بیوگرافی و عکس از سعید پانتر
۱۳۸۹/۰۵/۲۸ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
سعید پیمانی راد مقلب به سعید پانتر متولد 2 بهمن 1365
او متولد کرمانشاه است ولی از 3 سالگی به همراه خانواده ساکن تهران شدند
سعید دارای دو خواهر و یک برادر است او از سن 17 سالکی به موسیقی و رپ علاقه مند شد ولی کارحرفه ای خود با ترانه برونزه به همراهی امیر شهریار شروع کرد او همچنین در چند اهنگ با حسین مخته همکاری کرده است او هم اکنون در رشته تاتر در دانشکده هنرهای زيبا تهران مشغول تحصیل است
لیست ترانه ها
امیر شهریار و سعید پانتر – یكی شو
آروین و سعید پانتر – سر قرار
حسین مخته و علی پیشتاز و سعید پانتر و سعید كرمانی – فلنگو بستی كجا
سعید پانتر – مگه نمیشنوی
محسن و سعید پانتر – چجوری
سعید پانتر – نمیشه
پویان و سعید پانتر – دلم تنگته
سعید پانتر و امیر شهریار – برنره
سعید پانتر و شهاب – موندی نیستم
یاسر داودیان و امیر شهریار و سعید پانتر – ما رو گرفتی
یاسر و سعید پانتر – كافیه
سعید پانتر و علی پیشتاز و امیر شهریار – شب عسق و حاله
امیر شهریار و سعید پانتر و امیر شهریار – باشه باشه بهش میگم
بیوگرافی سعید پانتر
۱۳۸۹/۰۴/۲۱ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
سعید پیمانی راد مقلب به سعید پانتر متولد ۲ بهمن ۱۳۶۵
او متولد کرمانشاه است ولی از ۳ سالگی به همراه خانواده ساکن تهران شدند
سعید دارای دو خواهر و یک برادر است او از سن ۱۷ سالکی به موسیقی و رپ علاقه مند شد ولی کارحرفه ای خود با ترانه برونزه به همراهی امیر شهریار شروع کرد او همچنین در چند اهنگ با حسین مخته همکاری کرده است او هم اکنون در رشته تاتر در دانشکده هنرهای زیبا تهران مشغول تحصیل است
لیست ترانه ها
امیر شهریار و سعید پانتر – یکی شو
آروین و سعید پانتر – سر قرار
حسین مخته و علی پیشتاز و سعید پانتر و سعید کرمانی – فلنگو بستی کجا
سعید پانتر – مگه نمیشنوی
محسن و سعید پانتر – چجوری
سعید پانتر – نمیشه
پویان و سعید پانتر – دلم تنگته
سعید پانتر و امیر شهریار – برنزه
سعید پانتر و شهاب – موندی نیستم
یاسر داودیان و امیر شهریار و سعید پانتر – ما رو گرفتی
یاسر و سعید پانتر – کافیه
سعید پانتر و علی پیشتاز و امیر شهریار – شب عشق و حاله
امیر شهریار و سعید پانتر و امیر شهریار – باشه باشه بهش میگم
بیوگرافی بابک جهانبخش
۱۳۸۹/۰۴/۰۱ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
محل تولد : بیمارستان "آگوستا" شهر "بوخوم" آلمان در ساعت 10 شب
فرزند اول خانواده است که 7 سال و 8 ماه و 10 روز کوچکتر از اوست .
پدرش مهندس الکترونیک با گرایش مخابرات است ومادرش خانه دار است .
تحصیلاتش در آلمان نیمه تمام ماند ، البته آنجا معلم فارسی هم داشت و شاید به همین دلیل بود که توانست در تهران و رشته علوم تجربی دیپلم بگیرد.. به دیپلم راضی است و تا به حالا در هیچ كنكوری شركت نكرده.
ساز های تخصصی او پیانو ، کیبورد و گیتار هستند.
فوتبال را از تیم نونهالان بوخوم شروع كرد و در ایران هم چهار سال عضو تیم های نوجوانان و جوانان استقلال ، پیام و شاهین بود . گاهی مهاجم و گاهی هافبك راست اما هیچ وقت به تیم های ملی دعوت نشد . به نظر خودش اگر فوتبال را ادامه می داد ، موفق تر می شد اما حالا دیگر تحت هیچ شرایطی نمی خواهد از موسیقی جدا شود .
تیم فوتبال داخلی مورد علاقه او ستقلال است و تیم فوتبال خارجی مورد علاقه او تیم ملی " آلمان " است.
داستان موسیقی برای او با پشت سر گذاشتن كلاس فلوت در دوره مهد كودك شروع شد .
در سال های دبستان بعد از ظهر ها به مدرسه ملی موسیقی می رفت و زیر نظر استاد آلمانی پیانو یاد می گرفت .
پسر زنده یاد مسعود میر دامادی از اولین دوستان او در ایران بود . پدر او صدایش را در یك فیلم خانوادگی شنیده بود واز بابک خواست تا آنجا برود.
در ایران سولفژ و آواز را شروع كرد. شانزده ساله بود كه در صدا و سیما تست داد و آقای علی معلم به او نمره قبولی داد . یك كار برای پخش از صدا و سیما اجرا كرد.
چند ماه به صورت كامل قید موسیقی را زد تا این كه افتخار آشنایی با مرحوم مجتبی میرزاده نصیبش شد ، ایشان به شدت تشویقش كردند كه حرفه ای بخواند و موسیقی را شغل اصلی اش قرار دهد .
دو سال بعد نوازندگی گیتار را به این نیت كه بتواند آهنگسازی كند ، شروع كرد.
سال 80 در تست یكی از شركت های موسیقی شركت كرد و قبول شد اما برای تهیه آلبوم به توافق نرسید .
سال 81 با شاهین خسروآبادی آشنا شد . پیام هوشمند هم به جمع شان اضافه شد و تولید آلبوم را رسماً شروع كردند . سال 82 آلبوم جمع شد و سپس آقای محسن رجب پور برای گرفتن مجوز آن پیشقدم شدند . بالاخره آذر سال 84 " چی شده " مجوز گرفت و به بازار آمد .
اغلب كسانی كه در آلبوم چی شده با او همكاری كردند ، از دوستانش بودند ، اما آقای مسعود هوشمند "تاك قد كشیده" این آلبوم بودند كه حضورشان به بابک اعتبار داد . آقای هوشمند كه بسیاری از آثار ماندگار خواننده های تاریخ پاپ ایران را سروده اند ، با قطعه "خداحافظ" اعتبار آلبوم را بیشتر كردند .
او سعی كرد با یازده قطعه در این آلبوم ، تمام سلیقه ها را راضی كند . سه آهنگ ترنس و تكنو ، سه آهنگ شش و هشت ، سه كار اسلو و دو قطعه هم عربی_اسپانیش .
او از سه ، چهار سال پیش تا حالا ملودی های زیادی ساخته .
او خوشبختی بزرگش در موسیقی را همكاری و رفاقت با پیام هوشمند و ارتباط با خانواده هوشمند می داند . ماهیت موسیقی اش را در آلبوم بعدی عوض نمی كند و باز هم "خودش " خواهد بود .
آلبوم "شاكی" طوفان كرمی به دلش چسبید و احسان خواجه امیری نه فقط برای او كه برای اعضای خانواده اش محبوبیت زیادی دارد .
در میان خواننده های موسیقی با افراد زیادی ارتباط صمیمانه ندارئ . فقط دو نفر (مهران احراری و بهنام علمشاهی) به او تبریك گفتند ، ضمن اینكه آروین علمشاهی هم همیشه به او روحیه می دهد .
بیوگرافی و گالری عکس بنیامین.بهادری
۱۳۸۹/۰۳/۲۸ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها, گالری عکس خواننده ها | 0نظرات
عکس های بنیامین
عکس های بنیامین
عکس های بنیامین
جدیدترین مصاحبه با بهنام صفوی
۱۳۸۹/۰۳/۲۳ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
رو از سه سال پیش با تک ترک نمنا شروع کردم که جرقه ای بود برای آغاز یک آلبوم که شما
حالا شاهد آن هستید
یعنی این آلبوم قبل از امسال آماده شده بود؟
ای اقدام کردم .وقتی آهنگ به طور غیر رسمی به بیرون آمدشاید هفتاد در صد به فکر آلبوم
بودم ولی وقتی استقبال خوب مردم رو نسبت به کارم دیدم هم از طرف خودم و هم تهیه کننده
کار هایم بادل گرمی بیشتر و قاطع تر تصمیم به ساخت یک آلبوم شدیم که بهتر از تمنا باشد
.در آغاز ذهنیتی که داشتم این بود که قطعه هارو از نظر ملودی و بار موسیقی یایی و تنظیم
به بهترین نحوه انجام دهم تا پیش زمینه ای که مردم از من داشتند بهتر شودکه در شروع, از
بهترین دوستم سیروان خسروی کمک گرفتم که در آن موقع زیاد با هم مثل حالا صمیمی نبودیم .
باشد که بعد ها رابطه ی صمیمی تری بین ما شکل گرفت و همکاری بین ما گسترده تر شد.
چرا پس از سه سال بین اولین آهنگ تا آلبوم فاصله افتاد؟
ولی یک سری مسائل مختلف از جمله وضعیت زمان پخش آلبوم که بستگی به تهییه کننده اثر داشت
که دو ماه پیش آلبوم به پخش رسمی و گسترده رسید.
سبک و جنس قطعه اول آلبوم به بقیه تفاوت داره و تقریبا شادتر و ریتمیک تره به نظره خودت
در موفقیت و ماندگاری آلبوم چه قدر موثر بود.
تنها ریتمیک و شاد بودن کافی نیست چون در حال حاضر خیلی از کارها سبک شش و هشت دارد ولی
ماندگاری ندارد و دارای تاریخ انقضای کوتاهی است که این مشکل ناشی از این است که در پاپ
ایرانی در مرحله ی اول شعر وملودی دارای نظم و هماهنگی نیست و از آن مهمتر صدای خواننده
با فرهنگ و روحیه ی ایرانی سازگار نیست و برگرفته ازآثار غربی می باشد که در آلبوم "عشق
من باش" این آیتم ها رعایت شده است.البته شاید آلبوم ساختار مدرن و امروزی داشته باشد
ولی صدای خواننده ملاک است و قضاوت اصلی وقتی است که جنس صدای خواننده ایرانی باشد.
در تنظیم و آهنگسازی آلبوم چه طور این اتفاق نیافتاد و هیچ کدام از کارها حال و هوای
غرب به خود نگرفت؟
بوده ولی مهم تم و شکل صدای خواننده است که مردم کار را به عنوان یک کار ایرونی
بپذیرند.
خیلی ها عقیده بر این دارند که صدای شما شبیه به صدای رضا صادقی می باشد. این موضوع
لطمه ای به کارت وارد نکرد یا شایدم بلعکس برایت خوب هم بود. نظر خودت در این باره چی
هست؟
استاد شجریان رو که دیگه فکر می کنم که همه به عنوان یک پیشکسوت قبولش دارند.ایشان یعد
از این همه تجربه کاری بدون هیچ قصد و قرضی عنوان می کنند: (الگو داشتن و حتی شاید
تقلید کردن برای شروع یک کار یک امر طبیعی می باشد و نباید بگذاریم اتفا قات و شکل
گرفتن یک رویداد بعدها منجر شود خود را دور کنیم از ایتن قضیا) ما خیلی از خواننده ها
را داریم که شروع کارشان تقلید بوده ولی کم کم از تقلید کردن جدا شدند و به صدا ی
خودشان شکل دادند. من کاملاً به صدای آقای صادقی علاقه مندم و ایشان یکی از دوستان من
هستند و جالب تر از اینک ایشان جزوء اولین کسانی بودند که به من بابت آلبومم تبریک گفتند. من نمی گویم که دارم تقلید صدا می کنم بلکه صدای من با ایشان شباهت دارد واین تشابه می تواند در خیلی چیزها وجود داشته باشد خیلی آدمها شبیه هم هستند و مردم خوشبختانه آنقدر با هوش هستند که تفاوت تقلید کور کورانه و شباهت را از هم متوجه شوند.با می توان از آقای شجریان مثال زد ایشان فرمودند: (خواننده ای که بتواند تقلید کند موفق است و تقلید کاره سختی است) من نمی خواهم وارد حاشیه ها شوم من به طور کلی تشا به صدایی با آقای صادق دارم و این رو به هیچ عنوان منکر نمی شوم ولی همین ترک اول آلبوم نشان دهنده این است که این کار نشانه یک شباهت است نه یک تقلید.
