقش خاله‌قزی را به عهده دارد. پیش از این هم در سریال «زن بابا» و «عید امسال» بازی خوب و بامزه‌اش را دیده بودیم. خودش می‌گوید: در همه زندگی‌ام بازیگر بوده‌ام. هیچ وقت دوست نداشتم در مجموعه‌ای نقش زن كسی را بازی كنم. همیشه نقش همسایه، خاله و نقش‌های اینچنینی را بازی می‌كنم. این مادربزرگ دوست‌داشتنی 76 ساله سینما و تلویزیون استعداد خوبی هم در بداهه‌گویی دارد و از مردم و نظر لطفی كه همیشه به او داشته‌اند، قدردانی می‌كند.

یك پایان خوش

مصطفی تنابنده، دستیار اول كارگردان خوش‌نشین‌هاست. از رضایتی كه به كار وارد است ابراز خوشحالی می‌كند. به عقیده او، این مجموعه با برنامه‌ریزی درست و از پیش تعیین شده پیش می‌رود. تنابنده می‌گوید با توجه به ساعت كاری زیاد، بچه‌های گروه خیلی ناراضی نیستند. وقتی از او می‌پرسم كه به عنوان یكی از اعضای اصلی این گروه می‌داند كه سرانجام شخصیت‌های داستان به كجا می‌رسد و این كه آخر داستان مشخص است یا نه، می‌گوید: كم و بیش در جریان هستم و مطمئنم كه بیننده سریال خوش‌نشین‌ها در آخر راضی خواهد بود.
به هر حال مجموعه خوش‌نشین‌ها در حال پخش است و سعید آقاخانی در همه این سال‌ها ثابت كرده كه رگ خواب مخاطب خود را خوب می‌شناسد. این مجموعه پر از ستاره‌های طنز تلویزیونی است و باید دید سرانجام این مجموعه 33 قسمتی با حال و هوای طنز در آخر به كجا كشیده خواهد شد. آیا خوش‌نشین‌ها خوش می‌درخشد؟
» ادامه مطلب ...

«خوش نشین‌ها» پایان خوش و متفاوتی خواهد داشت

۱۳۸۹/۰۸/۲۴ | برچسب‌ها: , | 0نظرات

http://www.jalalpic.com/img/89/aban/4/khosh%20neshin%20ha/aksdoni_Jalalpic_funpatugh_com%20_2_.jpg
گفتگو با «ايرج محمدی» تهيه کننده سريال «خوش نشين‌ها»
«ایرج محمدی» سال‌هاست که به عنوان تهیه کننده تلویزیونی با «مهران مهام» فعالیت می‌کند. «خوش نشین‌ها» سریال جدید این دو تهیه کننده مدتی است که پخش آن از شبکه سوم سیما آغاز شده است و بازیگران پرقدرت عرصه طنز هم چون حمید لولایی، سیروس گرجستانی و مرجانه گلچین رو در روی هم قرار گرفته و لحظات طنزی را ایجاد کرده اند.
«محمدی» که قرار است با «سعید آقاخانی» بعد از پایان فیلم برداری «خوش نشین‌ها» سریال نوروزی را نیز با مشارکت یکدیگر بسازند درباره بازتاب این سریال می‌گوید: از لبخندی که بر لبان مردم می‌نشیند راضی هستم و لبخند آن‌ها به ما انرژی می‌دهد تا کار خود را بهتر و با کیفیت بیشتری ادامه دهیم.
گفت وگو با «محمدی» در شرایطی انجام شد که او به شدت درگیر تولید سریال «خوش نشین‌ها» بود. او طی حرکت به سمت لوکیشن ضبط سریال در تماسی تلفنی درباره ساختار سریال، فیلم نامه و بازتاب‌های آن با خراسان سخن گفت که جای تشکر دارد.

ابتدا از مراحل اولیه ساخت سریال «خوش نشین‌ها» بگویید.
طرح اولیه ای داشتیم که به مدت 2 تا 3 ماه روی آن کار کردیم و بعد از به تصویب رسیدن طرح نویسنده‌های خوب سریال «سعید جلالی» و «علیرضا کاظمی‌پور» روی طرح کار کردند تا به یک قوامی‌برسد و پیش مرحله نگارش را آغاز کردند و حین نگارش جلسه‌های متفاوتی با نویسنده‌ها برگزار کردیم که خوشبختانه به هم فکری مشترکی رسیدیم و توانستیم پی ریزی سریال «خوش نشین‌ها» را انجام دهیم.

