جوک فقط و فقط برای افراد با جنبه (سری هشتم)

۱۳۸۹/۰۴/۲۵ | برچسب‌ها: | 0نظرات

http://www.dl3.mihandownload.com/download/fun.jpg



به خوش غیرت ميگن زنت چطوري باردار شد ميگه  :حميـــــــــــــــــــــــد


به خوش غیرت می گن پسر حسن آقا دیشب خونه ی شما بوده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده



یه روز به یه خوش غیرت میگن چند تا بچه داری؟ میگه 20 تا میگن اسمشونو چه جوری یاد میگیری میگه اسمشون که چیزی نیست فامیلشون سخته !


يه روز خوش غیرت به دوستش مي گه:جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم .




به خوش غیرت ميگن بچه داري؟ ميگه:والله من نه، ولي خانم داره.........


خوش غیرت بچش زشت در میاد میره تو محل دعوا


توی شهر خوش غیرت زلزله میاد  خوش غیرت دوازده روز می گرده تا زنشو پیدا کنه !....آخه نمی دونسته زیر کدوم آوار باید دنبالش بگرده!!!!!


خوش غیرت بچه دار نمی شد محلشون رو عوض می کنه!


زن یه  خوش غیرت دیر میادخونه  خوش غیرت غیرتی میشه میگه تا حالا كجا بودی؟میگه یه مرده تو خیابون  مزاحمم شد . خوش غیرت  میگه: ده دقیقه  مزاحمت.... بقیشو كجا بودی؟

خوش غیرت  میره عسلویه كار كنه، زنش ماهی 2 میلیون براش می‌فرسته!

رفیق خوش غیرت میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ خوش غیرت میگه: واسه حفظ نا.موس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند، زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه! دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره! خوش غیرت میگه: منم كه خوابم!!!


خوش غیرت میخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به یكی نشون می داده،میگه: این اتاق دخترمه، دراتاق رو باز میكنه میگه: این دخترمه، میبینه یكی هم تو اتاقه، میگه اینم دامادمه! بعد میگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز میكنه، میگه: این خانممه،... اینم منم!!!

خوش غیرت میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفت خونست میگه: ببخشید ‌آقا، شما؟‌ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله خونست. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ خوش غیرت میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!


خوش غیرت ميره خونه ميبنه يكي  خونست ميگه من خلبانم اينجا سقوط كردم خوش غیرت ميگه ر..يدم تواين شانس ديروزهم دوتا قواص تو وان حموم بود



حيف نون ميره كتابخونه كتابشو پس بده. كتابدار ازش مي پرسه كتاب چطور بود؟ حيف نون ميگه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! كتابدار: دفتر تلفن من دست تو چيكار مي كنه؟



حيف نون به زنش ميگه اگه بچمون پسر بود اسم باباي منو ميذاريم، اگه دختر بود اسم باباي تو رو!


حيف نون راديولوژيست ميشه به مريض ميگه: تو عكستون يك شكستگي تو دنده راست سينتون ديدم، با فتوشاپ درستش كردم!

مي دوني اگه حيف نون يه نارنجك انداخت طرفت بايد چي كار كني؟ ... بايد ضامن شو بكشي پرت كني طرف خودش!


مسافري كه تازه به شهر وارد شده بوده از آقاي خنگ مي پرسه ما اينجا غريبيم... كجا آمپول مي زنن... طرف باسنش رو نشون مي ده مي گه اينجا!

0 نظرات:

ارسال یک نظر

مطالب قبلي