شما غیراز خوانندگی آهنگساز و تنظیم کننده هم بوده اید به نظره خودتون در کدام یک موفق
تر بوده ابد؟
بیشتر دوست دارم اما در حال حاضر بیشتروقتم را برای خوانندگی گذاشته ام.
.
پس چرا تمام تنظیم و آهنگ سازی آلبوم رو خودتومن انجام ندادین؟
های دیگر را برای یک کار بهتر دخیال کرد و هیچ قانون کلی وجود ندارد که همه آن چرا که
من میگویم انجام دهند . خیلی از خواننده ها هستند که خودشان تنظیم و آهنگساز آلبومشان
بودند و شاید کاره خوبی هم از کار در آمده باشد اما در رابطه با آلبوم خودم دوست داشتم
رنگ و بوی مختلفی به کار بدهمو تفاوت را دوست دارم.
هیچ چیز قابل پیش بینی نیست می تونم اشاره کنم به یک تک آهنگی که دو سال پیش از من
پخش شد به اسم "ای جان" که من به مناسبت نیمه شعبان به سفارش یکی از دوستانم برای یک
اجرا "یک روزه ساختم" بدون هیچ برنامه ریزی ولی این موزیک به قدری موفق و محبوب شد که
در ایام ماه مبارک رمضان در اول برنامه ماه عسل از شبکه سوم سیما پخش می شد و یا گاهی
پیش زمینه صحبت های مهمان ها ی برنامه می شد این در صورتی بود که من حتی هیچ آشناییتی
با هیچ یک ازعوامل این برنامه نداشتم وحتی آهنگ بدون هما هنگی با من پخش می شد. و من
این رو به این تعبیر دیدم که یک آهنگ یک روزه چقدر به ذائقه مردم دل نشین آمده است.
همان طور که خودت هم این باز خورد مثبت رو از مردم با تک آهنگهای قبلیت گرفتی به نظرت
آلبومت هم مثل تک آهنگ هایت تو دل مردم جا باز می کند و راز ماندگاری را دارد؟
یک سری از آهنگ ها به خاطر اینکه روی مد,دقیقاً مثل لباس ها یه روز کار می شوند دارای
تاریخ انقضا هستند ویه دلیل مصرفی بودنشان روزی کنار خواهند رفت, ولی یکسری ازآهنگها
به دلیل داشتن حرکت و تم ایرانی همیشه با طراوت و تازه خواهند ماند اصلاً به نظر من
موسیقی که خط آن ریشه در فر هنگ ایرانی داشته باشد ماندگار خواهد شد که خوب بودن
صدا,شعر و ملودی مهمترین رکن اصلی برای ماندگاری موسیقی می باشد.
یک آلبوم دیگر)
آلبوم جدیدش منتشر شود به نام فعلی "هنوز عاشقتم"
غیر مجاز می باشد.ولی در مورد کنسرت در حال حاضر در حال تمرین هستم و به امید خدای
متعال بعد از ایام محرم و صفر از بنده شاهد کنسرت خواهید بود.
کننده اثر حتماً سی دس های اورجینال رو تهیه کنند. چه اشکالی داره اثری که دارند گوش می
دهند دارای مشخصات و شناسنامه باشد.
موردش صحبت کنم و احتمالاً طی سه الی چهار ماه آینده مشخص خواهد شد.
فری استایل و مصاحبه جدید حسین .............
| برچسبها: بیوگرافی خواننده ها, دانلود رایگان | 0نظرات
| نام کلیپ | کیفیت | لینک مستقیم | حجم |
| Arman | Avi | دانلود | 50 |
| Arman | mp4 | دانلود | 38 |
| Arman | wmv | دانلود | 20 |
| Arman | 3gp | دانلود | 4 |
100 سوال اختصاصی از محسن یگانه
۱۳۸۹/۰۳/۱۷ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
1)تاریخ دقیق و محل تولد:۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۴-گنبد کاووس
۲)ویژگی های ماه تولدت:اردیبهشتی ها احساساتی و خوش قلب هستند.
۳)پدر(نام،سن و شغل):محمدرضا-درجهاد مشغول به کار بودند و ۲۳ اسفندماه ۶۴ در حالی که من فقط ۱۰ ماه داشتم،شهید شدند.آن زمان ۳۵ سالشان بود.
۴)مادر(نام،سن و شغل):رویا-۳۶ ساله-استاد دانشگاه
۵)همسر:-
۶)شغل دوم:کارم موسیقی است.آهنگسازی و تنظیم هم می کنم.
۷)اهل محله/ساکن محله:آزادگان گنبد کاووس-کامرانیه تهران
۸)معروف ترین فرد خاندان:پدرم
۹)خواهر:دو خواهر دارم.
۱۰)برادر:یک برادر دارم به نام کمیل
۱۱)تحصیلات:دانشجوی انصرافی ترم ۶ مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب
۱۲)بهترین و بدترین دروس دوران تحصیل:بهترین:زبان انگلیسی و ریاضی و بدترین:ریاضی!
۱۳)بهترین معلم:همه معلم هایم خوب بودند اما آقای جاذبی معلم کلاس پنجم را که خیلی هم کتکم می زد دوست داشتم.
۱۴)تسلط به زبان خارجی:انگلیسی ام خوب است.
۱۵)قهرمان دوران کودکی:دیوید بکام
۱۶)بارزترین ویژگی اخلاقت:خیلی پیگیرم یعنی ول کن ماجرا نیستم.
۱۷)ایمان:نمی خواهم حرفش را بزنم.ایمان با عمل خوب است.
۱۸)صداقت:سعی می کنم دروغ نگویم.
۱۹)خجالت:اصلا خجالتی نیستم و خیلی هم پر رو هستم.
۲۰)عصبانیت:خیلی زیاد عصبانی و گاهی هم غیرقابل تحمل می شوم اما نیم ساعت بعد پشیمان می شوم.
۲۱)عاشق شدی؟۲بار-یک بار کم سن و سال بودم و دومی اش همین دو سال پیش بود.
۲۲)تکیه کلام:همینه که هست.
۲۳)نقطه ضعف:زود اعتماد می کنم و عموما از اعتمادم سو ء استفاده می شود.
۲۴)اهل خرافات هستی؟اصلا
۲۵)اولین باری که خواندی:من قاری قرآن بودم و در مسابقات کشوری هم مقام هایی را به دست آوردم.آشنایی من با قرآن و تلاوت کتاب خدا اولین قدم های من بود.
۲۶)خواننده محبوب:عقیلی
۲۷)گروه موسیقی:جیپسی کینگز
۲۸)هنرپیشه مرد:عزت الله انتظامی-جان استادهام
۲۹)هنرپیشه زن:هدیه تهرانی-آنجلینا جولی
۳۰)فیلم سینمایی:سنتوری-Next
۳۱)برنامه تلویزیونی محبوب:زیاد نمی بینم اما ماه عسل با صدای خودم برایم خاطره خوبی بود.
۳۲)ترانه محبوب:قصه دل کندن من از عبور یه غریبه…
۳۳)موزیک ویدئو:نظری ندارم.
۳۴)نویسنده محبوب:زیاد کتاب نمی خوانم.
۳۵)کتاب محبوب:گزیده اشعار قیصر امین پور
۳۶)شاعر:قیصر امین پور
۳۷)ترانه سرا:شخص خاصی مد نظرم نیست.الان ترانه های روزبه بمانی را دوست دارم.
۳۸)آهنگساز:شاید خود عقیلی
۳۹)مجری تلویزیونی:احسان علیخانی
۴۰)کارگردان:عباس کیارستمی-تارانتینو
۴۱)ورزشکار:علیرضا دبیر-محمدعلی کلی
۴۲)فوتبالیست:علی کریمی-دیوید بکام
۴۳)تیم فوتبال باشگاهی:پرسپولیس-منچستر یونایتد
۴۴)شخصیت کارتونی محبوب:واتو واتو
۴۵)کمدین:جواد رضویان-چارلی چاپلین
۴۶)اتومبیل(اتومبیل محبوب و اتومبیلی که داری):لامبورگینی بوگاتی-خودم پروتون Gen2 دارم.
۴۷)گل:رز
۴۸)پرطرفدار ترین ترانه ات:نشکن دلمو-باروبندیل
۴۹)تعداد فروش کل آأبومهایت:یک آلبوم رسمی به نام نفس های بی هدف داشته ام که تا الان حدود ۴۵۰۰۰۰ تا فروخته است.
۵۰)تاریخ اولین کنسرت:۲۱ اردیبهشت ماه ۸۵-نیشابور
۵۱)تعداد کنسرت ها و تعداد تماشاگر:خیلی زیاد بوده.در نیشابور،تهران،چابهار،قشم، ؠ ?میدیه اهواز،گرگان،سلمانشهر(متل قو)،نمک آبرود،کرج،زاهدان و بارها جزیره کیش برنامه داشته ام.هلند و آلمان هم همین طور-قطعا بیش از صد هزار نفر تا به حال برنامه های مرا دیده اند.
۵۲)شاخص ترین تماشاگر کنسرت ات:استاد کامبیز روشن روان
۵۳)بهترین دوران زندگی ات:همین الان
۵۴)بهترین تصمیم زندگی ات:در ذهنم است اما نمی گویم!
۵۵)بهترین روز زندگی ات:روزی که آلبوم نفس های بی هدف منتشر شد.
۵۶)بهترین خوابی که دیدی:اگر بگویم از لطفش کم می شود.
۵۷)بهترین هدیه ای که تا به حال گرفته ای:یکی از بیماران ام اس شعری را با خط نستعلیق برایم نوشته بود که بسیار دوستش دارم.
۵۸)بزرگترین راز زندگی ات:ایمان
۵۹)هنری که هنوز رو نکردی:بازیگری
۶۰)سفر به ماه:ترجیح می دهم به جای این کار با اتومبیلم ایران گردی کنم.
۶۱)اگر جادوو گر بودی:وردی می خوندم تا اوضاع موسیقی ایران خوب بشود.
۶۲)تعطیلات آخر هفته:اصولا کنسرت دارم.
۶۳)کشور و شهر محبوب:هلند-رتردام
۶۴)به کدام کشورها سفر کرده ای:امارات(دبی)-هلند-آلمان-بلژیک
۶۵)مرد شماره یک جهان:حضرت امام زمان (عج)
۶۶)نابغه تاریخ موسیقی:از میان زنده ها ونجلیس
۶۷)بهترین دوستت:علی چراغعلی
۶۸)معروف ترین دوست غیر موسیقیا یی ات:با همه دوستم ولی کسی نیست که رابطه خیلی نزدیکی با او داشته باشم.
۶۹)مدیر برنامه ات:علی چراغعلی
۷۰)اهل تیپ و مد هستی؟هرچه دوست داشته باشم می پوشم.
۷۱)لباس مارک دار محبوب:فرقی نمی کند-هر برندی که لباس خوب داشته باشد.
۷۲)عطر:لالیک نورای
۷۳)سایت اختصاصی:هنوز ندارم
۷۴)علم بهتر است یا ثروت:هنر بهتر است.
۷۵)امور خیریه:هر روز باید صدقه بدهم و این کار را می کنم.
۷۶)نام آخرین ترانه زندگیت:الان دیگر نمی دانم.قبلا ترانه ای را مد نظر داشتم که آخرین کارم باشد اما به علی لهراسبی واگذارش کردم.
۷۷)مطالعه روزانه:فقط اینترنت.اخبار را از این طریق پیگیری می کنم.
۷۸)خواب(چند ساعت در روز می خوابی؟):زیاد می خوابم معمولا ۱-۱۲ شب می خوابم و ۳-۲ بعد از ظهر بیدار می شوم.
۷۹)سیگار:زیاد می کشم ولی برایم ضرر دارد.
۸۰)حیوانات و پرندگان(از چه حیوان یا پرنده ای نگهداری می کنی؟):از هیچ حیوانی
۸۱)بدترین استعدادت در … دروغ گفتن
۸۲)بدترین تصمیم زندگی ات … آمدن به سمت موسیقی!!!
۸۳)بدترین دوستت:با کسی که بد باشد دوست نمی شوم.
۸۴)بدترین روز زندگی ات:فوت خاله ام
۸۵)بدترین ترانه ای که شنیده ای:کارهای رپی که پر از فحش است.
۸۶)بدترین خوابی که دیدی:دو هفته پیش خواب دیدم که سرطان خون گرفته ام و مدام ساعت مرگم را بهم گوشزد می کنند.