جناب «محمدی» می‌گویند «اگر آشپز دو تا بشه، آش یا شور می‌شه یا بی نمک»؛ چرا آشی که با آقای مهام می‌پزید همیشه خوب از کار در می‌آید؟!
(می‌خندد)- اگر بخواهیم مثال آشپزی را برای سریال «خوش نشین‌ها» بزنیم باید بگویم ما چند آشپز داریم، دو آشپز نویسنده و دو آشپز تهیه کننده داریم که به دست سرآشپز «کارگردان» می‌رسد که خوب می‌پزد. به هر حال تلاش و زحمت‌های دوستان است. همه اعضای گروه دقت نظر خاصی نسبت به کار دارند و دلایلی را که سبب موفقیت و جذب مخاطب سریال می‌شود درکار استفاده می‌کنیم و چیزهایی را که مخاطب نمی‌پسندد به کار نمی‌گیریم.
بعضی از کارها متن خوب یا کارگردان خوب ندارد و ما سعی می‌کنیم در کارمان از نویسنده‌ها و کارگردان خوب استفاده کنیم. بازیگران خوب را انتخاب می‌کنیم و در کنار آن عوامل پشت دوربین نیز به درستی انتخاب می‌شوند و هم دلی، مشارکت جمعی و تعامل همه عوامل باعث می‌شود که سریال خوبی ساخته و به مخاطب ارایه شود.

مثل این که از دست پخت سرآشپزتان «سعید آقاخانی» در سریال «زن بابا» راضی بودید که دوباره یک کار شبانه دیگری را با هم تولید می‌کنید؟
ساخت کار طنز دشوار است و باید نویسنده توانای طنز داشته باشیم و «سعید آقاخانی» نویسنده و جزو بازیگران طنز است و طی سال‌ها فعالیت در این عرصه آموخته است که چه طور کارگردانی آثار طنز را برعهده بگیرد.
«آقاخانی» یکی از کارگردان‌های طنز خوب کشور است. ما از میان کارگردان‌های طنز افرادی را انتخاب می‌کنیم که استعداد طنز را داشته باشند و قلم آن را بشناسند. بنابراین او را دعوت به کار کردیم و در حال حاضر مشغول به کار هستیم.

شنیده ام که با «سعید آقاخانی» تا اردیبهشت قرارداد بسته اید و قرار است سریال نوروزی را هم بسازید؟
برای نوروز نیز تصمیم ساخت سریال داریم تا خدا چه بخواهد و تلاش می‌کنیم طرح خوبی داشته باشیم تا بسازیم. چند طرح به دست ما رسیده که در حال بررسی هستیم و بعد از این که طرح از طرف ما مورد قبول قرار گرفت به شبکه ارایه می‌دهیم و در صورت تصویب شبکه به امید خدا کار را آغاز می‌کنیم.
اگر بخواهیم سریال نوروزی را بسازیم با کارگردانی «سعید آقاخانی» و برخی عوامل سریال «خوش نشین‌ها» سریال را می‌سازیم، اما نویسنده‌ها تغییر می‌کنند.

به عنوان یک تهیه کننده در طول ساخت سریال آیا تعاملاتی در نگارش فیلم نامه با نویسنده‌ها دارید؟
بله- برای قوام کار و تبدیل به یک فیلم نامه خوب جلسه‌های مختلفی با نویسنده‌ها قبل و بعد از نگارش فیلم نامه گذاشتیم. ما تهیه کننده‌ها پا به پای نویسنده‌ها و کارگردان جلو می‌رویم و اگر سکانسی دچار کمبود طنز باشد یا نقطه قوت قصه ضعیف شده باشد جلسه ای می‌گذاریم و گفت وگو می‌کنیم تا تغییر و تحولی صورت بگیرد و به نتیجه مطلوبی برسیم. این از ویژگی کارماست.

نبود فیلم نامه کامل و آماده نبودن آن سبب نمی‌شود تا قصه‌ها غیرمنسجم شود و داستان و بازی‌ها یکدست نشود؟
اگر بی دقتی در کار صورت گیرد این اتفاق می‌افتد، اما ما به طور معمول به گونه ای کار را مقابل دوربین می‌بریم که هیچ زمان، صحنه، لنگ فیلم نامه نباشد، اگر صحنه فیلم برداری، لنگ فیلم نامه باشد و بخواهد فیلم نامه صفحه به صفحه به دست ما برسد مشکلات زیادی در تولید و در کیفیت سریال به وجود می‌آورد.
اکنون که با شما گفت وگو می‌کنم 5 قسمت از فیلم نامه نوشته شده را مقابل دوربین نبرده ایم. ما سریال «خوش نشین‌ها» را با 15 قسمت آماده کلید زدیم و قسمت‌های 20 تا 25 به نگارش درآمده است و از قسمت 16 تا 25 در حال فیلم برداری است. در پاسخ به سوال شما باید بگویم هنگامی‌کار یکدست نمی‌شود و قصه‌ها غیرمنسجم است که صحنه لنگ فیلم نامه باشد ولی هیچ زمان سریال ما لنگ فیلم نامه نشد.

از انتخاب بازیگران سریال برایمان بگویید؟
تعداد بازیگران طنز ما مشخص هستند، اما همیشه سعی می‌کنیم به گونه ای بازیگران طنز را انتخاب کنیم که مطابق با نقش باشند، یعنی به خوبی بتوانند نقش را درآورند.
ما دو تهیه کننده در ساخت سریال‌های طنز و غیرطنز خود بازیگرانی را انتخاب می‌کنیم که مقابل دوربین رفته اند و استعداد خوبی دارند، به طور مثال بازیگران خانم جوانی را که برای نخستین بار مقابل دوربین یک سریال سنگین طنز برده ایم تجربه بازی داشتند.
ما برای متفاوت شدن سریال «خوش نشین‌ها» از بازیگرانی نظیر سیروس گرجستانی، حمید لولایی و محمد کاسبی استفاده کردیم که به سابقه بازی در کارهای طنز را داشتند و در این سریال این سه شخصیت طنز را برای نخستین بار در کنار هم استفاده کردیم.

درباره پخش سریال، از مسئله زمان گرفته تا ممیزی‌ها مشکلی با تلویزیون ندارید؟
خیر- زیرا ناظر کیفی در کار داریم و تاکنون دچار مشکلی نشدیم.

تا به حال از بازخوردهایی که از سریال گرفته اید، راضی هستید؟
ما نباید از خود تعریف کنیم که سریال خوب شده است. مردم باید نظر بدهند و خوشبختانه در برخوردی که با مردم دارم از سریال «خوش نشین‌ها» راضی هستند. تماس‌های مختلفی که دوستان مختلف از شهرستان‌ها و تهران با ما دارند نشان می‌دهد که بیننده سریال هستند و از «خوش نشین‌ها» خوش شان آمده است. ما یک گروه 50 نفری هستیم که کار می‌کنیم. و هر کدام از آن‌ها بازتاب‌هایی را که می‌گیرند به ما اطلاع می‌دهند و بازتاب‌های خوب گرفته شده نشان می‌دهد که سریال با اقبال خوبی از سوی بیننده‌ها روبه رو شده است.

انتخاب نام سریال برچه اساسی بود و چرا نام آن تغییر کرد؟
انتخاب نام مناسب برای سریال خیلی مهم بود زیرا نام سریال باید با کار، موقعیت‌ها و مضمون هم خوانی داشته باشد و هم چنین در کلام و لفظ بتواند به خوبی ادا شود. نام‌های مختلفی برای سریال انتخاب کردیم که مورد پسند همه نبود و در لحظه‌های پایانی پخش سریال به نام «خوش نشین‌ها» رسیدیم که علاوه بر کارگردان و ما تهیه کننده‌ها همه با این نام موافق بودند.