۸۷)بدترین فیلمی که دیدی:اره ۵ -فیلم بدی بود.
۸۸)بازیگری در سینما:به وقتش!نمی خوام از کوپن خوانندگی ام استفاده کنم.
۸۹)اگر فیلمساز بودی درباره زدگی چه کسی یا چه موضوعی فیلم می ساختی؟ نمی دانم.رویش تمرکز نکرده ام.
۹۰)موسیقی سنتی:اصلا دوست ندارم.
۹۱)موسیقی راک و رپ:راک را دوست دارم اما رپ را زیاد نه.
۹۲)بابک بیات:خدا رحمتش کند.کارهایش حس عجیبی داشت.
۹۳)واروژان:یکی از افتخاران موسیقی ایران
۹۴)عباس کیارستمی:بهترین کارگردان و افتخار سینمای ایران
۹۵)شادمهر عقیلی:نه دیدمش و نه با او حرفی زده ام اما ورودم را به موسیقی مدیون او می دانم.
۹۶)ناصر عبداللهی:خدا بیامرزدش.ترانه راز را خیلی دوست دارم.
۹۷)جشنواره موسیقی:امسال خیلی از جشنواره انتقاد شد و نگاه های منتقدین منفی بود.نمی دانم چرا ؟؟؟
۹۸)آرزوی دست نیافتنی و آرزوی محال:دوست دارم جزو بهترین موزیسین های موسیقی الکترونیک جهان باشم ولی شاید خود این هم محال باشد هر چند که به نظر من چیزی محال نیست.
۹۹)آرمانشهر(اتوپیا):به این فکر نکرده ام.
۱۰۰)مرگ:خیلی راحت با مرگ کنار می آیم هرچند که در خواب اینگونه نبود.
جدیدترین مصاحبه با علی پهلوان به بهانه خبرهای حاشیه ای این روزها از آریان
۱۳۸۹/۰۳/۱۰ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
بعد از غیبت طولانی برزو بدیهی شایعه شده که ایشان از آریان جدا خواهند شد، چه پاسخی برای این شایعه دارید؟
از پیام صالحی، آلبوم جدیدش و تاثیر آن بر فعالیت آریان بگویید
بیوگرافی محسن چاوشی + جدیدترین عکسهای او
۱۳۸۹/۰۲/۲۹ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها, گالری عکس خواننده ها | 0نظرات
سال تولد:1358
ماه تولد:مرداد
شهرتولد:خرمشهر
رشته تحصیلی:حسابداری
حدود 14.15 سال پیش موسیقی را آغاز كرد واز6.7 سال پیش به طور حرفه ای موسیقی كارمیكنه . تا به حال برای دو تا از دوستانش –حامدهاكان-محسن یگانه- آهنگسازی كرده كه درباره ی این دو نفر بعد ها مفصلا صحبت میكنیم . محسن چاوشی در هر كارش یك حس و منظور متفاوتی دارد. از سبك ترانس بیشتر خوشش میاد. علاقه مند به تنهایی- با احساس –ویه كم هم بعضی وقتا عصبی هست. هدفش از زندگی داشتن یه زندگی سالم برای رسیدن به كمال. محسن چاوشی دو تا آلبوم به بازار ارایه داده به نام های _نفرین و خودكشی ممنوع_كه همه عزیزان میدونند. در آینده آلبوم های محسن رو شرح میدم. امیدوارم یكم محسن عزیز رو شناخته باشید
عکس و بیوگرافی ساسی... مانکن
۱۳۸۹/۰۲/۰۹ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
ساسان حیدری معروف به ساسی مانکن ۲4 سالشه و متولد ۲۰ آبان سال ۱۳۶۵ میباشد دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه نبوی قزوین میباشد و اصالتا بچه اهوازه نظرش هم در مورد رپ فارسی اینه که رپ فارسی خوبه حال میده
غذای مورد علاقش قرمه سبزی
تیم مورد علاقش استقلال
رنگ مورد علاقش آبی
از علی نصیریان و مهناز افشار هم خوشش میاد
بهترین آهنگی که خوندی کدوم بوده گفت : آهنگ حالا برقص
اینم آیدی ساسان : sasy_mankan021
از ١٧سالگی شروع کرده و اولین اهنگش اسمش اینه به خدا مغرور نیستم در حدود یکی دو ماه اخیر شایعاتی بود مبنا بر اینکه مانکن و مخته درتصادف کشته شده اند ولی این شایعه ای بیش نبود و هردو سالم هستن ولی laivrecord یعنی مانکن ومخته از هم جداشدن و علت ان دزدیدن بعضی از کارهاشون بوده
حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین…به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده…
خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره
در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد
از ۱۷ سالگی تو عروسی ها میخوند ولی با همکاری که با سروش لشکری کرد خودش رو به اوج رسوند و حالا هم هرکی حرفی از سروش میزنه میگه میگه کارهاش رو دوست ندارم نمی دونه اگه کسی که اونو به اینجا رسونده هیچکس بوده وگر نه اون حالا هم باید تو عروسی ها میخوند.
جدیدترین مصاحبه با محسن چاووشی
۱۳۸۹/۰۱/۲۴ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
نه، به هیچ وجه، من اصلا آدم غمگینی نیستم. بیشتر با گذشته ام زندگی میکنم و اگر گذشته ام را از من بگیرند هیچ هویتی در کارها و ترانههایم باقی نمیماند. همیشه از فردا ترسیده ام. فردا کابوس همیشگی من است. اگر فردا رسید و من همچنان بودم و نفس میکشیدم. آن وقت با تجربه بیشتر و نگاه بازتری به امروز که تا آن وقت، گذشته ای از زندگی من است نگاه میاندازم.
این تعبیر شاید به نوعی تعبیر و برداشت شخصی شما باشد. من اعتقاد دارم که کارهای من نه غمگین و سیاه و تلخ به قول شما، بکه یک جور حقیقت عاشقانه است که با لحن خودم به آنها پرداخته ام.
من به تمام مخاطبان موسیقی ام احترام میگذارم و اعتقاد دارم که سبک موسیقی من محدود به بخش کوچکی نیست؛ بلکه گستردگی بی انتهایی دارد که این برای من قابل احترام است.
زیاد به این موضوع اعتقاد ندارم. شاید باز هم به نوعی این صحبت برداشت شخصی شماست. من دوستان بسیار زیادی دارم که هیچ کدامشان نه عاشق شکست خورده اند و نه افسرده ولی کارهای من را گوش میکنند و چقدر هم خوب با آنها ارتباط بر قرار میکنند. خیلی از آدمهایی هم که به وصال رسیده اند کارهای من را گوش میکنند.
نه، نخوانده ام، نه اسمش را تا به حال شنیده ام و نه ایشان را که سیاه و تلخ مینویسد میشناسم.
من که گفتم ایشان را نمیشناسم ولی اگر تحلیل شما از کافکا و دنیایش قبل از تحلیل کارهای من بوده است پیشنهاد میکنم با دقت دوباره ای کارهایم را گوش کنید. برای خودم مساله عجیبی است که چرا همه اصرار دارند که کارها و دنیای من را سیاه جلوه دهند و این گونه تعبیر کنند. خیلیها عادت دارند بدون درست گوش کردن درباره کارهایم قضاوت کنند، این درست نیست.
نمیدانم.
دنیای آرمانی من کاملا شخصی است!
راز دار بودن خیلی مهم است. باوفا، دلسوز و مهربان، یعنی دوست صمیمی من باید رفیق خوب روزها و رفیق روزهای خوب باشد.
برویم.
هیچ ترسی در آثارم وجود ندارد. من فقط حقیقت و دردهای اجتماعی را بیان میکنم و همین. به لطف خدا در زندگی شخصی ام هم هرگز شکست نخورده ام.
موسیقی و کلا کار هنری یعنی سرشار از احساس بودن و سر منشا موسیقی از احساسات ناب یک هنرمند تراوش میکند. این سوال سوال درستی نیست که من یکی از کارهایم را به عنوان احساس شخصی ام انتخاب کنم. من چیزی را که به آن اعتقاد ندارم هیچ وقت به زبان نمیآورم.
برای من عجیب است که شما چرا اصرار دارید که به کارهای من جهت بدهید. کارهای من نه یکنواخت است، نه سیاه و نه یک سویه. این تمام سعی ما برای آلبوم «ژاکت» بود.
ژاکت نگاه من 30-29 ساله به چیزهایی است که باید میشد و نشد و البته چیزهایی که نباید میشد و شد...
عجیب است که حدستان درست است! در موسسه «آوای باربد» بیرون میآدم که یک آقایی جلوی من را گرفت. اسمش هادی بود؛ از بجنورد.
داستان ترانه «کی به ات خندیده»؛ داستان واقعی زندگی هادی است. قسمم دارد به حضرت عباس(ع) که این کار را بکنم و اسمش را هم بگویم. گفتم حتما اسمت را میگویم و خوشحالم از این که حالا به قولم وفا کرده ام. این قطعه را ساختم و خواندم فقط به خاطر هادی.
قبل از هر چیز میخواهم بگویم که هدفم از خواندن این قطعه چه بوده است. این یک جور ادای دین به زادگاهم بوده و مردمان خوبش. اما این که چرا شاد؟ به خاطر این که دوست دارم همیشه مردم زادگاهم شاد باشند. قطه بازار خرمشهر قصه یک جوان ساده و پاکباز و بی آلایش است که به دنبال عشقش میرود، ولی به خاطر ناتوانیهایش آن را از دست میدهد. اتفاقا خیلی از دوستان در مورد این قطعه از من میپرسیدند که چرا آن را به این سبک خوانده ام. توضیحات مختصری داده بودم ولی حالا کاملتر گفتم، برداشت از این قطعه آِزاد است.
خرمشهر زادگاه من است، پر افتخارترین شهر ایران در روزهای سخت.
خانههای ویران و ترکش خورده، کودکان بی نفس، عاشقان پاکباز و...
نه، به هیچ وجه. عکس پوستر ژاکت در یکی از مسافرتهایم و کاملا به صورت اتفاقی گرفته شده است. چون دیدم به فضای پوستر میخورد از آن استفاده کردم. درمورد عکس نگرفتن هم باید بگویم که این طوری راحت تر هستم. همین!
به زودی این اتفاق خواهد افتاد و جوابت را هم در سالن خواهی گرفت.
دلداده جدید شکیرا +عکس
۱۳۸۹/۰۱/۰۷ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها, ورزشی | 0نظرات
با این حال همه چیز ار رقابتهای ابوظبی در امارات شروع شد. شکیرا که برای برگزاری کنسرت به امارات متحده عربی رفته بود، ابراز علاقه میکند تا از بازی رافائل نادال دیدن کند. او قبلا اعلام کرده بود که از طرفدران پروپا قرص رافاست. نکته شبههبرانگیز زمانی بود که پس از پایان بازی، شکیرا به طور ویژه به او تبریک گفت و رافا هم گل از گلش شکفت! صحنه دست دادن این دو، تا مدتها روی خروجی خبرگزاریها بود.
24 سال از عمر «رافائل نادال» میگذرد ... حالا اگر بدانید این همه مدت راجع به اون اشتباه فکر میکردید، چه حسی به شما دست میدهد؟! آنهایی که فکر میکردند رافائل نادال بدون پدر و مادرش نمیتواند یک ثانیه هم زندگی کند، با صحنه عجیبی روبهرو شدند؛ رافائل نادال سال گذشته از پدر و مادرش جدا شد!
به نوشته گل؛ در این میان افراد زیادی نیز بودند که تصور میکردند رافا در برقراری ارتباط با جنس مخالف دچار مشکل است و هرگز نخواهد توانست برای خود نامزدی بیابد. این دسته از افراد نیز هیجان زده شدند؛ چرا که او به طور ناگهانی اعلام کرد که با دختری به نام چسکا (Xisca) نامزد کرده و او را هم خیلی دوست دارد!
البته دسته سومی نیز وجود داشتند که بیش از هر کس دیگری شوکه شدند. این افراد معتقد بودند که رافا پسری کمرو و خجالتی است و بسیار بیشتر از تونی و میکل آنخل نادال درونگراست اما.... اما پخش کلیپ جدید شکیرا، خواننده معروف کلمبیایی یک باره همه معادلات را بر هم زد! رافائل نادال با خانم «شکیرا» در کلیپی به نام «گیپسی» (Gypsi) هنرنمایی کرد تا علاوه بر خط بطلان کشیدن بر فرضیات مطرح شده، شایعات زیادی نیز بر سر زبانها بیفتد؛ هیچ کس فکرش را هم نمیکرد که روزی رافائل نادال، ماتادور کمرو اما جنگنده اسپانیایی با «شکیرا» در ارتباط باشد.
با این حال همه چیز ار رقابتهای ابوظبی در امارات شروع شد. شکیرا که برای برگزاری کنسرت به امارات متحده عربی رفته بود، ابراز علاقه میکند تا از بازی رافائل نادال دیدن کند. او قبلا اعلام کرده بود که از طرفدران پروپا قرص رافاست. نکته شبههبرانگیز زمانی بود که پس از پایان بازی، شکیرا به طور ویژه به او تبریک گفت و رافا هم گل از گلش شکفت! صحنه دست دادن این دو، تا مدتها روی خروجی خبرگزاریها بود.
شروع شایعات از همانجا بود، اما نزدیکان نادال میگفتند او آنقدر عاشق نامزدش چسکاست که محال است به فکر شکیرا باشد. اما درست یکی ـ دو هفته پیش از کلید خوردن کلیپ جدید شکیرا، روزنامههای انگلیسی فاش کردند که این دو خیلی وقت است که با یکدیگرند و گویی همه را سر کار گذاشتهاند!
پخش کلیپ گیپسی روی اینترنت و صحنههای موجود در آن، به خوبی گواهی میداد که این رابطه چیزی فراتر از یک سلام و علیک ساده است...! بله؛ چه کسی فکرش را میکرد که رافای خجالتی به یکباره متغیر شود و در طول یک سال این همه تغییر کند؟
در این میان حرفهای شکیرا هم درباره کیلپ جدیدش و رافائل نادال جالب است: «فکر کردم شاید به یک نفر نیاز دارم تا بتوانم خودم را بیشتر بشناسنم و تا حدودی با او یکی شوم. رافائل نادال چهره مشهوری است که فکر میکنم از 17 سالگی کارش را شروع کرده است. حس کردم این شناخت میتواند در این کلیپ به نمایش گذاشته شود.» گفتنی است این کلیپ در بارسلونا و به وسیله «خوامه ده لگوانا» تهیه و کارگردانی شده است.
بیوگرافی خواندنی از آقای فرید نادری خواننده ی فوق العاده خوش صدا، اصیل و محبوب ایرانی
۱۳۸۸/۱۱/۰۶ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
من فرید نادری متولد سال 1354 هستم . اول مهر در خانواده ای اهل موسیقی رشد کردم ، از سن 10سالگی پدرم استاد هوشنگ نادری مرا با موسیقی آشنا کرد و دوره های ابتدایی کار را به من آموخت ( پدرم از خوانندگان و آهنگسازان زمان قدیم تا به الان است) و من هم درس می خوندم هم دوره های موسیقی را می دیدم.
فوق دیپلم انسانی هستم و از سن 23 به بعد به طور حرفه ای و جدی موسیقی کارم رو آغاز کردم ، در رادیو برای خوانندگان زیادی آهنگ ساختم و شروع کردم با خوانندگان مجوز دار کار کردن 2تارو نام میبرم آلبوم ردپا با صدای رضا روح پور که شاگرد فریدون فروغی خدا بیامرز بود وآلبوم فصل آغاز با صدای نامی بعد آلبوم جزیره بلور با صدای فرید نادری که ارشاد اجازه نمیداد که قدرت مانور زییادی روی البوم انجام بدم و کار مجوز دارم با حنجره ای معمولی وارد فروشگاه های موسیقی شد .
من آهنگساز و خواننده وصدا بردار موسیقی هستم و یادم رفت که از آلبوم اضطراب با صدای <هوشنگ نادری> پدر عزیزم نام ببرم ...
استودییوی صدا برداری دارم ، تدریس موسیقی میکنم و 12 ساز مختلف را مینوازم . ساز مورد علاقه ام درام پیانو و گیتار میباشد و عاشق موسیقی هستم چون منو به خدا نزدیک میکنه همیشه به مردنم فکر میکنم و همیشه و هر روز عاشقم ....
در تهران زندگی میکنم در خیابان پیروزی... تمام انسانهارو دوست دارم ولی کسی منو دوست نداره . همیشه عاشقم چون کسی عاشقم نیست به همه دوست دارم کمک کنم ولی کسی جز خدا کمکم نکرد و روزی هم از جمع همه دوستان سفر میکنم به سوی ابدییت....
اگر مردم مرا در گور نخوابانید...
مرا با آتشی سوزان بسوزانید ...
من که یک عمر سوختم باز هم میسوزم...
مرا با شادیی و خنده بسوزانید...
سن واقعی خوانندگان زن عربی :
۱۳۸۸/۰۹/۱۰ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
مجله ی جرس در یکی از شماره های خود یکی از مهمترین اسرار خوانندگان زن ، یعنی سنشان را فاش کرد!!
سن خوانندگان از این قرار است :
هیفا وهبی با تاریخ تولد مارس 1968
38 !! ساله
الیسا با تاریخ تولد اوکتبر 1971
35 !! ساله
نانسی با تاریخ تولد می 1982
24 ساله
باسکال مشعلانی با تاریخ تولد 1964
42 !! ساله
مادلین مطر با تاریخ تولد1967
39 !! ساله
اصاله با تاریخ تولد می 1970
36 ساله
نوال الزغبی با تاریخ تولد 1971
35 ساله
کارول سماحه با تاریخ تولد 1962
44 !! ساله
داغ داغ : گفتوگوی جذاب علی پهلون و سیروان خسروی+ عکس تقدیم به طرفداران
| برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
علی: سیروان، میخواهم برای شروع، همین سؤالی كه قبل از شروع گفتوگو ازت پرسیدم را بپرسم. ما سر تمرین بودیم كه علیرضا میرآقا [نوازنده ترومپت و پركاشن و خواننده پاپ] را دیدم... حالا تو میتوانی بپرسی كه اصلا علیرضا میرآقا آنجا چه كار میكرد كه خودش نكتهایست! علیرضا آمد گفت سیروان كنسرت دارد، من هم خوشحال شدم. حتی مثل اینكه تمرینهای شما را هم دیده بود و میگفت خیلی خوب است و دل ما را هم حسابی برد!
تا اینكه چند وقت بعد خبر رسید كه كنسرت سیروان لغو شده! گفتیم ای بابا چه شد؟ دوباره سر تمرین قبلی ما علیرضا گفت كنسرت اجرا میشود. حالا باز از زبان خودت دارم میشنوم كه اجرا نمیشود! ماجرا چیست؟
سیروان: راستش ما 4 ماه است كه داریم منظم تمرین میكنیم. اول قرار بود سیام مهر و اول آبان در برج میلاد باشد كه به دلیل كوتاهی تهیهكننده (ایران گام و آقای حسینخانی) این اتفاق نیفتاد. دوباره قرار شد یك ماه بعد در سالن اریكه ایرانیان برگزار شود كه باز به دلیل كوتاهیهای مشكوك ایشان، همه زحمتهای ما به هدر رفت.
علی: شما مجبورید با آقای حسینخانی كار كنید؟ یعنی چون آلبومتان را منتشر كرده، امتیاز كنسرت هم مال اوست؟
سیروان: همان اتفاقی كه برای آلبوم «شوك» فرزاد فرزین و خیلیهای دیگر افتاد، برای من هم تكرار شد. من هم مجبورم كنسرت این آهنگها را فقط با این تیم اجرا كنم.
علی: فكر كنم همه تقریباً همین وضع را دارند. یعنی ما هم اگر بخواهیم جدا از محسن رجبپور (ترانه شرقی) كنسرت بدهیم، نمیشود. چون امتیاز آلبوم مال اوست. مگر این كه یك آلبوم دیگر منتشر كنیم و در كنسرت هم فقط همان را اجرا كنیم!
سیروان: اكثر خوانندهها الان به نوعی با این مافیا درگیرند. تازه من شانس آوردهام كه این اتفاق سر آلبوم دومام افتاده...
علی: ما هم شانس آوردهایم كه با رجبپور okایم، هر 4 تا آلبوممان را او منتشر كرده و كنسرتها را هم خودش برگزار میكند.
سیروان: این مشكل برای من بوده، برای فرزاد فرزین بوده، برای خیلیهای دیگر بوده كه نمیتوانند اعتراض كنند. حالا خدا را شكر وضعیت من جوری است كه برایم خیلی مهم نیست و نهایتاً كنسرت نمیدهم! اما خیلی از خوانندههای دیگر هستند كه قراردادهای تركمانچایتر از من دارند و خیلی هم معروفاند و اعتراضی هم نمیتوانند بكنند.
علی: آلبوم اولات را كی منتشر كرده؟
سیروان: آوای باربد. یعنی الآن همه همینجوری قرارداد میبندند؟ همراه امتیاز آلبوم، امتیاز كنسرت را هم واگذار میكنند؟
سیروان: 90 درصد اینجوری است. یعنی حتی اگر اسم «كنسرت» را هم نیاورند، جوری قرارداد را میبندند كه بعداً متوجه میشوی امتیاز همه چیز را واگذار كردهای! چون شركتها تجربه این كار را چند برابر بیشتر از خوانندهها دارند و خواننده تا بخواهد این چیزها را متوجه شود، 40 سالش شده! اما شركت در این مدت پولش را درآورده و میرود سراغ خواننده بعدی!
علی: آوای باربد مشكلی با این نداشت كه تو با ایران گام كنسرت بگذاری؟
سیروان: نه.
علی: یك كم توضیح میدهی كه چه جوری این اتفاق میافتد؟ آخر این كه میگویی خیلی باعقل جور درنمیآید. چون آن شركت میتواند از قبل كنسرت توپول دربیاورد. مگر كسی از پول بدش میآید؟
سیروان: اكثر صاحبان این شركتها كه تخصص موسیقی ندارند. فقط با همدیگر چشم و همچشمی دارند كه بگویند فلان خواننده معروف مال من است! اینها تفریحشان مونوپل كردن یكسری خواننده مطرح است. یعنی به خاطر این كلكل حاضرند از سود مالیشان چشمپوشی كنند! یعنی میگویند من از تو خوشم نمیآید، برایت كنسرت نمیگذارم، وِلات هم نمیكنم كه بروی با یك نفر دیگر كنسرت بگذاری!
علی: حالا من بگویم علیرضا میرآقا سر تمرین ما چه كار میكرد. برزو (نوازنده پركاشن ما) یكهو غیبش زده بود! ما هِی تمرین میگذاشتیم، برزو میگفت میآیم اما نمیآمد! سرش شلوغ شده بود. آخه برزو هم [بعد از پیام صالحی] رفته تو كار مبل! كلاً فكر كنم آریان بشود مبل! (خنده) خلاصه برزو گفت من نمیرسم بیایم. گفتم خب این را از اول میگفتی! تا اینكه یك روز سر تمرین علیرضا میرآقا به طور اتفاقی وارد استودیو شد و همانجا مُچاش را گرفتم و گفتم علیرضا با ما [پركاشن] میزنی؟ گفت آره. شبیه قصه خالهسوسكه شد كه توی خیابان همدیگر را پیدا كردیم! (خنده جمع) یك اجرای دستگرمی اسپانسری هم فعلاً با علیرضا رفتهایم. هنوز هم نمیدانیم تكلیف برزو چیست، اما فعلاً حرفی از جدا شدناش از آریان نیست.
ماجرای نینف و سفرش به آمریكا چی شد؟
علی: راستش ... نینف را در كنسرت میبینید!
سیروان: فیلماش را دیگر؟!
علی: حالا دیگر! شاید در حال ارگ زدن نبینید، ولی میبینیدش! به جایش كی را آوردهاید؟
علی: شهاب حسینی. البته نه آن شهاب حسینی هنرپیشه!
سیروان، بَند تو چه كسانی بودند؟
سیروان: دیگر چیزی كه كنسل شده حرفش را نزنیم بهتر است. ولی گروه خیلی خوبی بود از حرفهایترین نوازندگانی كه در ایران هستند.
علی: من هم تعریفاش را خیلی شنیدم.
اگر موافقید یك كم برویم توی بحث موزیك، سیروان بگوید نظرش راجع به آریان چیست، علی نظرش را درباره سیروان بگوید. لطفاً تعارف هم نكنید!
علی: من اتفاقاً خودم به سیروان SMS زدم كه چرا آلبومت نیست. چون تبلیغاتش را دیده بودم كه قرار بود با آلبوم بنیامین بیاید، آلبوم بنیامین آمده بود، من 3-2 جا رفتم سر زدم دیدم آلبوم تو هنوز نیامده. كه جواب دادی فردا میآید و من همان فردا رفتم گرفتم. من در این آلبوم 3 تا كار را خیلی میپسندم و به روحیات من میخورد.