این روزها تهیه کننده‌ها و کارگردان‌ها بیشتر به سراغ اثر طنز می‌روند. چه شد که شما به سمت ساخت این گونه آثار گرایش پیدا کردید؟
در گذشته سابقه ساخت طنز زیادی داشتم. قبل از همکاری با «رضا عطاران» و «سعید آقاخانی» با «مرضیه برومند» چند کار طنز ساختم. تجربه همکاری با «مسعود شامحمدی» و «فریدون حسن پور» را داشتم. سابقه کار طنز سبب شده است که ما در این زمینه تجربه اندوزی کنیم و البته علاقه نیز در کنار آن وجود دارد. ساخت کار طنز سخت است و باید مواظب باشیم که به لودگی کشیده نشود، هجو نباشد، اثری را تولید کنیم که لبخندی روی لبان مردم بنشانیم و در کنار آن نیز از محتوای خوبی برخوردار باشد. برای رسیدن به چنین طرح و هدفی انسان باید زمان زیادی را صرف کند به همین دلیل علاقه مندی ما به گونه طنز پارامتر دیگری است.تجربه و علاقه باعث می‌شود در کارهای مان یک درمیان کار طنز داشته باشیم.

«خوش نشین‌ها» پایان خوش و البته متفاوتی خواهد داشت؟
انشاءا... سعی خود را می‌کنیم که علاوه بر این که پایان خوشی داشته باشد در نهایت متفاوت نیز باشد و بیننده‌ها از تماشای 33 قسمت این سریال نتیجه گیری کنند. تلاش خود را می‌کنیم که علاوه بر متفاوت بودن پایان خوشی را برای سریال پیش بینی کنیم.

سخن پایانی تهیه کننده سریال «خوش نشین‌ها» با خوانندگان این صفحه درباره تولید سریال.
از لبخندی که بر لبان مردم می‌نشیند، راضی هستیم و خوشحال می‌شویم و لبخند آن‌ها به ما انرژی می‌دهد تا کار خود را بهتر و با کیفیت بیشتری ادامه دهیم.
» ادامه مطلب ...

مصاحبه جدید با جواد رضویان

| برچسب‌ها: | 0نظرات












زمانی که نام جواد رضویان می آید اولین چیزی که به یاد می آوریم خنده های جالب جواد است که باعث شادی در هر فیلمی شده است.پس دقایقی را با جواد رضویان و دخترش یامین همراه باشید.
مدتی است که از تلویزیون دور هستید و بیشتر فعالیت های سینمایی دارید؟
جواد رضویان:خب مدتی است که بیشتر گرفتار فیلم های سینمایی شده ام و پروژه های خوب تلویزیونی به من پیشنهاد داده نمی شود.خیلی ها هم شایعاتی در این مورد ساخته بودند ولی دلیل اصلی آن همین بود که گفتم هیچ پروژه خوبی به من پیشنهاد داده نشده است.
خیلی ها هنوز هم دوست دارند جواد رضویان در کنار مهران مدیری در تلویزیون دیده شود.در این مورد چه صحبتی دارید؟
جواد رضویان:خب باید گفت یاد آن دوران بخیر.من هم بعضی وقت ها دوست دارم در چنین سریال های کمدی و مخاطب پسند حضور داشته باشم ولی فکر کنم این اتفاق دیگر پیش نیاد,ولی باز هم هر چه خدا بخواهد.
آیا بین شما و آقای مدیری مشکل و اختلافی هست؟
جواد رضویان:نه اینطور نیست.بین من و آقای مدیری هیچ مشکل و اختلافی نیست.گفتم که برخی مواقع یک شایعاتی پیش می آید.
بیشتر شخصیت کار می کنید یا تیپ؟
جواد رضویان:تیپ بازی کردن ممکن است من را به تکرار بیندازد و باید بتوانم حد وسطی را حفظ کنم.یادم هست آقای حمید لولایی به من گفت:جواد شوخی را جدی بازی کن,زمانی که این اتفاق بیفتد تو در هر قالبی برای مخاطب قابل پذیرش هستی.یعنی باید تیپ و شخصیت را بتوانی طوری به هم نزدیک کنی که برای مخاطب مقبول باشد و این کار برای من دشوار است و شاید هنوز به این درجه نرسیده باشم.
سخت ترین گریمی که داشتید در کدام فیلم بوده است؟
جواد رضویان:نقش پیر زنی در فیلم کلاهی برای باران بود که نزدیک به 5 ساعت گریم می شدم و در فیلم یک جیب پر پول برای بازی در نقش پدرم حدود 3 ساعت گریم شدم.خیلی سخت هستش که صبح در یک نقش بازی کنی و بعد گریم شوی در یک نقش دیگر بازی کنی.
جواد رضویان تنها بازیگری است که همیشه لباس ساده می پوشد و انگار دنبال مد خاصی نیست.درسته؟
جواد رضویان:اتفاقا من  جزو بچه هایی هستم که خیلی اهل خرید لباس هستم.
مارک باز هستید یا هر چیزی را که بپسندید را می پوشید؟
جواد رضویان:مارک که نه,چون رنگ شناسی خوانده ام و فارغ التحصیل نقاشی هستم فکر کنم بدانم چه رنگی های به من می آید.
بیشتر اسپرت می پوشید یا کلاسیک و رسمی؟
جواد رضویان:بستگی به جایی هستش که می روم ولی بیشتر اسپرت می پوشم.
می تونم بپرسم دخترتون یامین چند ساله هستش؟
جواد رضویان:بله دخترم الان 5 ساله هستش و فراوان دوستش دارم.
چقدر توانسته اید برای او پدری کنید؟
جواد رضویان:باید بگم مشکلات کاری طوری شده است که نتوانسته ام در آن حدی که دوست دارم برای یامین پدری کنم ولی از همسرم ممنونم که توانسته نقش مادری خود را به طور صحیح انجام دهد,من بیشتر به یامین نقاشی یاد می دهم تا ذهن خوبی داشته باشد.
چند سال هستش که ازدواج کرده اید؟
جواد رضویان:سال 76 ازدواج کردم.