سیروان: آرامهایش؟
علی: دقیقاً 2 تا آرامهایش، به خصوص خود قطعه «ساعت 9» به علاوه «زندگی همین امروزه» كه مرا یاد «Have a Nice Day» بون جووی میاندازد. نمیگویم كپی آن است، ولی حال و هوایش مرا یاد آن آهنگ میاندازد و خیلی دوستش دارم. این جزو CDهایی است كه در ماشینم دارمش و گوشاش میكنم، به خصوص همان 3 آهنگ را.
سیروان: سومی را نگفتی كه!
علی: سومی هم تِرك 2 است.
سیروان: «امروز میخوام بهت بگم».
علی: آره، همان كه ترانهسرا ندارد!
سیروان: ترانه مكرم است دیگر! اما چون ممنوعالكار بوده، اسمش را نزدهایم!
علی: آخه من این جزئیات آلبومها را میخوانم و هر وقت به چنین جای خالیهایی برمیخورم میفهمم كه ماجرا چه بوده!
سیروان تو چطور؟
علی: آلبوم چهارم ما را كه اصلاً خود سیروان میكس و مسترینگ كرده!
سیروان: آره، همهاش را حفظ شدهام دیگر!
از اول آریان را دنبال میكردی یا فقط چون قرار شد این آلبوم را میكس كنی، با آن درگیر شدی؟
سیروان: آلبوم اول آریان كه منتشر شد، من تازه درگیر ضبط آلبوم اولم بودم كه البته به چند سال بعد موكول شد. ولی به هر حال آن دوران آلبومها را پیگیری میكردم، الآن هم این كار را میكنم. آن موقع برای همه خیلی جالب بود كه یك گروهی از دخترها و پسرها آمدهاند و همه كارهایشان را هم خودشان تولید میكنند. آلبوم دومشان هم كه دیگر منفجر كرد! آن تِرك اولش را هم من خیلی دوست دارم [پرواز]. مخصوصاً بیساش را. بعد از آلبوم دوم آریان بود كه دیگر مثل قارچ گروههای این مدلی رویید! پارت، گپ، 1+6 ...
علی: خود رجبپور گروه «داتیس» را زد....
سیروان: آره، خیلی گروهها بودند، اما هیچ كدامشان تبدیل به اتفاق نشدند. چون هر چیز موفقی اولیاش جذاب است و از آن به بعد لوث میشود. به نظرت الآن آریان هنوز سرپاست؟
علی: سرپاست؟! (خنده)چون مدتهاست كه اجرا نداشته و ...
سیروان: به نظر من الآن آریان در دورهای افتاده كه كنسرتهایشان میتواند موفق باشد.
چون دیگر فضای موزیك و سلیقه مردم عوض شده، اما چون گروه پرطرفداری هستند، كنسرتهایشان جواب میدهد. لزومی هم ندارد كه یك گروه بخواهد با عوض شدن فضای موسیقی، هی موسیقیاش را تغییر دهد. در خارج هم خوانندههای بزرگ یك Fan Base دارند كه هر وقت كنسرت بگذارند این طرفداران ثابت میآیند. اما الآن در بازار بلایی سر آلبومها میآید كه آنها را نابود میكند. تا 6-5 سال قبل مردم آلبوم میخریدند. اما الآن همه آلبومها كپی و دانلود میشوند.
علی: این بلا كه در همه جای دنیا هست و مختص ایران فقط نیست.
سیروان: كاریش نمیشود كرد. چرا كه در ایران قانونی نداریم كه این كپیكنندگان غیرمجاز را مجازات كند. ما خودمان این حرف را همیشه میزدیم. اما از وقتی در سینما این مشكل به راحتی حل شد، نمیتوانیم قبول كنیم كه چرا در موسیقی جلوی این كار را نمیگیرند.
سیروان: در موسیقی به نظرم یك دستهایی در پشت پرده هست كه نگذارند این اتفاق بیفتد. مسئله این نیست كه نتوانند (چون درباره فیلمها ثابت شد كه میتوانند)، ظاهراً مسئله این است كه نمیخواهند!
سیروان: مثل این است كه شما یك جنس دزدی را بگذاری پشت ویترین و قیمت رویش بگذاری، تازه تبلیغش را هم بكنی! تنها چیزی كه در ایران اینجوری است موسیقی است.
علی: نمیدانم سیروان، شاید دلیلش این است كه اصلاً این را محصول نمیدانند! ما یك مشكل فرهنگی داریم. مثلاً تو را میبینند و بهت میگویند: «بابا یه دونه از اون CDات به ما بده دیگه!» نمیگوید كه من 2 سال مردهام تا این آلبوم درآمده، شب نخوابیدهام، بدبختی كشیدهام و ... یا توی رویت به خودت میگویند: «یه دونه از روی این رایت كن به ما بده!»
سیروان: یا اینكه: «رو موبایلت نداری بلوتوث كنی؟!» روی سایت خود من خیلیها نوشته بودند كه ما هرچه به این در و آن در زدیم نتوانستیم آهنگهای تو را با كیفیت خوب روی اینترنت پیدا كنیم. لطفاً لینك كیفیت خوباش را روی سایت بگذارید! آدم میماند به اینها چه بگوید.
اینها احتیاج به فرهنگسازی دارد. مثل همان قضیه فیلمها یا بستن كمربند ایمنی است. كافی است 6 ماه سخت بگیرند و متخلفان را جریمه كنند تا درست شود.
علی: البته دانلود فیلم هم سخت است.
زانیار: الآن فیلمها را 1500 تومن میفروشند و مردم برایشان جا افتاده كه نسخه اصل و با كیفیت را با قیمت مناسب بخرند. ولی انگار در موسیقی طرف زورش میآید چنین پولی را بدهد. یك مسئله تأثیرگذار هم تكنولوژی MP3 است. وقتی طرف یك سیدی MP3 را كه 20-15 تا آلبوم موسیقی دارد میخرد 1500-2000 تومان، زورش میآید همین قدر پول را برای یك آلبوم بدهد.
علی: ده بار پیش آمده كه به خود من خواستهاند این CDها را بفروشند. مثلاً میزنند به شیشه ماشین میگویند MP3 منصور، معین، آرین (تازه آریان هم نه، آرین!!) آن یكی دیگر شاهكار بود كه میگفت بیا «آرین 5» بهت بدهم! گفتم من كلاً 4 تا خواندهام، تو چطوری پنجمی را داری؟! (خنده جمع)
سیروان: این در همه جای دنیا هست، منتها فرقش با ایران این است كه اینجا قانونی است!
علی: البته معضل بزرگ ما اینترنت شده استها!
سیروان: حالا اینترنت را میگوییم نمیشود جلویش را گرفت، ولی اینها را كه میشود جمع كرد. اصلاً مركز فروش موسیقی ایران شده در پمپ بنزینها!
زانیار: این هم مثل همان موضوع كمربند است. ممكن است در كوچهپسكوچهها مردم كمربند ایمنیشان را نبندند، اما در اتوبان لااقل میبندند. من هم میگویم جلوی مغازهها و دستفروشها را بگیریم، اینترنت پیشكش!
سیروان: در شهرستانها كه مغازه سری اول را میخرد، بعد از آن یكی را نگه میدارد، هی از روی همان كپی میكند میفروشد. حالا بیا ثابت كن!
علی: ما در آلبوم چهارم، لگد محكم را از شهرستانها خوردیم! هیچ حرفی هم نمیشود زد. خیلیها اصلاً ویدئوهای ما را ندیدهاند. یكی میپرسید حالا شما اصلاً با كریس دیبرگ خواندهاید یا صدایش را برداشتهاید میكس كردهاید؟! گفتم بابا فیلمش هست. این نگاه در بین تهیهكنندهها هم باب شده. ما یك گزارشی برای شماره نوروز رفتیم كه نتایجش حیرتآور بود. دیدیم نه تنها فروش لیبلی و اینسرتی (درصدی) آلبومها باب شده كه اینجوری به خواننده و صاحب اثر چیزی نمیرسد (به غیر از همان درصد فروش)، بلكه الآن خیلی از شركتها علاوه بر تمام هزینههای انتشار آلبوم كه از خواننده میگیرند، 15-10 میلیون هم اضافه میگیرند تا آلبومش را منتشر كنند!
علی: اصولاً در این سیستم دلالها همیشه برندهاند و تولیدكننده همیشه بازنده!
سیروان: برخلاف این چیزی كه میگویند به نظرم بیزینس موسیقی پاپ خیلی هم سودآور است. و گرنه آدمهای این كار میرفتند سراغ آن كاری كه سود بیشتری دارد، میرفتند پفك میفروختند! همه تهیهكنندهها هم همیشه مینالند و سر هنر منت میگذارند كه ما به خاطر هنر داریم ضرر میكنیم! این ترفند تهیهكنندههاست كه همیشه بگویند ما با سیلی صورت خودمان را سرخ نگه میداریم تا پول تولیدكنندهها را ندهند! روز به روز هم دارند بزرگتر میشوند و مافیایشان هم گستردهتر میشود.
علی: ما در خارج هم همین بساط را داشتیم. میرفتیم كنسرت، از چند روز قبل Sold out میشد، بعد برنامهگذار كنسرت خارجی میآمد با ابروهای گرهخورد و قیافه داغون كه من ضرر كردم! گفتم اگر تو با سالن پر ضرر كردهای، ابلهی! مشكل از خودت است! این نالیدن، روال بازار است، ربطی به موسیقی ندارد. به هر كس بگویی وضع بازار چطور است، میگوید: خراب آقا، خراب!
ما زمانی كه داشتیم با كریس دیبرگ ضبط میكردیم، دو تا اتفاق جالب افتاد. یكی اینكه «پرینس» آلبوم جدیدش را لای روزنامه منتشر كرد! یك روزنامهای داشتند كه 5/1 میلیون نسخه تیراژ داشت، تبلیغ كردند كه فردا آلبوم جدید پرینس ضمیمه این روزنامه است، مجانی! اما از آنطرف یك قرارداد تور بست. 150 اجرا كه از همان لحظه بلیتهایش به فروش میرفت و تمام درآمد او از این راه بود.
سیروان: آنجا هم همین ماجراهاست. مثلاً همین «پرینس» ظاهراً اسمش متعلق به كمپانی سونی بود. وقتی كه قراردادش را با سونی فسخ كرد، سونی حتی اسم او را هم ازش گرفت و پرینس 5-4 سال با یك اسم دیگر (یك حرف یونانی) فعالیت میكرد. تا اینكه توانست پس از چند سال دادگاه و ... اسمش را پس بگیرد. كلاً تفاوت ایران با جاهای دیگر دنیا این است كه در آنجا یك شركت میتواند یك آدم را از توی جوب بردارد و ظرف یك ماه تبدیل كند به یك سوپراستار! اما در ایران برعكس است: یك شركت میآید دست میگذارد روی فلان سوپراستار و میتواند ظرف یك ماه بیندازدش توی جوب! (خنده جمع) تخصص اصلیشان در این است!
علی، آن موضوع دیگری كه گفتی سر كریس دیبرگ پیش آمد، چه بود؟
علی: آهان، یك اتفاق بامزه سر دانلود افتاد. یكی از بچهها آمد گفت این آلبوم جدید كریس دیبرگ است. گفتم ایول، بگذار بهش تبریك بگویم. همان موقع ایمیل زدم كه مبارك باشد و از این حرفها. جواب داد كه آلبوم من بیرون نیامده كه، یك ماه دیگر میآید! (خنده جمع) و من خوردم توی دیوار! نمیدانستم چه بگویم. آلبوم را به همه جای دنیا فرستاده بودند كه همزمان در كل اروپا منتشر شود. در اوكراین یكی آلبوم را بلند كرده و گذاشته بود روی اینترنت! فكر كن ما یك ماه قبل از انتشار رسمی آلبوم، آن را شنیده بودیم! تنها كاری كه كردم این بود كه گفتم این آدرس سایت است، برو جلویش را بگیر! كلی ضایع شدیم! البته من توضیح دادم كه چون كار تو به طور رسمی اینجا نمیآید، ما دانلود كردیم كه ببینیم چه خواندهای!
سیروان: آره آنها هم ممكن است این مشكلات را داشته باشند، اما با این تفاوت كه صنعت موسیقی روی كنسرت میچرخد. كنسرتهای آنها آنقدر منظم است كه همه خرجشان را از آن درمیآورند.
علی: شبكههای تلویزیونی هم خیلی مهماند، كلیپ دارند. اما اینجا …؟! اگر به شبكه ماهوارهای كلیپ بدهی ممنوعالكار میشوی!
سیروان: خیلیها اصلاً فكر میكنند آنها كه كلیپ دارند، مجازند!
علی: الآن اكثر كسانی كه كارشان گرفته، آنهایی هستند كه كارشان به صورت غیرمجاز گرفته، بعد تهیهكننده دیده طرف موفق بوده، گفته بیا من برایت مجوز بگیرم. اصلاً غیر از این الآن نداریم. رضا صادقی، بنیامین، حمید عسكری، محسن یگانه و …
سیروان: تهیهكننده سریع میآید یك قرارداد تركمانچای با طرف میبندد كه من پارتی دارم، میتوانم تو را مجاز كنم، خواننده هم فكر میكند چقدر خوشبخت است كه از زیرزمین آمده روی زمین. اما نمیداند كه این اول بدبختی و استثمار اوست و از آن به بعد عملاً زندگیاش مال تهیهكننده است! خواننده هم رویش نمیشود بیاید به مردم بگوید این جور كه شما فكر میكنید نیست و من بدبخت و بیچارهام!
علی: مثل فیلم «هنرپیشه» بود!
سیروان: خوانندهها اگر اینها را بگویند، جوانترها این طوری به دام نمیافتند. اما كسی نمیگوید. به نظرم خود موزیسینها باید بیشتر هوای همدیگر را داشته باشند. همانطور كه تهیهكنندهها در ظاهر به خون هم تشنهاند، اما حسابی دستشان توی یك كاسه است! به قول معروف گوشت هم را میخورند، اما استخوان هم را دور نمیریزند! سایه هم را با تیر میزنند، ولی اگر لازم باشد با هم دست به یكی میكنند تا یك نفر را نابود كنند. من ممكن است با خیلی خوانندهها رابطه خوبی نداشته باشم، اما میگویم جلوی تهیهكننده دلیلی ندارد كه خودمان زیرآب همدیگر را بزنیم.
پس این ماجرای درگیری اخیر تو با بنیامین چه بود؟
سیروان: راستش دلیل آن مصاحبه بنیامین را من نفهمیدم.
علی: دلیل آن مصاحبه را هیچكس نفهمید! من خواندم نفهمیدم چرا، بعد دیدم یك عده همین جوری دارند جواب میدهند! (خنده) یعنی، حامد بهداد، یغما گلرویی و … تعجب كردم. چون بنیامین همین جوریش حرفی نمیزند، حالا نمیدانم چه شده كه اینجوری …
سیروان: من یك مسائلی را پشت صحنه دخیل میدانم. چون بنیامین یك سوپراستار است و هنوز نتوانسته كنسرت بدهد!
علی: خب چه ربطی دارد؟ تو هم نتوانستهای كنسرت بدهی. لااقل به من گیر میداد!
سیروان: بنیامین در آن مصاحبه بیشتر خودش را خراب كرده بود. این كه بگوید مثلاً سرایدار ساختمان ما سیروان را نمیشناسد، خب مثلاً كه چه؟ این خوب است؟ البته محسن رجبپور میگفت بنیامین منظورش این بوده كه موسیقی سیروان نسبت به من موسیقی خاصتری است!
سیروان: اینكه توجیه است. چون گفته بود آلبوم سیروان را هركس خریده، خواسته ببیند این رقیب بنیامین كیست و بعدش سرخورده شده!
حالا آلبوم كدامتان بیشتر فروخت؟
سیروان: بنیامین كه قطعاً بیشتر فروخته، اما نه در آن حدی كه اینقدر شلوغش كنند.
اصلاً چه شد كه شما با هم آلبومهایتان را منتشر كردید؟
سیروان: اول اینكه اگر شماره مجوزهای ما را ببینی، تنها 4-3 تا شماره با هم اختلاف دارد، یعنی ارشادی كه مدتها به كسی مجوز نمیداده، در اردیبهشت، یكهو ظرف چند روز به هر دوی ما مجوز میدهد! دوم اینكه من بدم نمیآمد این اتفاق بیفتد. من با بنیامین كاری ندارم، بیشتر به خاطر محسن رجبپور بود. یك سال و نیم پیش گفت كه آلبومهای ما به هم نخورد، گفتم من اتفاقاً دوست دارم این اتفاق بیفتد!
یعنی تو با رجبپور كَل داشتی؟
سیروان: یك همچین چیزی! از طرف دیگر فكر میكنم حسینخانی هم بدش نمیآمد كه با این كار هم به رجبپور لطمه بزند و هم مرا نابود كند، از دید خودش. به این خاطر كه حتی یك عدد پوستر برای كار من سفارش نداد. تمام پوسترها، استندها، آگهی همشهری و … همه را من از جیب خودم دادم!
چرا؟
چون حسینخانی میخواست آلبوم من در مقابل آلبوم بنیامین نفروشد و مثلاً حال مرا بگیرد!
زانیار: این جوری شد كه ما پوسترها را شبانه پخش كردیم! (خنده)
سیروان: آره، بنیامین گفته بود اینها شبانه پوستر پخش میكردهاند! آخه مگه شبنامه است؟!
چه قدر برای آلبوم پول گرفتی؟ ایران گام كه میگوید رقم خیلی خوبی گرفتهای.
سیروان: نه، مثل این است كه تو میخواهی خانهات را 30 میلیون رهن بدهی. بعد اشتباهی میروی 50 میلیون میفروشی، در حالیكه خیال میكردی 50 میلیون رهن دادهای! پیش خودت میگویی ایول چه مشتری خوبی، بعد میفهمی حواست نبوده و به جای اینكه رهن بدهی فروختهای! آنهم نه مثلاً با 500 میلیون، با 50 میلیون! تهیهكنندهها خیلی زرنگاند.
آخه یك داستانی باید پشت این ماجرا باشد كه طرف نخواهد آلبوم خودش بفروشد. خیلی منطقی نیست.
سیروان: گفتم كه بیشتر یك بازی است. مثل آبراموویچ كه چلسی برایش fun است. فلان ستاره جهان را میخرد میآورد مینشاند روی نیمكت، چرا؟ چون دلش میخواهد این ستاره مال او باشد و او هم با نیمكتنشین كردن آن ستاره تفریح میكند! از همان سال 76 هم همین حرفها بود.
همان زمان هم این ماجرای قرارداد تركمانچای را درباره شادمهر و … میگفتند. اما هنوز خوانندهها درس نگرفتهاند.
سیروان: چون خیلی رسانهای نشد.
علی: به خاطر اینكه ما در ایران نمیخواهیم سوپراستار داشته باشیم. در دنیا میآیند یكی را گنده میكنند، تا یك عده از كنارش نان بخورند. اما در ایران اینجوری نیست…
در ایران یكی را هی گنده میكنند كه وقتی خورد زمین بیشتر بخندند!
علی: در دنیا وقتی تو بزرگ شوی، Agent میگیری، اما در ایران تو كارمند آن طرف میشوی!
سیروان: دقیقاً. Agent میشود رئیس تو.
علی: این اشكال سیستم اینجاست.
سیروان: در دنیا یك آدم را از صفر به جایی میرسانند، در ایران میآیند آن كسی كه خودش به یك جایی رسیده را لجنمال میكنند، از كنارش پول درمیآورند و خودش را نابود میكنند!
علی: شانس ما این بود كه محسن رجبپور سرش درد میكرد برای كارهای جدید.
سیروان: همه چیز شانسی است دیگر، حساب و كتاب ندارد. ممكن است با یكی طرف شوی كه دعوایتان شود و نتوانید با هم كنار بیایید.
علی: البته مشكل ما چیز دیگری است. مشكل ما این است كه تعدادمان زیاد است، رقمی كه وارد گروه میشود، میپكد! هیچی تهش نمیماند.
آن زمان میگفتی كه رقمی كه بابت آلبوم چهارم آریان گرفتی...
علی: ... رقمی كه بابت آلبوم چهارم آریان گرفتم، حقوق دو ماه و نیم كارمندی (مهندسی)ام است! دو سال رویش وقت گذاشتهام و ...
سیروان: چند روز پیش داشتیم با زاینار حساب میكردیم كه اگر در این دو آلبوم قبلی، فكر كنیم همه ملودیها و تنظیمها، میكس و مسترینگ و صدابرداری و ... از آسمان افتاده، تهش 3-2 میلیون اگر مانده باشد!
زانیار: یعنی اگر میخواستیم پول ملودی و تنظیم و ... به كسی در حد سیروان بدهیم، الآن 20 میلیون بدهكار بودیم!
علی: ما هم شانس آوردیم كه كارها را خودمان میسازیم. البته مشكل ما كار گروهی است كه تقسیم میشود – وگرنه 12 سانس كنسرت در تهران رقم خوبی میشود، اما برای خواننده تك. من كه پول خواننده تك نمیگیرم.
شاهكارش كنسرت چند سال قبل در گلف كلاب دوبی بود كه هر كس سن آن كنسرت را میدید، فكاش میافتاد، اما من از آن كنسرت سیصد هزار تومان گرفتم! رقم وقتی به آریان میآید، حداقل یك صفرش میپرد! چون 11-10 نفریم دیگه! آلبوم هم كه آنطور...
سیروان: من اینجوری بهت بگویم كه اگر همین آلبومم را روی سایتام میگذاشتم چند برابر برایم سود داشت. لااقلش این بود كه آقا بالاسر نداشتم و در عوض امتیاز آهنگها مال خودم بود، كنسرت میگذاشتم ازش پول درمیآوردم.
میتوانستی حتی برای سایت آگهی بگیری.
علی: ما اخیراً یك سینگلی ساختهایم برای سازمان ملل و گذاشتهایم روی سایت، 666 هزار هیت و 28 گیگابایت دانلود داشتهایم.
سیروان: اتفاق بدتر این است كه تهیهكنندهها دارند كاری میكنند كه از كنسرت هم پولی به خواننده نرسد.
علی: اوه اوه، این دیگر خیلی بد است. چه جوری؟
سیروان: همینجوری كه گفتم دیگر. امتیازش مال اوست...
علی: میگوید باید پول بدهی تا بگذارم اجرایش كنی؟
زانیار: كاش این را میگفت.
علی: همه جای دنیا همین كار را میكنند.
سیروان: میگوید نه برایت كنسرت میگذارم، نه میگذارم بروی با كس دیگری كنسرت بگذاری!
علی: آخه كنسرت برایش درآمد دارد. این خیلی عجیب است!
سیروان: حاضر است از این بگذرد كه پس فردا خواننده دیگری برایش شاخ نشود!
علی: خدا را شكر كه ما از این مشكلات نداریم. مشكل ما همان است كه گفتم. از طرف دیگر، آریان مال اجرای زنده است. سیروان هم آن اول گفت. اما یك وقت كنسرت ما یك سال و نیم گیر میكند. شرایط مملكت جوری است كه ممكن است 2 سال اصلاً بهت سالن برای كنسرت ندهند. بعد از آنطرف یكهو در كنسرت باز میشود و 50 نفر با هم كنسرت میگذارند!
با این تفاسیر، علی كه مهندس است، سیروان هم كه برای زیرزمینیها و روزمینیها تنظیم میكند و پول درمیآورد. دیگر اصلاً برای چی میخوانید؟
علی: فكر میكنی غیرمجازها الآن وضعشان از ما بدتر است؟ الآن كلاً خالتورها و غیرمجازها وضعشان خیلی خوب است. الآن سیروان برای مهدی اسدی یك آهنگ تنظیمكرده و او برای هر عروسی یا مهمانی كه میرود، 7-6 میلیون پول میگیرد!
زانیار: سیروان روی 2 آلبوم 8 سال وقت گذاشته، اما مهدی اسدی با همان دو آهنگی كه سیروان برایش تنظیم كرده، به اندازه 80 سال پول درآورده!
علی: (خنده) راست میگویی!
سیروان: آدمهایی كه كار مجاز میكنند، سخت است برایشان كه از همه چیز بگذرند و مثلاً بروند مسافركشی. چون زحمت این كار را كشیدهاند، سالها دنبال مجوز دویدهاند و ...
الآن همه موزیسینها شغل دوم و سوم دارند.
سیروان: ما دیگر مثلاً موفقترین خوانندگان پاپایم و وضعمان این است، وای به حال بقیه.