تصاویر مربوطه:
























































































» ادامه مطلب ...

گفتگویی جدید با حدیثه تهرانی ( نشر اختصاصی تکتاز)

۱۳۸۹/۰۸/۲۳ | برچسب‌ها: | 0نظرات

http://www.aksmod.com/wp-content/uploads/2010/10/105.jpg
«حديثه تهراني» بازيگر جواني است که به گفته خودش با دادن تست پا به دنياي بازيگري گذاشت و بازي در سريال «به کجا چنين شتابان» نخستين تجربه حرفه اي اش به شمار مي آيد. او بعد از آن در فيلم سينمايي «شکلات داغ» و سپس در سريال «آسمان هميشه ابري نيست» بازي کرد و در حال حاضر هم با سريال «خوش نشين ها» ميهمان شبکه سوم سيماست. تهراني بازي در اين سريال را تجربه خوبي مي داند. او در نقش «سارا» دختر خانواده و خواهر «دانيال» (علي صادقي) بازي مي کند. با وجود مشغله کاري طبق هماهنگي هاي انجام شده با تهيه کننده سريال «ايرج محمدي»، با تهراني درباره اين سريال و هم بازي شدن با پيشکسوتان عرصه طنز گپي زديم که در ادامه مي خوانيد.
در حال حاضر به چه کاري مشغول هستيد؟
در سريال «خوش نشين ها» بازي مي کنم. فرصت مطالعه پيشنهادهاي ديگر را نداشتم. بعد از پايان فيلم برداري اين سريال هم به دليل فشار کاري ترجيح مي دهم مدتي استراحت کنم تا انتخاب هاي درستي داشته باشم.
از نخستين تجربه بازي در يک سريال طنز برايمان بگوييد و اين که چگونه به کار دعوت شديد؟
سريال «خوش نشين ها» اثري طنز محسوب نمي شود. معتقد هستم داستان سريال واقعي است و من سريال «سعيد آقاخاني» را يک سريال رئال مي دانم و علاقه مند بودم که با اين کارگردان تجربه همکاري داشته باشم، زيرا زندگي رئال را در آثارشان به تصوير مي کشد و بازي ها هم واقعي است و نياز نيست که فيلم بازي کني يا عين ديالوگ را بگويي. ما جلوي دوربين آن چه را که خودمان هستيم، نشان مي دهيم و بازي مي کنيم. بازي در سريال «خوش نشين ها» تجربه خوبي برايم است و بسيار از اين کار و همکاري با آقاخاني راضي هستم. کارگردان روز اول فيلم برداري به من گفت که هماني که هستي، بازي کن؛ هر تکه کلامي را که داري و هر ويژگي که در زندگي شخصي ات هست، دوست دارم نشان بدهي مانند «علي صادقي» که او هم ويژگي هاي شخصي خود را بازي مي کند که اين امر براي مخاطب بسيار جالب و دوست داشتني است. بنابراين من هم سعي کردم خيلي راحت و عادي بازي کنم و سعي نکردم فيلم بازي کنم يا ويژگي را به شخصيتم اضافه کنم.
يعني «حديثه تهراني» ويژگي هاي شخصيتي خود را مقابل دوربين به نمايش گذاشته است؟
خير- اين گونه نيست. من خيلي متفاوت تر از سارا هستم. من براساس شخصيتي که براي سارا در فيلم نامه نوشته شده است سعي کردم عکس العمل هاي او را طبيعي بازي کنم و سارا را به شخصيت خود نزديک کردم تا بتوانم از عکسل العمل هاي واقعي خودم استفاده کنم.