علی: گروه ما هم همه همینجوری هستند. آن یك سال و نیمی كه ما تعطیل شدیم كه اصلاً فاجعه بود. یعنی حتی آن كوچولوههمان هم (كه از پدرش پول میگرفت) رفت سركار! بعد سن و سال ما دارد میرود بالا! من تا چند وقت دیگر موهای سرم سفید میشود، بعد بیایم برای تین ایجرها بخوانم؟!
سیروان: فقط همین خوانندههای تك و توكی كه تلویزیون ساپورتشان میكند وضعشان خوب است.
علی: مگر آنها درآمد دارند؟
سیروان: آره، احسان خواجهامیری در همین یكی دو سال اقلاً 3 میلیارد درآورده!
علی: خب احسان 350 تا اجرا رفته كه اقلاً 300 تایش ارگانی بوده!
سیروان: جالب اینجاست كه ضعیفترین خوانندهها هم با تلویزیون كار میكنند و بیشترین پول را درمیآورند.
علی: البته احسان به نظر من اینجوری نیست و خوب میخواند.
سیروان: حالا او استثناء!
زانیار: شما حساب كن آریان 1 و 2 اگر دو سال از تلویزیون پخش میشد، هر شب این سریال، آن برنامه، عید نوروز، عید غدیر شما را میبردند در تلویزیون بخوانید، الآن آریان اینجا بود؟
علی: نه خب، خیلی فرق میكرد. منتها به نظر من الآن روی دست همه اینها، بچههای خالتورند كه حسابی دارند پول درمیآورند.
سیروان: آن یك شغل است، تو میتوانی انتخاب كنی بروی یا نروی. اما من حاضرم بروم تلویزیون به شرطی كه آن كاری كه میخواهم را بكنم. نكته اینجاست كه شما میتوانی انتخاب كنی خالتور بروی یا نه، ولی نمیتوانی انتخاب كنی تلویزیون بروی یا نه!
علی: این منطقی است.
سیروان: تو خالتور میروی؟ حاضری بروی؟
علی: نه.
زانیار: این یك رقابت نابرابر است.
علی: با وجود تمام این احوالات، اگر ما دستمان در كنسرت گذاشتن باز بود، خیلی فرق میكرد. اینكه ما بدانیم كنسرت امشبمان كنسل نمیشود، یا میتوانیم برای ششماه، یك سال آینده برنامه بگذاریم، روزگارمان غیر از این بود. اما كل مدیریت استراتژیك ما 6 ماه آیندهاش مشخص نیست، چه برسد به موسیقی و كنسرت!الآن برای اولین بار است كه حمید عسكری و آریان 20 روز قبل از كنسرتشان دارند بلیت میفروشند. این اصلاً سابقه نداشته، چون مجوز كنسرت نهایتاً یك هفته قبل از اجرا صادر میشد همیشه!
حالا به خاطر این كه قرار است كمی فضا را بازتر كنند این اتفاقات هم میافتد.
علی: الآن تنها دلخوشی ما به یكسری هوادار پر و پا قرص است كه در همه شرایط با ما هستند. در آن كنسرت باشگاه انقلاب معروف كه كنسل شد، خیلیها میگفتند ما نمیآییم پولمان را پس بگیریم! كه ما گفتیم آقا بیایید، كار ما از این حرفها خرابتر است!
زانیار: تازه راجع به CD كه گفتیم خوب است، كنسرت كه بگذاری هر كس ببیندت میگوید 3 تا بلیت واسه ما بگذار! 15 تا باید بدهی به ارشاد، 20 تا سالن، 50 تا تهیهكننده و... پس چه ماند؟!
علی: اصلاً جالب است كه در همه جای دنیا ردیف اول كنسرت مال Super fanهاست، اما در ایران عموما یكسری آدم غریبه آن جلو نشستهاند كه دارند با سگرمههای درهم چپچپ نگاهت میكنند!
در آن كنسرت كریس دیبرگ كه من رفته بودم یك كار جالبی كرده بود كه ماها كه بلیت VIP داشتیم وسط سالن بودیم و آن جلو هواداران دوآتشه بودند كه شلوغ میكردند و بهش انرژی میدادند! بلیت كنسرت لندن مایكل جكسون را هم من داشتم كه مُرد! برای VIPهای آن كنسرت میگویند لیموزین میفرستند دنبال طرف!
سیروان: آقا خیلی دِپ زدیم دیگه! (خنده جمع)
آره، یك كم بحث را موسیقاییترش كنیم. راجع به ترانههای آلبوم سیروان (كه خیلیها میگویند نسبت به پارامترهای دیگرش مثل ملودی و تنظیم و ... ضعیفتر است) حرف بزنیم و تنظیمهای جدید آریان كه بعد از رفتن نینف، خود علی آهنگ را تنظیم میكند.
علی: من توی راه كه میآمدم داشتم راجع به این فكر میكردم كه كارهای اول و دوم آریان خیلی «دِلی»تر بود. به محض اینكه كار اول را منتشر میكنی، میآیند خِفتات را میچسبند كه این كار را بكن، این كار را بكن. این «اینكار را بكن»ها دیوانهات میكند و باعث میشود از همه چیزهایی كه در ذهن داشتهای دورت كند. من احساس میكنم از آلبوم سوم، دیگر ما كار دلمان را نمیكنیم. همهاش نگاهمان به منتقدین است، به تهیهكننده است، به مردم است، این جوری از دلمان دور شدهایم. گاهی من حتی با رجبپور اختلاف داشتهام كه میگفته فلانآهنگ را اصلاً دربیاوریم از آلبوم. اما من گفتهام: «بابا بذار یه آهنگ هم به دل من باشه!» مثل «ساحل» آلبوم 4، «شاپرك» آلبوم 3 و … این آهنگهایی كه من خودم دوست دارم. یا باید بقیه را ول كنی و بگویی من كار خودم را میكنم، كه در اینصورت اگر آلبومه گیر كند، همه میگویند تقصیر تو بود! اینجوری آدم گیر میكند. یكی میگفت چرا در كارتان كمانچه ندارید؟! یك نفر یك آهنگ Rave خفن آورده بود كه یك ربع فقط «دوبس دوبس» میكرد: میگفت چرا عین این نمیسازید؟!ماجرای كبكه و كلاغه است!
علی: آره. حالا من درباره سیروان هم فكر میكنم همین دردسرها را دارد. من احساس میكنم سیروان مایل به راك است. بعد یك جاهایی میآید با پاپ امروزی قاطی میشود و آنوقت من فكر میكنم نه سیروان شده، نه آنها. این وسط گیر كرده. سیروان، تو با تهیهكنندههای این 2 تا آلبوم سر این چیزها درگیر بودهای؟
سیروان: نه خوشبختانه. من كاری كه خواستهام را كردهام. شاید در آلبوم اول بگویم دلم نمیخواست آن آهنگ شش و هشت را بخوانم، ولی در آلبوم دوم از هیچ آهنگی پشیمان نیستم. چون این یك مجموعهایست كه در كنار هم كامل است و سیلقه مرا نشان میدهد. به همین خاطر است كه همیشه از سینگل بدم میآمده و دلم نمیخواهد مردم با یك آهنگ دربارهام قضاوت كنند.
سر بحث شعر هم من قبول ندارم كه اینها چرند است یا غلط دارد. آره، ولی آن جوری كه تو میخواهی سر تنظیم و ... با بقیه پوززنی كنی، سر شعر نمیتوانی.
سیروان: من این پوززنی را بیشتر از هركس با خودم دارم! ولی به نظرم آلبومهایی كه الآن میآیند از نظر شعر ضعیف یا نهایتاً متوسطاند. اما ترانههای من اقلاً متوسط روبه بالا هستند. حالا نمیخواهم اسم ببرم. خیلیها از بیرون گود به قضیه نگاه میكنند.
علی: ما یك بار با یكی مصاحبه داشتیم، گفت چرا شما اینقدر ترانههای امیدبخش میخوانید؟! گفتم چه بخوانیم؟ شما اگر از این سبك خوشت نمیآید، برو چیز دیگری گوش كن. من دلم میخواهد از این چیزها شعر بگویم.
فرق شما با سیروان این است كه زبان شما زبان استعاریتری است ولی كلام سیروان كلام سادهایست.
علی: من در همین آهنگ آخرمان «صدای پای امید» (كه برای برنامه جهانی غذای سازمان ملل) خواندیم، شعرم را خیلی تلخ شروع كردم: «هر روز و هر جا هزارون گرسنه / با چشمایی معصوم و پاك …» بعضی از هواداران ما جا خورده بودند كه: توقع نداشتیم از شما. من گفتم این ماجرایش فرق میكند. وقتی از تلخی میخواهیم بگوییم، زبانی غیر از این نمیشود استفاده كرد. اما باز از اواسط آهنگ شعر را میآورم در همین فضای آریان: «مث پرندهای كه میتونه / توی روزای سخت زمونه / خودشو بزنه به آب و آتیش / تا به لونه غذا برسونه…» شعر و ملودی باید روی هم چفت شوند. در «ساعت 9» به نظرم اینها چفت شدهاند.
زانیار: مهمتر از همه چفت شدن اینها با صدا و كاراكتر خواننده است. همان «وایسا دنیا»ی رضا صادقی را كه سیروان تنظیم كرده، خودش نمیتواند بخواند، اصلاً با صدای او سازگار نیست.
علی: در تنظیم هم همین را میشود گفت. یك وقت تو زیر یك آهنگ فقط یك گیتار میزنی و میبینی چه قدر جواب داد، در حالیكه خیلیها ممكن است بگویند تو كاری نكردهای!نمونهاش الآن جلوی رویمان است، البته پوسترش: لئونارد كوهن! در آثارش ممكن است كار عجیب و غریبی نكند، اما میلیونها عاشق دارد.
علی: هر كسی كاراكتر صدایی خودش را دارد. «طفره نرو» را زانیار خوانده جواب داده، اما اگر سیروان میخواند ممكن بود خوب نمیشد.
زانیار: مسئله بعدی حق انتخاب است. ما كه نمیتوانیم برای كار سیروان بدهیم علی معلم یا یغما گلرویی شعر بگوید! نمیگویم اینها بدندها، نه! ولی مثلاً یغما برای سیروان چه شعری میتواند بگوید؟مثل فرید احمدی و بنیامین.
زانیار: آن ترانهها كه به نظرم واقعاً مزخرفاند!
سیروان: «من تورو، تو منو، من تورو، تو منو»....
زانیار: «من تورو دوست دارمت»...«كجای دنیای»!
سیروان: اینها همه اشتباهند دیگر!
علی: فرید احمدی به نظر همه، ترانهسرای خیلی خوبی است، یكی دو شعر عالی دست بنیامین دارد كه فوقالعادهاند و من چندبار به بنیامین گفتهام اینها را بده به من!
زانیار: مثل «گل یاس» شادمهر.
سیروان: اما در آن آلبوم ترانه چندان خوبی ندارد.
زانیار: حالا اسم نیاورید، ولی یكی از آلبومهایی كه همین چند روز پیش منتشر شده، ترانههایش را روی كاغذ بنویسید تا ببینید نه وزن دارد، نه قافیه، نه معنی!
علی: یك روز ما در استودیو نشسته بودیم، یك خانمی آمد گفت این شعرها چیه میخوانید؟ من چند تا شعر بهت میدهم اینها را بخوان! مطلع این شعر را من به شما میگویم، خودتان قضاوت كنید: «كافه تعطیله، بد مستی نكن!» حالا آریان رو تصور كنید كه میخواهد این شعر را بخواند! (خنده جمع) بیشتر به درد رضا یزدانی میخورد.
علی: این قالبها به زور چفت نمیشوند. از آنطرف یك دختری از كانادا یك ایمیل برای من فرستاد كه شد: «تو یعنی نمنم بارون» و همان لحظه كه اینترنت هنوز وصل بود، با گیتار ملودیاش را ساختم!آنوقت بنیامین هم ممكن است بگوید «كجای دنیای» در این آهنگ جواب داده پس درست است!
من میگویم آخه این جواب هم نداده.
سیروان: تازه ما در ترانههایمان حتی در همین حد هم اشتباه نداریم.
زانیار: من كه نگفتهام چون برادر توام باید شعر مرا بخوانی! در همین آلبوم 3-2 تا ترانه داشتم كه بعداً شعرهای بهتری به دستمان رسید و ترانههای من را روی آهنگ حذف كردیم و آنها را گذاشتیم جایش. چون واقعاً بهتر بود.