هنگامي که طرح اوليه اين اثر را مطالعه کرديد، چه قدر لحن طنز سريال بر تصميم شما در پذيرفتن نقش تاثير گذاشت؟
ابتدا 6 قسمت نخست فيلم نامه را براي مطالعه به من دادند که بسيار خوشم آمد و گاهي اوقات مي خنديدم و فيلم نامه از لحاظ لحن نوشتاري زيبا بود و برايم جذابيت داشت.هنگامي که مطالعه 6 قسمت تمام شد تقاضا کردم بقيه قسمت هاي نوشته شده را به دليل جذابيت فيلم نامه به من بدهند تا مطالعه کنم.
نقش سارا را در فيلم نامه چه طور ديديد؟
به نقش علاقه داشتم. ابتدا سارا ساده و مظلوم تر از آن چه شاهدش هستيد، بود. من اندکي تغيير در اين شخصيت دادم و ويژگي هاي او را به برادرش نزديک کردم.
در سريال با چند شخصيت بيشتر تعامل داريد. «علي صادقي، مرجانه گلچين، سپند اميرسليماني و سيروس گرجستاني» آن ها چه قدر در رسيدن به نقش کمکتان کردند؟
هم بازي شدن با اين عزيزان باعث افتخارم است به خصوص «مرجانه گلچين» که در کنار او آرامش خاصي دارم و گويي مادرم است و در سکانسي که بازي ندارد، ناراحت هستم.سرصحنه و از تجربه هاي او استفاده مي کنم. «علي صادقي» سر کار بسيار آرام است و پيشنهادهاي خوبي مي دهد و به من کمک مي کند و مي گذارد که هم پاي او بازي کنم. حميد لولايي ، سپند اميرسليماني و سيروس گرجستاني هم بازيگران خوب و حرفه اي هستند و من بيشتر با سپند اميرسليماني، مرجانه گلچين و علي صادقي هم بازي هستم.
تا چه اندازه از تجربه هاي به دست آمده در کنار بازيگران پيشکسوت سريال در کارهاي بعدي تان استفاده مي کنيد؟
بسيار زياد از تجربه هاي آن ها بهره مند مي شوم و استفاده خواهم کرد و اين بزرگواران در بازي بسيار کمکم کردند و در کنار آن ها از تجربه هاي شان درس ياد مي گيرم و سعي مي کنم در اين کار و کارهاي بعدي به کار بگيرم.
شما پيش از اين کار تجربه طنز نداشتيد اما ديگر بازيگران اين سريال جزو بازيگران طنز تلويزيون و سينما هستند؛ قرار گرفتن در کنار آن ها برايتان سخت نبود؟
ابتدا اندکي مي ترسيدم و نگران بودم، چون اين بازيگران همه شناخته شده هستند و جايگاه خود را درسينما و تلويزيون دارند و هيچ کدام از آن ها سرصحنه استرس نداشتند زيرا بازي در اين گونه را در گذشته تجربه کرده بودند. تجربه کار با «سعيد آقاخاني» هميشه آرزويم بود. به کار با 2 دوربين هم علاقه مند بودم زيرا در تصوير طبيعي تر است.به واقع تجربه بازي در اين کار به استرس آن مي ارزيد. وقتي در کنار پيشکسوتان بازي کردم کار برايم عادي شد و تمام استرس هايم از بين رفت و به واقع در کنار آن ها بي تجربه به نظر نمي رسيدم. هنگام تمرين خيلي سريع با يکديگر هماهنگ مي شديم و اگر جايي اشکال داشتم من را راهنمايي مي کردند که چگونه بازي کنم. در کل سارا در سريال «خوش نشين ها» دختر جدي است و موقعيت طنز بيشتر براي اطرافيان او اتفاق مي افتد. ابتدا قرار نبود طنز بازي کنم اما اندک اندک آن روحيه طنز به من هم منتقل شد و با ديگر بازيگران هماهنگ شدم و با کمک هايي که کارگردان و بازيگران به من کردند در قالب طنز رفتم.