سیروان: من یك اخلاقی دارم كه همیشه خودزنی میكنم! یعنی اولین كسی كه میزند توی سر كار خودم، خودمام! كارم را خودم نقد میكنم و تمام تلاشم را میكنم كه بهترینها را انتخاب كنم.
علی: در گروه ما كه این بدتر است! خودزنی؟
علی: كاش خودزنی بود! 10 نفر میآیند میزنند توی سرت، هر كس یك نظری میدهد. البته ترانههای شما الآن نسبت به آلبومهای اول خیلی بهتر شدهاند.
علی: آره، ما در آلبوم اول بعضی ترانههایمان غلط داشت. مثل «مادر»، «یاس كبود» و ... كه مشكل قافیه دارند. مشكل دیگر موسیقی ما، تلفیق شعر و ترانه است. مثلاً شادمهر در آهنگ «تقدیر» میخواند: «تو با خودت هم دشمنی» و این را جوری میگوید كه «همدشمن» شنیده میشود.
علی: در ترانههای ماندگار ایران هم داریم: «برای كوچ شب [فاصله] هنگام وحشت»، از آن بزرگتر «از خون جوا [فاصله] نان وطن» و ... سیروان یادت هست كه یكبار قبلا با هم گپ میزدیم و به این نتیجه رسیدیم كه جای یك نشریه جدی كه بدون هیچ نگاه جانبدارانهای به موسیقی درست برسد كم است؟
سیروان: هنوز یكی از انتقادات اصلی كه به موسیقی وارد است همین مطبوعات موسیقیاند. مطبوعات موسیقی سنتی كه كاری به موسیقی پاپ ندارند و چند نشریهای كه به موسیقی پاپ میپردازند عمدتا زردند. همهشان حول یكسری روابط دوستانه و با محوریت نان به هم قرض دادن یا حال یكی را گرفتن پیش میروند. همیشه مطبوعات نقش خیلی مهمی را در اطلاعرسانی به مردم دارند، چرا باید خوانندهای كه فقط صرفا با یك آهنگ معروف شده است به عنوان سوپراستار معرفی كنند. مگر سوپراستار شدن به همین راحتی است؟
به نظر من ما به جز شادمهر سوپراستاری در موسیقیمان نداشتهایم. در سینما هم الان فقط به محمدرضا گلزار میشود سوپراستار گفت.
سیروان: خب همین است دیگر. هیچچیزی سرجایش نیست. به خوانندهای كه خیلی كارش درست و خوب است، هیچجا بهایی داده نمیشود، اما بعضیها كه یك آهنگ ضعیف در بازار دارند، از طریق همین مطبوعات ساپورت میشوند.
علی: خیلیها هستند كه اصلا آهنگی هم ندارند و ساپورت میشوند. كسانی كه آلبومشان یا اسمشان را بعدا هم نمیشنوی. هر سری توی این مجلات كلی اسم میبینی كه قرار است آلبومشان منتشر شود، اما هیچكدام منتشر نمیشوند، یا اگر هم این اتفاق بیفتد كسی آلبومشان را نمیشنود. واقعا 90 درصد این آلبومها منتشر هم نمیشوند.
سیروان: همینطوری میشود كه یك خوانندهای را عین بادكنك باد میكنند، در حالی كه تویش خالی است و با یك سوزن كوچك خواهد تركید. برای همین هم همه موسیقی ما شده است شهرت. البته این یكی از دلایلش است. این بیسوادی در همهجای مملكت موج میزند. هم مردم موسیقی را نمیشناسند و هم منتقد باسواد موسیقی خیلی كم داریم.
سیروان: همین است. واقعا اینكه شما چقدر پرفروشی یا طرفدار داری معیار این نیست كه تو خوبی یا نیستی. من قبلا بارها هم گفتهام، هنر معیارهای خودش را دارد. مردم ما باید بفهمند كه اگر كسی كلیپ میدهد و كسی نمیتواند، اگر كسی كنسرت میگذارد و كسی نمیتواند، دلیلی برای خوب یا بد بودن هیچ كدام نیست. من فكر میكنم خیلی از اهالی این مطبوعات اگر رفیق بازی و... نكنند بهخاطر همینچیزی كه گفتی یا نظر كارشناسی ندارند و یا به یك آدم ضعیف معروف میچسبند كه هم او را الكی بزرگ كنند و هم خودشان ا
جديترين اخبار از البوم علي اصحابي و رضا صادقي
۱۳۸۸/۰۸/۳۰ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
بالاخره پس از 3 سال انتظار آلبوم جدید علی اصحابی به صورت رسمی در بازار مجازها منتشر خواهد شد !
طی تماسی که با برخی از نزدیکان علی اصحابی داشتیم ، با خبر شدیم آلبوم علی اصحابی با نام تو راست میگی ؛ در روز عید فطر همزمان با آلبوم جدید رضا صادقی با نام یکی بود یکی نبود ؛ از کمپانی ایران گام پخش خواهد شد !
در هنگام وارد شدن اين البوم به بازار شما ميتوانيد چند تراك از اهنگ ها را در اين سايت دانلود كنيد
به علت مجوز دار بودن و براي حمايت از خوانندگان البوم كامل را در سايت قرار نميدهيم
گفت و گوی جالب با حمید عسکری
۱۳۸۸/۰۸/۲۷ | برچسبها: بیوگرافی خواننده ها | 0نظرات
آلبوم جديد حميد عسگری که قرار بود مهر 1387 به بازار بيايد، همچنان خبری از انتشارش نیست، خود حمید عسگری بهنظرمان بهترین کسی بود که میتوانست در مورد این طلسم عجيب صحبت کند:
طلسم انتشار آلبوم «کما 2» کی بالاخره قرار است که بشکند؟
والا باور کنید خود من هم از این امروز و فردا کردنها خسته شدهام، اما انشاالله دیگر کارها تقریبا روبه اتمام است. تا خدا چه بخواهد.
دلیل قانعکنندهای برای این تاخیر یکساله در انتشار آلبوم واقعا وجود دارد؟
متاسفانه ما نگاه حرفهای در کارمان، در همه شاخههای هنر نداریم. دلی کار میکنیم. هروقت وقتمان خالی است کار میکنیم. هروقت فاز کارکردن هست، مشغول میشویم. بقیه کارها را به موسیقی مقدمتر میدانیم. یکسری ناهماهنگیهای عجیب و غریب و ناخواسته پیش میآید و همین باعث میشود که آلبوم من با 2 سال تاخیر، یا مثلا بنیامین با 3 سال تاخیر یا آنیکی با تاخیر بیشتر وارد بازار شود.
آخرین تاریخی که قول آنرا به هوادارانات میدهی کی است؟
قرار بود که 30 شهریور آلبوم منتشر شود. اما بنابه گفته آقای مشایخی فقط 20 روز چسبزدن جلد سیدیها طول میکشد. یا تازدن اینزرتها یکهفته کار دارد. من امیدوارم که همه اينکارها بيشتر از بیستم مهر طول نکشد.
راجعبه جزئیات اين آلبوم کمی اطلاعات بهمان بده.
بله، قرار بود که 9 ترک در آلبوم گنجانده شود، اما دو ترک دیگر هم به آن اضافه کردیم. فعلا با تهیهکننده در مورد تعداد ترکها در حال بحث و جدليم، اما قطعا این 2 قطعه آخر در آلبوم خواهند بود.
فضای آلبوم، بهطورکلی چه تغییری با آلبوم قبلیات دارد؟
تقریبا همان فضای عاشقانه در آلبوم حکمفرماست. شاید کمی قویتر و ملموستر شده.
برنامه اجرای زنده و کنسرت هم بعداز انتشار آلبوم، پیشبینی کردهای؟
خود شما که قطعا میدانی که در موسیقی، آنهم با فضایی که الان در حول و حوش آن وجود دارد به هیچوجه نمیشود قول و قرار قطعی گذاشت ولی صحبتهایی برای 10 و 11 مهر در شهریار و 22 و 23 همان ماه، در سالن برج میلاد انجام دادهایم که در صورت امکان، ترانههای آلبوم جدیدم را هم توی آن اجرا خواهم کرد.
خب، یکخط از آلبوم جدیدت را تقدیمکن به همه هوادارانت که دیگر از این همه بدقولی جان به لب شدهاند!
«هیشکی مثه من تو رو دوس نداره گل من...»
این شعری از آلبوم جدیده؟!
بله، در یکی از قطعههای آلبوم جدید خواستهایم فضا و خاطرات آلبوم قبلی را زنده کنیم و آنرا تقدیم کردهایم به همه هواداران دوست داشتنیام.
مطالب قبلي
-
»
2011
(122)
-
»
فوریهٔ
(56)
- ۸ نکته درباره دکوراسیون بهاره
- آموزش تزیین تخم مرغ های سفره هفت سین
- جزئیات توزیع و رفع نقص کارت کنکور ارشد 90
- مصاحبه با آناهیتا نعمتی بازیگر پرکار جشنواره فیلم فجر
- تم 2011 و زیبای Xbox برای گوشی های نوکیا سری ۶۰ ور...
- نرخ امروز طلا سکه ارز18 بهمن89
- استخدام سازمان تربیت بدنی در چندین استان کشور
- مهمترین عناوین روزنامه های صبح ۱۸ بهمن89
- عناوین مهمترین خبرهای جهان ۱۸ بهمن 89
- زمین لرزه در خوزستان
- عکس واقعی دختر موسوی و زهرا رهنورد
- خواستگاری مدافع بارسلونا از خواننده سرشناس
- نتایج هفته 24 رقابتهاي فوتبال سري آ ايتاليا
- اخبار شرایط تسهیلات کسر خدمت سربازان بهمن ۸۹
- محبت پلنگ به موش !!
- بررسی مشكلات وايمكس در گفتوگو با مدير عامل مبيننت
- استخدام نیروی انتظامی با مدرک دیپلم+جزییات
- اعلام نتایج آزمون استخدامی بانک دی
- استخدام ۱۲۴۷ نیروی جدید در شرکت ملی گاز با مجوز وز...
- درباره اعجاز اعداد در قرآن کریم
- عکسهای نشست خبری فیلم برف روی شیروانی داغ
- عکسهای نشست خبری فیلم آقا یوسف در جشنواره فیلم فجر
- گزارش تصویری از اولین روز جشنواره فیلم فجر
- معرفی سریال ارمغان تاریکی ویژه دهه فجر
- احتمال حضور کریمی در بازی با فرایبورگ
- تحقیقی جامع برای دهه فجر(روزشمار 19 تا 22 بهمن 1357)
- فال فردا18 بهمن89
- اعزام زائران عمره مفرده طبق برنامه انجام میشود
- استقبال بی نظیر از ورود آقایان ممنوع ساخته ی رامبد...
- ۱۲ نکته تغذیه ای در فصل سرما
- نتیجه دیدار مس کرمان- شهرداری تبریز
- نتایج9 بازی امروز بسکتبال ان بي اي
- نتیجه دیدار استقلال - استیل آذین
- استخدام جدید در مشهد و گلستان
- کریم نوشته شده در دسته دستهبندی نشده گزارش تصوی...
- اولین کنسرت بهنام صفاریان در پایتخت
- شخصیت ها و تصاویر جدید فیلم خیابان بیست و چهارم
- نجات ۵ خانواده از زیر بهمن در جاده چالوس + فیلم
- شیوه جدید کلاهبرداری از عابر بانک ها
- رئال مادرید و بارسلونا در فینال جام حذفی !
- دلایل شهرت امام هشتم به “رضا”
- نگاهی به کارتون زیبای ای کییو، مرد کوچک
- کاریکاتور قوانین راهنمایی و رانندگی
- دانلود سرود خاطره انگیز یار دبستانی من
- نکاتی طلایی درباره خرید دوربین دیجیتال عکاسی
- سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران + عکس
- عكس: روزی كه امام آمد . . .
- چهطور یک سرماخوردگی ساده میتواند شما را افسرده کند
- “علیه السلام” کیهان برای “بن علی” تونس + عکس
- در قسمت نوزدهم مختارنامه چه اتفاقی میافتد؟
- نرخ ارز، سکه و طلا (۱۴/۱۱/۸۹)
- یک منظومه شمسی جدید کشف شد
- زمان ثبت نام دوره هاي کارداني پودماني
- فردا اولین بازی علی کریمی در بوندس لیگای آلمان
- بارش برف و کندي تردد در گردنه هاي خراسان رضوي
- هفته 26 فوتبال ليگ برتر انگليس / ميزباني چلسي و تو...
-
»
فوریهٔ
(56)