«سعيد آقاخاني» چه ويژگي در شيوه کارگرداني اش دارد؟
او کارگردان بسيار خوب، کاربلد و انسان شريفي است. قبل از گرفتن هر سکانس نيم ساعت تمرين مي کنيم و «سعيد آقاخاني» پيشنهادهاي خود را به بازيگران منتقل مي کند و اگر از لحاظ گويش و بيان ديالوگ اشتباهي داشته باشيم تصحيح مي کند.
از نقش آفريني در يک کار روتين شبانه که فشردگي هاي خاص خود را دارد، راضي هستيد؟
بازي در کار روتين مزايايي دارد زيرا هر شب پخش بازي بازيگر ديده مي شود و متوجه اشتياق و علاقه مردم مي شويم. البته بازيگر فشار کاري زيادي را متحمل مي شود. به عنوان مثال چندي پيش دندان درد شديد داشتم و فرصتي دست نمي داد که به دندان پزشک مراجعه کنم. ما در يک تيم خوب و حرفه اي بازي مي کنيم و همه عوامل با يکديگر يک دست و هم فکر هستيم و همه در موفقيت کار به يکديگر کمک مي کرديم. برايم کار لذت بخش است و شايد در آينده با وجود فشارکاري بازي در کار روتين را دوباره تجربه کنم، البته نه به سرعت بلکه قصد دارم مدتي استراحت کنم.
نتيجه تجربه همکاري با «سعيد آقاخاني» براي «حديثه تهراني» چه بود و آيا راضي هستيد؟
با توجه به اين که مشغول بازي در سريال هستيم متوجه بازخورد مردم نشده ام. اما دوستان و آشنايان از سريال راضي و بيننده آن هستند و تاکنون بازتاب خوبي داشته است.
ناگفته هاي اين گفت وگو از زبان «حديثه تهراني».
اميدوارم زمينه اي ايجاد شود که به آن جايي که علاقه مند هستم برسم و توانمندي خود را ثابت کنم و تفاوت ها مشخص شود که آدم ها به چه منظور وارد سينما مي شوند، زيرا عده اي به دنبال کار، شهرت و يا زرق و برق سينما هستند و عده اي هم عاشق سينما هستند و دوست دارند توانايي خود را ثابت کنند.قصد داشتم تا زماني که در يک کار شاخص حرفه اي بازي نکرده ام با هيچ خبرنگاري مصاحبه اي نداشته باشم، زيرا با سختي و مشقت راه بازيگري را طي کردم و به سختي خود را به ديگران معرفي و بازي و پيشرفت کردم و به واقع زحمت کشيدم تا به اين جا رسيدم. البته از کارهايي که بازي کرده ام پشيمان نيستم و کارهايي هم داشتم که مرا راضي نکرده است ولي مجبور بودم اين مراحل را طي کنم و در آن آثار بازي کنم تا ديده و شناخته شوم و به اين جا برسم. من از طريق گذراندن يک دوره بازيگري و دادن تست وارد کار رسانه اي شدم و در سريال «به کجا چنين شتابان» بازي کردم و از آن به بعد عوامل پشت صحنه من را به گروه بعدي معرفي کرد. هيچ زمان هدفم از بازيگري بازي در سريال نيست هدفم خيلي بالاتر از اين است و علاقه دارم خوب بازي کنم و بتوانم بازيگر ماندگاري در سينماي ايران باشم.

» ادامه مطلب ...

عکس و مصاحبه جدید با افسانه پاکرو

۱۳۸۹/۰۸/۲۱ | برچسب‌ها: , | 0نظرات








افسانه پاکرو بازیگر جوان سینما و تلویزیون ایران همانند دیگر بازیگران کشور در زمان مشخص با خدای خود عبادت می کند و از دید او همین عبادات باعث موفقیت وی شده است.
پاکرو در این مورد می گوید:من همشه سعی کرده ام نماز اول وقت را بخونم چون آرامش خاصی را به من می دهد و پس از آن متوجه شده ام که تمرکز بهتری دارم,از این رو توصیه می کنم که برای آرامش و عبادت با خدا نماز را اول وقت بخوانیم.
افسانه پاکرو که تابستان امسال در سریال مناسبتی ماه مبارک رمضان با نام در مسیر زاینده رود حضور داشت,در مورد این سوال که آیا سال آینده هم در سریال های ماه رمضان حضور دارد پاسخ داد:من خیلی دوست دارم که سریال با حال و هوای ماه رمضان متناسب باشد اما در مسیر زاینده رود کمی متفاوت بود,اگر سال آینده سریالی که متناسب با ماه مبارک رمضان ساخته شود و به من پیشنهاد بدهند حتما بازی خواهم کرد.




تصاویر مربوطه:






































» ادامه مطلب ...

مصاحبه با حلیمه سعیدی ( خال قزی خوش نشین ها )

۱۳۸۹/۰۸/۱۹ | برچسب‌ها: | 0نظرات

www.FarsPatogh.Com
آنقدر در نقش هایش غرق می‌شود که براحتی می‌توان او را باور کرد. به کارش علاقه زیادی دارد اگرچه در ۶۵ سالگی به قول خودش کشف شده است…
حلیمه سعیدی، همان پیرزن دوست‌داشتنی سریال «زن‌بابا» است که بخوبی در نقش سوری خانم ظاهر شد. او اهل قزوین است و تاکنون بیشتر در آثار طنز تلویزیونی حضور داشته است. با او گپ کوتاهی زده‌ایم که خواندنش خالی از لطف نیست.
چه شد که در ۶۵ سالگی بازیگر شدید؟
به بازیگری علاقه داشتم. به همین دلیل دوست داشتم این کار را تجربه کنم.
استعداد شما توسط چه کسی کشف شد؟
برای اولین بار رضا عطاران بود که من را دید و به من پیشنهاد بازی داد و پس از گرفتن تست، مقابل دوربین او رفتم و شروع به بازی کردم.
از این که اینقدر دیر پا به عرصه بازیگری گذاشتید ناراحت نیستید؟
چرا اگر زودتر حرفه بازیگری را شروع می‌کردم می‌توانستم تجربه‌های بیشتری کسب کنم و نقش‌های بیشتری را بازی کنم.
اصالتا اهل کجا هستید؟
اهل قزوین هستم، ‌اما ۶ ماه در تهران هستم و ۶ ماه در قزوین.
خب وقتی سرکار هستید رفت و آمد به قزوین و تهران اذیت تان نمی‌کند؟
خیر، چون در طول مدتی که سرکار هستم سعی می‌کنم در تهران بمانم و از طرفی چون کارم را دوست دارم سختی‌های آن را هم تحمل می‌کنم.
شما چقدر سواد خواندن و نوشتن دارید؟
من سواد قرآنی دارم و هیچ‌وقت مدرسه نرفتم. به همین دلیل سواد کامل و درستی ندارم.
پس دیالوگ‌ها را چطور حفظ می‌کنید؟
یکی از عوامل کار دیالوگ‌ها را برایم ۲ بار می‌خواند و من آنها را حفظ می‌کنم.
این جوری حفظ کردن دیالوگ‌ها برایتان مشکل نیست؟
خیر. برعکس بهتر از خیلی از بازیگران باسواد می‌توانم دیالوگ‌هایم را بگویم.
شما چند سال دارید؟
۷۷ سال.
در خانواده‌تان افراد دیگری هستند که کار هنری انجام دهند؟
خیر، نه همسرم و نه بچه‌هایم علاقه‌ای به این کار ندارند.
چرا بیشتر در کارهای طنز بازی می‌کنید؟
خب چون بیشتر برای این نوع کارها از من دعوت شده است. اگر کار جدی هم پیشنهاد شود بازی می‌کنم.
» ادامه مطلب ...

مطالب قبلي